«گسترۀ تمدن اسلامی در قرون میانی» در قاب معرفی

مطالعۀ پیشینۀ جامعه یا فرهنگی که انسان خود را وابسته به آن می‌داند یک نیاز است؛ زیرا هویت خود را در آن ارزیابی می‌کند، خود را باز می‌یابد و باور می‌کند. ثمرۀ مطالعۀ تاریخ تمدن اسلامی که در دوره‌ای از تاریخ حیات بشری بارز و سرآمد بود، بازیابی و خودباوری تاریخی است. غرب با بهره‌گیری از تمدن اسلامی خود را تمدن برتر نشان داد و از سوی دیگر مسلمانان هم با افول اندیشۀ عقل‌گرایی به این روند کمک کردند و پس از مدتی جامعۀ اسلامی تولیدکنندۀ علم، مصرف‌کنندۀ دانش غربی شد و بسیاری از امتیازات علمی در تمدن بشری که دستاورد مسلمانان بود به نام غرب و غربی ثبت گردید. بر این اساس و به علت اهمیت موضوع، جناب آقای مهران پالیدی در نوشتار پیش رو، کتاب «گستره تمدن اسلامی در قرون میانه»، دکتر محمد مونس عوض، معرفی و بررسی نموده است.

گستره تمدن اسلامی در قرون میانه

گستره تمدن اسلامی در قرون میانه

دکتر محمد مونس عوض

ترجمه عبدالله ناصری طاهری و سمیه سادات طباطبایی

تهران، اطلاعات، ۱۳۹۳

مقدمه

مطالعۀ پیشینۀ جامعه یا فرهنگی که انسان خود را وابسته به آن می‌داند یک نیاز است؛ زیرا هویت خود را در آن ارزیابی می‌کند، خود را باز می‌یابد و باور می‌کند. ثمرۀ مطالعۀ تاریخ تمدن اسلامی که در دوره‌ای از تاریخ حیات بشری بارز و سرآمد بود، بازیابی و خودباوری تاریخی است. غرب با بهره‌گیری از تمدن اسلامی خود را تمدن برتر نشان داد و از سوی دیگر مسلمانان هم با افول اندیشۀ عقل‌گرایی به این روند کمک کردند و پس از مدتی جامعۀ اسلامی تولیدکنندۀ علم، مصرف‌کنندۀ دانش غربی شد و بسیاری از امتیازات علمی در تمدن بشری که دستاورد مسلمانان بود به نام غرب و غربی ثبت گردید؛ برای مثال در دانش پزشکی که ضروری‌ترین نیاز فطری انسان با آن سروکار دارد و باید با بیماری عارض‌شده بر انسان مبارزه کند در غرب دیروز این گونه تلقی می‌شد که بیماری‌ها ناشی از اعمال شرور شیطانی است. در زمانی که مسلمانان کتاب «الحصبه و الجدری» را می‌نوشتند و می‌خواندند، کلیسای غرب مایه‌کوبی علیه وبا و آبله را ممنوع اعلام می‌کرد؛ زیرا این بیماری‌ها، عذاب اهلی در برابر گناه انسان مسیحی بود. 

 

دانشمندان مسلمان، حوزه‌های جدیدی در دانش پزشکی ایجاد کردند و سایر حوزه‌های اثرگذار بر تمدن بشری انسان مثل شیمی، فیزیک و نورشناسی، نجوم و مثلثات در گستره اندیشه عالمان مسلمان درخشید و آنچه در این میان از همه بیشتر جلب توجه می‌کرد نقش دانشمندان ایرانی بود. ابن خلدون در این مورد می‌گوید: «از شگفتی‌هایی که واقعیت دارد این است که دانشوران امت اسلام، چه در علوم شرعی و چه در دانش‌های عقلی جز در مواردی اندک همگی عجم بوده‌اند و تازه اگر کسانی از آنان یافت شود که از نظر نژاد عرب‌اند، از لحاظ زبان و مهد تربیت و استادان، عجمی بوده‌اند». از جمله می‌توان به خوارزمی، خیام، خواجه نصیرالدین طوسی، ابوریحان بیرونی، ابوالوفا جوزجانی و… اشاره کرد. بر اساس آنچه گفته شد و به علت اهمیت موضوع، در نوشتار پیش رو، کتاب «گستره تمدن اسلامی در قرون میانه»، دکتر محمد مونس عوض، معرفی و بررسی خواهد شد. شایان ذکر است که این کتاب در۴۶۰ صفحه تنظیم شده و مجموع منابع و مأخذ آن چهار بخش و مجموعاً ۹۵ صفحه را به خود اختصاص داده است.

