نقد «تاریخ سیاسی و نظامی جنگ عراق با ایران»

تاریخ سیاسی و نظامی جنگ عراق با ایران ، به یکی از مهمترین جنگ های جهان در دورۀ معاصر می پردازد؛ رویدادی که ایران پس از انقلاب اسلامی را از جهات متعدد تحت تأثیر شدید خود قرار داد. کتاب تاریخ سیاسی و نظامی جنگ عراق با ایران، نوشته علی اکبر ولایتی ، اصغر صادقی یکتا و محمود یزدان فام که توسط کتاب مرجع و در سال ۱۳۸۹ نخستین چاپ آن به بازار راه یافته، متشکل از دو بخش اصلی است : در بخش یک ، تاریخ سیاسی جنگ عراق با ایران از زمینه ها و ریشه ها و آغاز آن تا پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و خاتمۀ آن پی گرفته می شود. در بخش دو نیز تاریخ نظامی این جنگ مطرح و خصوصاً عملیات های نظامی مهم معرف می گردد. جناب آقای سجاد برزگر دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی دانشگاه تبریز در نوشته حاضر ضمن معرفی این اثر به نقد و بررسی آن نیز می پردازد. متن مقاله به شرح ذیل است:

z

مقدمه :

 هنوز دیدگاه شفاف تبیین شده ای در پاسخ به این پرسش که آیا جنگ به یک امر تاریخی تبدیل شده یا نه ، وجود ندارد ، و این خود شاید تاریخ نگاری جنگ را تحت تأثیر قرار دهد. زیرا تاریخ نگاری جنگ چگونه می تواند در شرایطی که همچنان تشکیک ها و تردیدها درباره ی تاریخی شدن واقعه جنگ ادامه دارد ، به صحت و سلامت چارچوب ها و روش هایی که اتخاذ می کند ، باور داشته باشد؟ پرسش تاریخی شدن یا نشدن جنگ ، به شدت محل بحث و چالش است و حداقل چهار نوع ملاحظه دراین باره وجود دارد:

۱-برخی بر اساس قول رایج عباس اقبال – مبنی بر گذشت زمان به مدت پنجاه سال به منظور فراهم شدن زمینه ی لازم برای انتشار اسناد و کاهش حضور کسانی که نقش اساسی داشته اند – بر این باورند که جنگ هنوز تاریخی نشده است.

۲-برخی با توجه به مسائل سیاسی – حقوقی بر این باورند که جنگ با برقراری آتش بس و شناخته شدن صدام به عنوان متجاوز ، تمام شد و به تاریخ پیوست.

۳-برخی با توجه به فضای سیاسی – اجتماعی  و تحولات حاصل از جنگ در جامعه ، بر این باورند که با اتمام جنگ و تغییر تدریجی شرایط و فضای جامعه ، جنگ تدریجاً به تاریخ به معنای گذشته پیوست ، به همین دلیل بعضاً از زبان این عده می شنویم که فلان موضوع ، خاص زمان جنگ بود و اکنون جنگ تمام شده است.

۴-کسانی که از منظر ارزشی به حقایق و معنویت های جنگ می نگرند ، حضور نسل جنگ آزموده و ظهور نسل جدید و تربیت این نسل بر اساس ارزش های گذشته را به معنای امتداد گذشته در حال ، ارزیابی و دیدگاه معارض با آن را نقد می کنند. (علیرضا کمری،۱۳۸۷،ص۳۱)

تاریخی شدن یا نشدن جنگ ایران و عراق و پرسش هایی نظیر این ، لزوم برخی تأملات و ملاحظات در رویکرد تاریخی به جنگ و تاریخ نگاری جنگ را یادآور می شود. از جمله اینکه : حوادث بزرگ ، شأن تاریخی دارند زیرا تاریخ ساز هستند و موجب تمایز یک دوره از دوره های پیش و پس از خود می شوند. این همان چیزی است که در دوره بندی تاریخی به آن توجه می شود. جنگ تحمیلی از جمله حوادث بزرگ تاریخ سازی بود که وقوف به شأن تاریخی آن از همان آغاز درگیری با عراق حاصل شده بود. جنگ ایران و عراق به عنوان منازعه یی  محدود اما طولانی ، پس از جنگ جهانی دوم مورد منحصر به فردی است که به مدت ۸ سال ، منطقه خلیج فارس و خاورمیانه را تحت تاًثیر قرار داد.