ساختار کلی کتاب

نقش مهم و سهم مسلمانان در تمدن بشری در این کتاب به تفصیل بررسی می‌شود. این کتاب در چهار فصل نگاشته شده است. فصل اول به بررسی ساختار سیاسی و اداری، اقتصادی و نظامی تمدن اسلامی می‌پردازد. در فصل دوم مشارکت‌های علمی در تمدن اسلامی مورد بحث و مداقه قرار می‌گیرد و نهضت ترجمه به رهبری عباسیان را بررسی می‌کند و به انگیزه‌های نهضت درخشان علمی، دستاوردها و… و به‌طور مختصر به انقلاب علمی این دوره در نهضت ترجمۀ میراث مکتوب یونانی، ایرانی و هندی که در تاریخ قرون میانی بی‌مانند بود، اشاره دارد. در فصل سوم  به بررسی شهر و هنر در تمدن اسلامی  می‌پردازد. تعریف شهر اسلامی، بیان موقعیت آن و بررسی نمونه‌های فراوان از شهرهایی که مسلمانان ساختند و تا به امروز بر نوآوری مداوم اسلام شهادت می‌دهد موضوعاتی است که در این بخش به آن پرداخته می‌شود. در آخرین فصل این کتاب به تمدن جهانی اسلام و موضع‌گیری غرب در برابر آن پرداخته شده و راه‌های انتقال تمدن اسلامی به اروپا در قرون میانی و در چهرۀ اندلس، سیسیل، جنوب ایتالیا و شام عصر صلیبی بررسی می‌گردد و اثبات می‌کند  که اروپا در محضر تمدن مشرق شاگردی کرده است و از طرفی عوامل گوناگونی را که در پیدایش موضع‌گیری خصمانۀ غرب در برابر تمدن اسلامی وجود دارد برمی‌شمارد.

بررسی محتوای کتاب

بررسی‌های به‌عمل‌آمده و ارکان مورد توجهی که در ساختار تمدن اسلامی وجود دارد نشان می‌دهد که اسلام چندین قرن پیش از نظام‌های سیاسی اروپا پیش‌‌قراول دموکراسی بوده است، اما افزون بر دموکراسی و مهم‌تر از آن، حقوق بشر است. در خلال پرداختن به نظام سیاسی باید بگوییم که به‌حق، قرآن نخستین و کامل‌ترین منشور حقوق بشر است. 

از نظر اقتصادی درمی‌یابیم که تمدن اسلامی با دیدگاهی که دربارۀ اموال دارد تمدنی اخلاق‌محور است. مالکیت در اسلام از آن خداست و انسان، نمایندۀ خداوند در زمین، باید از این اموال برای آبادانی زمین استفاده کند و مال باید از طریق حق به‌دست آمده باشد و در راه حق مصرف شود و از باطل جلوگیری کند و اسلام به‌شدت بر مال پاکیزه تأکید داشته و بر خطر مال حرام یادآوری می‌نماید و از طرفی نیز در اسلام رباخواری حرام است. فلسفۀ حرمت ربا آن است که نیاز فرد نیازمند وسیلۀ سوء استفاده از او قرار نگیرد و همچنین فرد رباخوار بدون هیچ‌گونه تلاشی به انباشت ثروت نپردازد. منع احتکار نیز از دیگر ارکان اقتصاد اسلامی است.

ذهنیت عزّت در ارتباط با جهاد در اسلام نیز دچار اشتباه گردیده است. آنان درک نکرده‌اند که جنگ در اسلام برای غارت و چپاول ویرانی و هلاکت نیست، بلکه اسلام به عنوان قدرتی که می‌خواهد تمدن را در اختیار داشته باشد جنگ را تأیید می‌کند. جنگ در اسلام آن گونه که در نگاه نخست به نظر می‌رسد نه تنها با تمدن در تضاد نیست، بلکه مکمل و یاری‌رسان آن نیز محسوب می‌شود؛ زیرا جنگ‌های اسلام جنگ‌های تمدنی هستند باید بدانیم شمار فراوان جنگ‌های تاریخ اسلام به علت تعدد دشمنانی بود که به مخالفت با اسلام برخاستند. مسلمانان در کنار سلاح‌های متداول از باروت به عنوان سلاحی کشنده‌ استفاده می‌کردند. مسلمانان در طی قرون میانی تجهیزات نظامی خود را تکمیل کرده و در زمینۀ علوم نظامی اختراعاتی داشتند که اروپاییان از آن بی‌بهره بودند. بنابراین مسلمانان در زمینۀ تجهیزات و نوآوری‌های نظامی نیز همانند دیگر زمینه‌های علمی پیش‌قراول بودند و مهم این است که آنان با وجود بهره‌مندی از تجهیزات پیشرفتۀ نظامی هرگز برای کشورگشایی و سلطه‌طلبی نمی‌جنگیدند، بلکه برای دفاع از دستاوردهای تمدن خود مبارزه می‌کردند.

مسلمانان به خوبی می‌دانستند جنگ میان مسلمانان و دیگر ملت‌ها با پیروزی آنان در میدان نبرد پایان نیافته است، بلکه نبرد تمدن‌ها همچنان پابرجاست و به میدان علوم کشیده شده است. دانشمندان و مترجمانی که با چندین زبان آشنا بودند، زمینۀ لازم را فراهم کردند تا مسلمانان انقلاب ترجمۀ خود را آغاز کنند. اسلام به عنوان یک دین به علم و به‌کارگیری اندیشه بسیار اهمیت می‌دهد؛ زیرا اولین واژۀ آشنا برای امت قرآن کریم «اقرء» است که گسترده‌ترین معانی و مفاهیم تمدن به‌ویژه موضوعات علمی را شامل می‌شود.

از حنین بن اسحاق می‌توان به عنوان رهبر نهضت ترجمه یاد کرد. او گروهی از مترجمان زبده را گرد هم آورد و کتاب‌هایی را برگزید که بدون در اختیار داشتن آن پایه‌گذاری علوم ممکن نبود و انقلابی را در فضای فرهنگی آن زمان راه انداخت. مترجمان در مؤسسۀ علمی پیشرفته‌ای که یکی از عوامل به ثمر نشستن نهضت ترجمه بود فعالیت می‌کردند. در اروپای قرون میانی، مؤسسه‌ای مانند بیت‌الحکمه وجود ندارد. یعقوب کندی، ثابت بن قره و… از بارزترین چهره‌هایی بودند که تحت ریاست حنین در این مرکز فعالیت داشتند. نهضت ترجمه و توجه به کتاب به رونق صنعت کاغذسازی و وراقان انجامید به گونه‌ای که فضای علمی پدیدآمده سبب شد دانشمندان در تمام شاخه‌های علوم ظهور کنند. تأمل در نهضت ترجمه نشان می‌دهد مسلمانان تنها منتقل‌کنندۀ علوم نبودند، بلکه ایشان کتب یونانی را شرح می‌دادند و بر آن می‌افزودند.