حال با فرض تاریخی شدن جنگ و قبول جنگ به عنوان یک پدیده تاریخی؛ باید بررسی کرد که تاریخ نگاری جنگ از چه منظر و رویکردی به حقیقت جنگ می نگرد و نسبت آن به مثابه تاریخ این واقعه با حقیقت جنگ چگونه تعریف می شود؟ بدیهی است لازمۀ بحث درباره ی موضوع مهمی چون جنگ ایران و عراق ، برخورداری از چارچوب نظری ، متدولوژی یا روش تحقیق مناسب و دسترسی به اسناد و مدارک معتبر می باشد. کتاب « تاریخ سیاسی و نظامی جنگ عراق با ایران » هر چند کوچک و کم حجم و با کاستی های زیادی همراه است ، اما به درک ما از تاریخ معاصر ایران به ویژه تاریخ نگاری جنگ کمک می کند.

معرفی کتاب : کتاب «تاریخ سیاسی و نظامی جنگ عراق با ایران» در حقیقت مقاله ای تحقیقی است که در دانشنامۀ جهان اسلام و زیر نظر غلامعلی حداد عادل آماده و تهیه شده ، اما بعداً از شکل دایره المعارفی خارج شده و تغییراتی پذیرفته است، البته از جنبه تحقیقی- استنادی آن چیزی کاسته نشده است. مؤلفین در نگارش کتاب از روش توصیفی – تحلیلی استفاده کرده اند ، یعنی ضمن شرح و توصیف واقعه به بررسی علل و عوامل بروز آن نیز توجه کرده اند، از جمله تحلیل هایی که مؤلف در خصوص علل صدور هر یک از قطعنامه های شورای امنیت ارائه می دهد.

کتاب متشکل از دو بخش اصلی است : بخش اول با عنوان «تاریخ سیاسی» تألیف آقایان علی اکبر ولایتی و اصغر صادقی یکتا و در بخش دوم «تاریخ نظامی جنگ» توسط محمود یزدان فام  پی گرفته می شود. در بخش اول کتاب به ریشه ها و زمینه های شروع جنگ ، بازپس گیری خرمشهر ، صدور قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت ، عملکرد ایران قبل و بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و همچنین به بررسی تلفات انسانی و زیان های اقتصادی ایران در این جنگ پرداخته شده و در بخش دوم مؤلف گزارشی از تاریخ نظامی جنگ ارائه و به بررسی وقایع مربوط به آغاز جنگ و مقاومت های مردمی ، تجدید سازمان نیروهای مسلح ، عملیات های سرنوشت ساز و رخدادهای سال های پایانی جنگ از جمله درگیری ها در خلیج فارس و تشدید جنگ نفتکش ها می پردازد.

جنگ عراق با ایران ، از مهمترین جنگ های دورۀ معاصر است که در فاصلۀ ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ هجری شمسی روی داد. این جنگ در پی مجموعه ای از عوامل زمینه ساز و مناقشه های فزایندۀ سیاسی – نظامی با تجاوز نیروهای عراق به ایران آغاز شد ، تلاش ایران برای بیرون راندن دشمن و باز پس گیری مناطق اشغالی و غلبه بر عراق ، بن بست جنگ  و فرسایشی شدن آن ، گسترش جنگ شهرها ، استفادۀ گسترده عراق از سلاح های شیمیایی و نهایتاً دخالت نیروهای بیگانه در منطقۀ خلیج فارس ، رویارویی آمریکا با ایران ، گسترش جنگ نفتکش ها و بین المللی ابعاد جنگ و نیز عملکرد شورای امنیت سازمان ملل در طول جنگ و پس از آن در معرفی عراق به عنوان آغازگر جنگ و پذیرش مجدد قرار داد الجزایر از سوی این کشور ، از جمله مشخصه های بارز این جنگ بزرگ به شمار می آید. کتاب تاریخ سیاسی و نظامی جنگ عراق با ایران به توصیف و تحلیل این موضوعات پرداخته است.

8888

نویسنده در تحلیل خود از علل و ریشه های وقوع جنگ چندان عمیق و ریشه ای با مسأله برخورد نکرده ، و تنها مسأله اروند رود و قرارداد معروف الجزایر(۱۳۵۴ش/۱۹۷۵م) را مطرح می کند ، در کل مؤلف بیشتر به علل تنش ها و خصومت ها از زمان روی کار آمدن حزب بعث و صدام و همچنین اتفاقات سالهای ۵۷ تا ۵۹ توجه کرده و در پرداختن به مطالب دیگر خصوصاً سابقه و تاریخچه خصومت های قومی و فرهنگی بین ایران و عراق کوتاهی نموده. مؤلف تمایل حزب بعث عراق به توسه طلبی و انگیزۀ قوی حکومت عراق برای تشکیل دولت ملی – عربی ، با ضمیمه کردن منطقۀ خوزستان ایران به عراق و قدرت طلبی مشهود صدام حسین را مهمترین علل اقدامات دولت عراق بر ضد ایران می داند و همچنین معتقد است ، نگرانی های دولت های منطقه از شرایط جدید ایران پس از انقلاب اسلامی و به مخاطره افتادن منافع و امتیازات دولت های بزرگ غربی در منطقه و از سوی دیگر ، نوپایی حکومت جدید ایران و آماده نبودن قوای نظامی برای مقابله با حملات مرزی  نیز در تصمیم گیری دولت بعث عراق برای حمله به ایران مؤثر بوده است. (ولایتی،۱۳۸۹،ص۵)

صاحب نظران در بررسی علل و زمینه های جنگ به دلایل زیادی اشاره کرده اند که در کتاب حاضر به آنها توجه کافی نشده است؛ از جمله قدرت طلبی صدام حسین ؛ وی در آغاز تجاوز به ایران دارای سه انگیزه شخصی بود و امیدوار بود با پیروزی سریع بر ایران ، خواسته های جاه طلبانه و شخصی وی ارضا و تأمین گردد. انگیزه اول تلاش برای کسب رهبری جهان عرب بود. به دنبال مرگ ناصر و امضای پیمان کمپ دیوید و انزوای مصر ، جهان عرب دچار خلأ رهبری شده بود و نیازمند شخصیتی بود که بتواند با استفاده از امکانات و توانایی های کشور خود ، در جهت آرمان های وحدت جهان عرب و جبران تحقیر اعراب در قبال اسرائیل این خلأ را پرنماید. صدام حسین امیدوار بود با پیروزی در جنگ با ایران چنین موقعیتی را کسب نماید و به همین دلیل نام این جنگ را قادسیه نامید تا یادآور شکست ایرانی ها از اعراب مسلمان در اوایل ظهور اسلام باشد.انگیزه دوم صدام این بود که بتواند با پیروزی بر ایران خلأ سقوط شاه را پرکند و نقش ژاندارم منطقه را در حفظ منافع غرب بازی کند و علی رغم مواضع ضد آمریکایی که قبلاً اتخاذ می کرد، به آمریکایی ها نشان دهد که تضاد منافع با آنها ندارد و اقدام وی در راستای اهداف آمریکا در منطقه است.انگیزه سوم صدام جبران تحقیری بود که شخصاً در امضای قرار داد الجزایر (۱۳۵۴ش/۱۹۷۵م) شده بود و همواره احساس می کرد که در این جریان اجباراً تن به امضای این قرارداد داده است. بنابراین درصدد بهانه ای بود که قرارداد ۱۹۷۵م را باطل کند و این عمل را در ۲۶ شهریور۱۳۵۹/ ۱۷سپتامبر۱۹۸۰در اجلاس فوق العاده مجمع ملی صورت داد.(محمدی،۱۳۸۶،ص۱۳۲-۱۳۰)

رالف کینگ در بررسی علل جنگ ایران و عراق ضمن قبول موارد بالا ، خاطر نشان کرده : آنچه این باور را در ذهن دولتمردان عراق ایجاد کرد که توسل به زور یک ضرورت است ، بی پروایی فزاینده ایران و بلند پروازی های این کشور برای وضعیت موجود در سراسر خلیج فارس به ویژه در عراق بود. نیز می افزاید : در سال ۱۳۵۸ رهبران ایران آمادگی خود را برای جنگ با یک کشور عربی اعلام کردند. ماجرا از این قرار است که در آوریل ۱۹۸۰ در پی سوء قصد به جان طارق عزیز معاون نخست وزیر عراق ، ایران به طراحی ترور مزبور متهم گردید. جنگ لفظی شدت گرفت و امام خمینی و دیگر مسئولان نظام از مردم خواستند که رژیم بعثی شوم را به زباله دان تاریخ بیندازند. وزیر دفاع ایران اعلام کرد که «اگر ارتش ایران وارد عراق شود ، شیعیان عراق با آغوش باز از آنها استقبال خواهند کرد.» (کینگ ،۱۳۸۷،ص۳۵) مفهوم شناسی ریشه یابی جنگ از نظر نویسنده ناظر به این معناست که « تهدید شدن » رژیم عراق ، عامل اقدام حزب بعث به شروع جنگ بوده و انگیزه و هدف آن صیانت از بقا بوده است. اما همچنان که بعدها مبرهن گردید ، از همان ابتدا، عراق اوضاع را برای جبران توازن میان خود و ایران مناسب تشخیص داد تا از موقعیت بدست آمده استفاده کرده و با یکسره نمودن کار نظام جدید و انقلابی ایران ، امتیازات بسیاری از جمله تغییرات مرزی را به لحاظ حقوقی به دست آورد. بنابراین استراتژی نظامی عراق در تجاوز به ایران نه با مفهوم تهدید که با مفهوم فرصت قابل بازشناسی و درک است. 

کینگ در بیان علل مؤثر در شروع جنگ، به «خصومت های تاریخی ، رقابت های قومی و فرهنگی دیرینه بین اعراب و ایرانیان اشاره می کند» و همچنین «اختلافات بین مسلمانان شیعه و سنی» را نیز در زمره علل جنگ آورده است. مورد آخر به لحاظ تاریخی قابل اثبات نیست اما صحبت از خصومت های تاریخی  و قومی قابل تأمل است. زیرا رژیم عراق قبل از جنگ هم از هر فرصتی برای یادآوری اختلافات قومی و پیروزی نیروهای عرب بر فارس ها در قادسیه در سال ۶۳۸ پس از میلاد استفاده می کرد، حتی در عراق از جنگ ایران-عراق به عنوان «قادسیه صدام» یاد می شد.(همان،ص۲۹)

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در ۱۳۵۷/۱۹۷۹ نیز موج جدیدی از ناآرامی های شیعیان عراق را به وجود آورد. تظاهر کنندگان در مراسم محرم آن سال خواستار اصلاحات اجتماعی و استقرار یک حکومت اسلامی شدند. به زعم دکمجیان « دولت عراق با توجه به الهاماتی که مبارزان شیعه از جانب حضرت امام خمینی (ره) می گرفتند، حزب الدعوه را همچون ستون پنجمی می دانست که هدفش ادغام ایران و عراق است. دولت بعثی در پاسخ، آیت الله صدر را دستگیر و تظاهرات شیعیان را به شدت در هم کوبید. عظمت وگستردگی سرکوب باعث شد تا اندکی پس از روی کار آمدن صدام حسین در دوم تیر ۱۳۵۸ / ۲۳ ژوئیه ۱۹۷۹، بیست و دو مقام بلند پایه بعثی اعدام شوند. اعلام حمایت مطلق از انقلاب اسلامی توسط آیت الله صدر و تشویق مبارزه مسلحانه علیه رژیم موجب شد که او را به تشکیل یک حکومت شیعی در عراق و خیانت متهم نموده و همراه با خواهرش در اردیبهشت ۱۳۶۰ / آوریل ۱۹۶۰ به شهادت برسانند.»(دکمجیان،۱۳۶۶،ص۱۹۷)

رژیم عراق همچنین شورش کردهای شمال عراق را بعد از پیروزی انقلاب اسلامی متأثر از انقلاب ایران می دانست تا جایی که رئیس جمهور عراق به زعم خود یکی از دلایل لغو موافقت نامه الجزایر را دخالت جمهوری اسلامی ایران در قضیه اکراد عنوان می کرد. وی در نطق ۲۶ شهریور ۱۳۵۹ / ۱۷ سپتامبر۱۹۸۰ چند روز قبل از حمله سراسری به ایران می گوید : «ایران از پسران بارزانی دعوت نموده که به این کشور بیایند. ایران قصد دارد آنان را علیه دولت عراق تحریک کند.» بنابراین نگرانی هایی که دولت صدام از بازتاب انقلاب اسلامی بر عراق داشت،نیز عامل مهمی در آغاز جنگ و به منظور شکست و نابودی انقلاب بوده است تا بدین وسیله از تأثیر آن بر عراق جلوگیری نماید.(محمدی،۱۳۸۶،ص۱۳۴)

بررسی آزاد سازی خرمشهر و تأثیر این پیروزی در موازنۀ قدرت به نفع ایران و همچنین بررسی و تحلیل تک تک قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل و نحوه واکنش ایران و عراق به این قطعنامه ها ، قسمتی دیگر از کار مؤلف را تشکیل می دهد. قطعنامه ۴۷۹ یکی از مهمترین قطعنامه ها بود که جای داشت مؤلف به تشریح و تحلیل بیشتری دربارۀ آن می پرداخت. این قطعنامه در تاریخ ۲۸ سپتامبر ۱۹۸۰ و شش روز پس از حمله عراق به ایران با اتفاق آراء تصویب شد ، در این قطعنامه حرفی از نادیده گرفتن منشور ملل متحد توسط عراق به میان نیامد ، علت تجاوز و متجاوز بودن عراق مسکوت ماند. در صورتی که مفاد این قطعنامه به درستی تنظیم می شد می توانست پایان بخش جنگ و آغاز حل مسالمت آمیز مسئله باشد.(پارسادوست ،۱۳۷۱،ص۴۹)

نویسنده به بررسی تلفات انسانی و زیان های اقتصادی ناشی از جنگ نیز پرداخته و معتقد است برآورد دقیقی از تلفات انسانی و زیان های اقتصادی جنگ وجود ندارد، اما بی گمان این جنگ صدها هزار کشته، بیش از یک میلیون مجروح ، متجاوز از هشتاد هزار اسیر، ۲/۵ میلیون مهاجر و برای هر دو کشور ، دست کم دویست میلیون دلار هزینه داشته است. در برآوردهای دیگری که از تلفات و زیان های جنگ شده، ارقام بالاتری ذکر شده است. زیان های جنگ برای ایران در بخش نفت ۱۰۸/۲ میلیارد دلار، از دست رفتن تولیدات ناخالص غیر نفتی ۳۰/۴ میلیارد دلار و هزینه های نظامی ۲۳/۴ میلیارد دلار بوده است. در گزارش هیئت اعزامی سازمان ملل متحد، میزان خسارت مستقیم به ایران ۹۷/۲ میلیارد دلار برآورد شده است.(ولایتی،۱۳۸۹،ص۳۳-۳۲)

نقد و ارزیابی :

۱-آنچه در کتاب برای هر خواننده ای مشهود است جای خالی مقدمه برای این اثر است. بهتر بود در مقدمه ای به روش تدوین کتاب، جزئیات فنی و اهداف انتشار پرداخته می شد.

۲-مؤلف در قسمت هایی از کتاب تاریخ وقایع را به تاریخ میلادی ذکر کرده و از همسان سازی آن تاریخ به سال شمسی خودداری کرده است. از جمله در صفحات ۳و ۲۸ و ۳۳٫ 

۳-گردآورنده گاه یک تحلیل را چندبار و برای موضوعات مختلف تکرار کرده است، از جمله دربارۀ قطعنامه ها که علل صدور و تصویب همۀ آنها را با یک تحلیل یکسان پاسخ گفته است. متأسفانه مؤلف از آوردن متن کامل قطعنامه ها و بیانیه های شورای امنیت سازمان ملل در متن کتاب یا در پی نوشتها خودداری کرده است و تنها به گزینش یا بیان جزئی از مطلب اکتفا کرده و در حقیقت تاریخ جانبدارانه و گزیده را ترجیح داده و خواننده را از داشتن یک داوری تاریخی کامل دراین باره محروم ساخته است.

۴-از جمله ایرادات دیگری که می توان بر این کتاب وارد کرد، عدم وجود یک نتیجه گیری جامع و مانع در انتهای هر دو مقاله می باشد.

۵-در نگارش این کتاب کمتر از ۵۰ منبع مورد استفاده قرار گرفته، شایسته بود که مؤلفین به منابع بیشتری مراجعه می نمودند تا اثر مورد بحث ارزش علمی بیشتری پیدا کند ، متأسفانه نگارنده از توجه به اسناد ، مخصوصاً اسناد سازمان ملل متحد نیز غفلت کرده است.

۶-از محاسن کتاب می توان به نظم و آهنگ مناسب و منطقی آن اشاره کرد، هرچند فقدان مقدمه از عیوب این اثر به شمار می رود اما با این حال کتاب از ابتدا و پایان مناسبی برخوردار می باشد.

کتابنامه :

- اردستانی، حسین. جنگ عراق و ایران- رویارویی استراتژی ها ، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ) ، ۱۳۸۸٫

- پارسادوست، منوچهر. نقش سازمان ملل متحد در جنگ عراق و ایران ، تهران : شرکت سهامی انتشار، ۱۳۷۱٫

- دکمجیان، هرایر. جنبش های اسلامی در جهان عرب ، ترجمه حمید احمدی ، تهران ک کیهان، ۱۳۶۶٫

- کمری، علیرضا. تاریخ نگری و تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق ، تهران : مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ) ، ۱۳۸۷٫

- محمدی، منوچهر. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران اصول و مسائل، جلد۴ ،تهران : دادگستر ،۱۳۸۶٫   


پاسخ دهید