مسلمانان پس از دورۀ ترجمه و آشنایی با طب یونانی و هنری اطلاعات پزشکی فراوانی در اختیار داشتند و با تکیه بر آن در مرحلۀ ابتکار و ابداع علمی قدم گذاردند. در واقع مسلمانان درشاخه‌های گوناگون علم پزشکی دست به تحریر زدند؛ مثلاً در زمینۀ علم تشریح، وظایف الاعضاء، آسیب‌شناسی، زنان و زایمان و داروشناسی. طب اسلامی در قرون میانی دستاوردهای بسیار داشته است، مانند: کشف گردش خون در ریه، جراحی‌های گوناگون، بررسی ورم‌های سرطانی، مداوای شکستگی‌ها، جراحی‌های زیبایی، بخیه زدن با نخ‌های جذب‌شونده، احیای ریوی و… .

علاوه بر طب، مسلمانان در داروسازی آشنایی درخور تأملی داشتند. همچنین در ریاضیات و نجوم، به‌طوری‌که اخترشناسان مسلمان بر پیشرفت علم ستاره‌شناسی جدید تأثیرات شگرفی داشند. محاسبۀ محیط زمین از دستاوردهای مسلمانان در علم نجوم است. آنان زمان مأمون عباسی محیط زمین را در حدود ۴۱۲۴۸ کیلومتر محاسبه کردند. تأسیس رصدخانه‌های متعدد در شهرهای مختلف از جمله موارد توجه به علم نجوم بوده است. 

گیاه‌شناسی و جانورشناسی از علومی است که معلومات مکتوب فراوانی در آن دارد. در زمینۀ جغرافیا باید گفت که معلومات جغرافیایی که مسلمانان عرضه کردند در قیاس با آنچه پیش از این یونانیان ارائه کرده بودند بسیار حائز اهمیت است و از مشارکت فراوان مسلمانان قرون میانی در این زمینه حکایت می‌کند. جغرافی‌دانان مسلمان در تألیفات خود تصویر کاملی از شرایط عمرانی جهان اسلام در قرون یادشده ترسیم کرده‌اند. این تصویر حاکی از آن است که شبکۀ مواصلاتی گسترده‌ای اقصی نقاط جهان اسلام را به یکدیگر مرتبط می‌ساخت، به گونه‌ای که بازرگانان و دیگر افراد آزادانه و به آسانی از منطقه‌ای به منطقۀ دیگر  سفر می‌کردند. همین نکته سبب شد اوضاع اقتصادی و دیگر مظاهر تمدن، در قلمرو اسلامی شکوفا شود.

در مکتوبات دانشمندان اسلامی، حقایق علمی زیادی دربارۀ زمین وجود دارد؛ از جمله کروی بودن زمین، وجود خط استوا، محیط ۳۶۰ درجه‌ای زمین و زاویۀ میان خط استوا و قطب که ۹۰ درجه است. علاوه بر آن مسلمانان مفهوم انسان در علم و هنر و تاریخ و همچنین فلسفه را تکامل بخشیدند. تمدن اسلامی علاوه بر علوم نظری در شهرسازی و هنر نیز تأثیرگذار بوده است.

مسلمانان در تمام سرزمین‌هایی که به تصرف درآوردند، شهرهای اسلامی را بنا نهادند. بنابراین گسترۀ جغرافیایی شهرهای ساخته‌شدۀ تمام جهان اسلام از چین در شرق تا اندلس در غرب را فرا می‌گیرد. برخی معتقدند که مسلمانان در حدود هزار شهر ساخته‌اند. البته بعضی از مستشرقان این شهرها را تقلیدی از شهرهای یونانی و رومی دانسته‌اند. در نتیجه آنان در نیافته‌اند که شهر اسلامی نمایندۀ روح اسلام به عنوان یک دین است. آنان به اشتباه، نظام‌های اسلامی حاکم در شهرها را امتداد نظام‌های رومی و بیزانسی دانسته‌اند، درحالی‌که هریک از شهرهای اسلامی ویژگی‌های مخصوص خود را داراست. ابعاد گوناگون زندگی شهرنشینی همانند ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در این شهرها شکوفا بود که این امر از رونق تمدن اسلامی حکایت می‌کند. ویژگی‌های مشترک تمدن اسلامی همانند وجود مسجد جامع و آداب و مناسک اسلامی در همۀ شهرها مشاهده می‌شود. بنابراین اسلام به عنوان دین مشترک عامل پیوند شهرهای گوناگون به یکدیگر بود و به همین سبب است که جهانگردان مسلمان از دورترین نقطه در مغرب به دورترین نقطه در مشرق قلمروی اسلامی می‌رفتند و با کوچک‌ترین مشکلی روبه‌رو نمی‌شدند؛ زیرا در کنار خصوصیات جغرافیایی و فرهنگی مخصوص هر منطقه رشته‌های ناگسستی مذهب شهرهای مختلف را به یکدیگر پیوند می‌داد.

بغداد و قاهره از بزرگ‌ترین شهرهایی بودند که مسلمانان در قرون میانی تأسیس کردند. صنعت و تجارت دو روی سکۀ اقتصاد در شهرهای اسلامی بود. در این شهرها صنایع متعدد مثل صابون‌سازی، کاغذسازی، شیشه‌سازی، صنایع آهنی و مسی و دیگر صنایع بسیار پررونق بود. پیشه‌وران مسلمان که به‌حق شایستۀ نام هنرمند هستند در عالم صنعت جایگاه رفیعی داشتند. موزه‌های متعدد مانند موزۀ هنر اسلامی در قاهره، موزۀ دمشق، موزۀ کویت، موزۀ تمدن اسلامی در شارقه بر صحت این ادعا گواهی می‌دهند. همین توانمندی‌هاست که باعث انتقال تمدن اسلامی به اروپا در قرون میانی می‌گردد و پژوهشگران منصف و بی‌طرف اروپا را وادار به اعتراف می‌کند که اروپا در محضر تمدن درخشان مشرق شاگردی کرده است. 

اندلس گذرگاهی بود که اسلام خود را به عنوان دین تمدن‌ساز به اروپای قرون میانی معرفی کرد. اهمیت اندلس از آن روست که در خاک اروپا واقع شده و مسلمانان هشت قرن در آنجا سپری کرده و مشاهیر بسیاری در زمینه‌های گوناگون به جهان اسلام تقدیم کرده است. رونق و شکوفایی اندلس را همین بس که شهر قرطبه در نیمۀ قرن دهم میلادی/ چهارم هجری از بزرگ‌ترین و درخشان‌ترین شهرهای جهان به‌شمار می‌آمد، درحالی‌که هیچ‌یک از پایتخت‌های اروپایی به گرد آن هم نمی‌رسیدند. پزشکان فرانسه برای شاگردی در نزد طبیبان مسلمان در قرطبه و دیگر شهرهای پررونق اندلس سفرهای پرزحمتی را بر خود هموار می‌کردند. 

تمدن اسلامی در سیسیل و جنوب ایتالیا بسیار تأثیرگذار بود و مسلمانان به عنوان پیام¬آوران فرهنگ و تمدن این مناطق را فتح کردند نه جنگجویانی که طالب کشورگشایی بودند.

مستشرقانی که تمدن اسلام آنان را به حیرت وا داشته است برای مقابله با اسلام، خصمانه و دور از بی‌طرفی علمی به شبهه‌افکنی علیه‌ اسلام و هجوم به قرآن کریم پرداخته‌اند. کینه‌ای که آنان از اسلام و مسلمانان به دل داشتند ایشان را وا می‌دارد تا قلم به دست گیرند و سخنان ناروایی علیه‌ اسلام و مسلمین بر صفحۀ کاغذ بنویسند. این حس نفرت و انتقامجویی از آن روست که هر عاقل منصف اعتراف می‌کند خداوند آن‌چنان قدرت و توانمندی به اسلام عطا کرده که به‌حق دین شایستۀ هر زمان و مکان می‌باشد. اسلام به عقل و فطرت بشری احترام می‌گذارد و به همین سبب دین فطرت نام گرفته است.


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *