امپراتوری عثمانی (عصر متقدم ۱۳۰۰ تا ۱۶۰۰)

امپراتوری عثمانی (عصر متقدم ۱۳۰۰ تا ۱۶۰۰) نوشته خلیل اینالجق، ترجمه کیومرث قرقلو، انتشارات بصیرت


1

علی مراد نژاد- دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه تهران

مقدمه :

امپراتوری عثمانی در آغاز امارت کوچکی بود که خود را وقف غزا و جهاد ضد مسیحیان کرده بود. این حکومت فاقد اهمیت مرزی بود، ولی به تدریج و با تسخیر سرزمین های عربی، در سال ۱۵۱۷، مقتدرترین حکومت جهان اسلام شد. در اواخر سده ۱۶، امپراتوری عثمانی با سنن حکومت داری و اداری، سیاست های مالی، نظام زمین داری و تشکیلات نظامی خود، نمونه ای کاملا توسعه یافته از امپراتوری خاورمیانه ای بود.

 تاریخ پر فراز و نشیب امپراطوری عثمانی از زوایای مختلفی قابل تامل و بررسی می باشد؛ عمر طولانی این سلسله یکی از ابعاد مهم این اهمیت می باشد، چرا که حکومت عثمانی  بیش از ۶۰۰ سال دوام آورده و در این میان علاوه بر طول زمانی، باید به تنوع و گسترش جغرافیایی این حکومت هم توجه کرد. چرا که از اواخر سده ۱۵ و اوایل سده ۱۶ امپراطوری عثمانی به جز  ایران، آسیای مرکزی، هند و جنوب شرق آسیا، بخش بزرگی از قلمرو جهان اسلام را در درون مرزهای خود ، گرد هم آورده بود. در میان فواید مطالعه تاریخ عثمانی، نکته ی مهم دیگری هم وجود دارد و آن، ارتباط، چالش و درگیری هایی است که بین حکومت عثمانی و دولت صفوی و حکومت های بعد از صفویه در ایران وجود دارد. بنابراین با مطالعه بخش های مختلفی از تاریخ عثمانی ضمن تعمیق بخشیدن به آگاهی های خود از بخش های مختلفی از تاریخ جهان اسلام، با دسترسی به منابع و ماخذ و اسناد بر جای مانده از این دوره می توانیم داده های تاریخی و منابع داخلی را با نگاه علمی و جامع تری مورد ارزیابی قرار دهیم. 

با اینکه همه پژوهشگران تاریخ در کشور، بر این امر تاکید دارند که ما در حوزه تاریخ و نیز تاریخنگاری عثمانی با کمبود پژوهش های جامع مواجه هستیم، با این حال هنوز کار جدی در این حوزه در کشور صورت نگرفته است. به جز چند اثر بسیار مختصری که در طی سالهای گذشته در داخل تالیف شده، بیشتر کارها ترجمه هایی است که از زبان های انگلیسی، عربی و اخیرا با شتاب بیشتری از زبان ترکی صورت می گیرد. از همین رو در نوشتار حاضر، به بررسی محتوایی یکی از همین آثار ترجمه ای بسیار مهم و ارزشمند، تحت عنوان «امپراتوری عثمانی (عصر متقدم ۱۳۰۰ تا ۱۶۰۰)» نوشته خلیل اینالجق خواهیم پرداخت.

پروفسور خلیل اینالجق، استاد ممتاز تاریخ عثمانی در دانشگاه شیکاگو و استاد دپارتمان تاریخ دانشگاه بیلکنت ترکیه می باشد. کتاب حاضر که معرفی خواهد شد، مهمترین اثر تالیفی پروفسور اینالجق می باشد که که در حقیقت یک متن درسی برای دانشجویان رشته تاریخ در بسیاری از دانشگاه های انگلیسی زبان می باشد. این کتاب در اصل در سال ۱۹۷۳ در دانشگاه پرینستون نوشته شده و ترجمه انگلیسی آن توسط دو تن از محققان امریکایی تاریخ عثمانی(نارمن ایتزکویتز و کالین ایمبر) در همان سال به انگلیسی،  منتشر شد.

کتاب حاضر، از حیث زمانی، تاریخ عثمانی را در فاصله اواخر سده ۱۳ تا اواخر سده ۱۷ پوشش می دهد. در متن کتاب ، طیف وسیعی از مباحث تاریخی در قالب ۴ بخش و ۱۹ فصل تدوین شده است.

بررسی محتوایی کتاب:

بخش نخست کتاب حاضر، ادوار تاریخی عثمانی نام دارد و در آن عناوینی چون، خاستگاه های حکومت عثمانی، از امارت مرزی تا امپراتوری، دوران فترت و بازیابی قدرت، استقرار قطعی حکومت عثمانی، حکومت عثمانی به مثابه یک قدت جهانی و زوال امپراتوری عثمانی مورد بررسی قرار گرفته است.

در پایان سده ۱۴، فرزندان عثمان یکی از غازیان سرحد و بنیان گذار سلسسله عثمانی، یک امپراتوری گسترده از دانوب تا فرات را بنیان نهادند. در صفحه ۱۵ اشاره می شود که ایلدرم(رعد و برق) در نیکوپلیس، یک لشکر صلیبی متشکل از پر افتخارترین شوالیه های اروپا را شکست داد، از اطاعت سلطنت ممالیک که درآن زمان مقتدرترین حکومت اسلامی بود، سرپیچید و اراضی آن را در ساحل فرات تسخیر کرد. عاقبت هم قدرت تیمور، فرمانروای تازه آسیای مرکزی و ایران را به چالش کشید. در دهه ۱۳۵۰میلادی، حکومت عثمانی چیزی جز یکی از امارت های متعدد مرزی نبود. رشته ای از رویدادها توفیقات بعدی را برای عثمانیان در پی داشت. بر اساس متن کتاب حاضر به عنوان مثال جنگ های داخلی بر سر تاج و تخت امارت های مخالف، چون قره سی و دست یابی به تنگه استراتژیک داردانل از دیگر عوامل موفقیت عثمانی های بود .

در مسیر رشد و پیشرفت دولت عثمانی، قوی ترین رقیب عثمانی ها به جهت پیشروی، پادشاه مجارستان بود که سعی داشت از پیشروی عثمانی در بالکان برای گسترش سلطه مجارها بر حوزه دانوب سفلا استفاده کند. پیشروی عثمانیان در اروپا همواره با گسترش قلمرو آنان در آسیا همراستا بود. در صفحه ۳۱ اشاره می شود که مراد در ۱۵ ژوئن ۱۳۸۹ در نبردی دشوار در دشت کوزوو نیروی متحد صرب و بوسنیایی را شکست داد. این پیروزی به شکلی مستحکم حاکمیت عثمانی را در بالکان تثبیت کرد. به این ترتیب تا سال ۱۳۸۹ عثمانی ها یک امپراتوری متشکل از امارت های دست نشانده را در بالکان و آناتولی بنیان گذاشتند. عثمانیان با تسخیر قسطنطنیه، جاه طلبی بایزید اول را جهت تأسیس یک امپراتوری محقق کردند. 

در سحرگاه روز ۲۹مه، لشگر عثمانی با غلبه بر هر مقاومتی از راه رخنه ای در بارو وارد شهر ونیز شدند و تنگه بسفر را به دست گرفتند. در نخستین روز محمد به آهستگی وارد شهر شد. غارت را متوقف کرد. به کلیسای حکمت مقدس رفت و نماز خواند. او این کلیسا را به مسجد بدل ساخت و اعلام کرد که از این پس پایتخت من استانبول است. محمد کاملا متوجه اهمیت استراتژیک استانبول بود و اعتقاد داشت که اگر ناوگان خود را در استانبول مستقر سازد می تواند بر جهان فرمانروایی کند. محمد فاتح بنیان گذار حقیقی امپراتوری عثمانی بود. او امپراتوری را در اروپا و آسیا، به مرکزیت استانبول بنیان نهاد که مقدر شده بود به مدت چهار سده مهد امپراتوری عثمانی باشد. وی جنگجویی بود که به سختی می کوشید بر جهان مستولی شود، البته در عین حال مردی اهل مدارا و فرهنگ بود. از میان جانشینان وی، سلیم نخست به حلب لشگر برد. انضمام سرزمین های عربی و به ویژه مکه و مدینه، به امپراتوری عثمانی، شاخص آغاز دوران جدیدی بود. امپراتوری دیگر نه حکومتش مرزی، بلکه خلافتی عثمانی بود و سلطان عثمانی اکنون خود را تنها نه مدافع سرحدات بلکه حافظ کل جهان اسلام می دانست.

بخش دوم

بخش دوم تحت عنوان حکومت، موارد مختلفی  چون برآمدن سلسله عثمانی، شیوه کسب تاج و تخت، تلقی عثمانیان از حکومت و نظام طبقاتی، قانون، دربار، دیوان مرکزی و دیوان ایالات و نظام مرکزی را پوشش می دهد که در زیر به اختصار به آنها پرداخته شده است. 

شواهد نشان می دهد عثمان غازی، موسس سلسله عثمانی، به عنوان فرمانده ترکمانان نیمه چادر نشین، در مناطق مرزی، تحت امر حاکم قسطمونی، مشغول نبرد بوده است. طبق روایات عثمانیان، عثمان یک دژ مهم بیزانس را تسخیر کرد و پس از پیروزی، سلطان با ارسال نمادهای سنتی اقتدار ( خلعت، علم، اسب و طبل ) برای وی ، او را بیگ خواند. بلافاصله پس از مرگ عثمان، مجلسی برای انتخاب جانشین او، در زاویه برادرزاده یکی از ابدال، به نام حسن اخی منعقد شد. اورخان، بنیان گذار واقعی قدرت عثمانیان، ملقب به سلطان شد و به نشانه استقلال، نخستین سکه های عثمانی را ضرب کرد. با فتح قسطنطنیه، محمد دوم معتبرترین فرمانروای مسلمان شد. عثمانیان او را به منزله بزرگترین حاکم اسلامی از زمان خلفای راشدین می دانستند و جهان اسلام، به تدریج جهان را به مثابه بزرگترین منشأ قدرت و نفوذ به شمار آورد. محمد فاتح خود را به عنوان کسی می دانست که از جانب همه مسلمین می جنگد. در دوران سلیم اول، منزلت سلطان عثمانی، به طور اساسی تغییر کرد. با انضمام شام، مصر و عربستان، سرزمین های اصلی خلافت متقدم، به قلمرو امپراتوری، سلیم شخصیتی فراتر از یک سلطان غازی ساده در سرحدات جهان اسلام یافت.  جهان اسلام عثمانیان را به مثابه تنها قدرتی می دانست که قادر است از آن در برابر حملات غرب مسیحی دفاع کند و به سهولت استیلای عثمانی را پذیرفت.

در طول شش سده حکومت،  خاندان عثمانی سی و شش سلطان به بار آورد و تصور امپراتوری عثمانی بدون در نظر گرفتن وجود  این سلسله نا ممکن است. مطابق سنت اسلامی، سلطان باید فرد مذکری باشد که به سن رشد رسیده و از عقل کافی برخوردار است، ولی هیچ حکم یا عرفی برای نظام مند ساختن روند جانشینی وجود نداشت. امپراتوری، خزانه و بایگانی ها، جلب حمایت ینی چری ها، علما، دیوانیان و مقامات دربار توفیق می یافت، همو سلطان مشروع بود. در عمل، از سال ۱۴۲۱ به بعد، حمایت قوای ینی چری به عاملی بنیادین در روند جانشینی بدل شده بود. بی صبری شاهزادگان گاه به بروز جنگ داخلی می انجامید. به نقل از صفحه ۱۰۳ در سال ۱۵۱۱، سلیم ضد برادران خود سلاح به دست گرفت و در سال های ۱۵۵۳ و ۱۵۶۱، سلیمان دو پسر خود، مصطفی و بایزید، را به سبب تمرد اقتدارش، اعدام کرد. سلیم دوم (۱۵۶۶-۱۵۷۴) و مراد سوم (۱۵۷۴-۱۵۹۵) با درس گرفتن از این رویدادها، تنها پسران ارشد خود را به حکومت ایالات فرستادند. مراد سوم،  در زمان مرگ پدر خود بلامنازع بر تخت سلطنت جلوس کرد و به راحتی بر برادران خود که در دربار محبوس شده بودند، دست یافت. نخستین اقدام مراد سوم هنگام ورود به دربار خفه کردن پنج برادرش بود. محمد سوم (۱۵۹۵-۱۶۰۳) نوزده برادر خود را اعدام کرد و به رسم فرستادن شاهزادگان به حکومت ایالات پایان بخشید. در عوض آنان را در محل های خاصی که برایشان در حرم سرای دربار در نظر گرفته شده بود و از آن پس به قفس موسوم شد، زندانی کرد…

با توسعه امپراتوری تلقی عثمانیان از حکومت نیز دست خوش دگرگونی شد. در حقیقت تلقی عثمانیان از حکومت در عین حال که از خاورمیانه باستان نشأت می گرفت، تداوم برخی از سنن کهن ترکان بود. سلاطین عثمانی همچون همه حکام اسلامی، اتباع خود را مسلمان یا غیر مسلمان به منزله رعایا می دانستند و در فرامین آنان مکرر قید شده است که خداوند رعایا را به ایشان سپرده است. وظیفه سلطان این بود که رعایا را در مسیر شریعت، طریق احکام الهی هدایت کند. عثمانیان با تقسیم اهالی مناطق مفتوحه مسلمان یا غیر مسلمان را به طبقه عسگر و رعایا تقسیمات طبقاتی را حفظ کردند. طبقه عسگر شامل همه کسانی می شد که مستقیما در خدمت سلطان بودند (همه افواج نظامی که متصدی تولید محصول نبودند، علما و دیوانیان و خانواده ها، بستگان، اقربا و غلامان ایشان) . طبقه موسوم رعایای معاف در ازای خدمات خاصی که برای حکومت انجام می دادند، از برخی معافیت ها و امتیاز های مالیاتی برخوردار بودند. خروج از مرتبه رعایا و ورود به طبقه عسکری مستلزم دریافت حکمی خاص و شاذ از سلطان بود. 

به نوشته طورسون بیگ که اثر خود را در اواخر سده ۱۶ نوشته است، سلطان می توانست قوانینی تدوین کند و احکام را به ابتکار مطلق خود به مرحله اجرا درآورد. این قوانینی که مستقل از شریعت و موسوم به قانون بودند، بر مبنای عقلی و نه شرعی استوار بودند و اساسا در حوزه های احکام عمومی و دیوانی به اجرا گذاشته می شدند. قانون عثمانی در ابتدا شکل فرامینی را داشت که با این عبارت آغاز می شدند (هرچه سلطان فرماید حکم سلطانی است) و از این حیث مجموعه ای از دستورات بود که سلاطین به اقتضای اوضاع و احوال زمان خود، شخصا صادر کرده بودند. سه نوع قانون وجود داشت. اولا، فرامینی از جنس قانون که سلطان در باب مقولات خاص صادر می کرد. مجموعه های پراکنده ای شامل هزاران برگ از این فرامین حقوقی که بدنه اصلی قانون عثمانی را تشکیل می دادند. ثانیا، فرامینی که به یک منطقه یا گروه اجتماعی خاصی مربوط می شوند و ثالثا، قانون نامه های عمومی که در سراسر امپراتوری قابل اجرا بودند. شالوده اصلی قانون عثمانی تا پایان سده ۱۴، حتی پیش از تدوین آنها در قالب قانون نامه محمد فاتح و قانون نامه سنجاق های روم ایلی و آناتولی، ریخته شده بودند.  قانون عثمانی در اصل بیگاری را محکوم می دانست و در اغلب موارد آن را با کار در ازای مزد نقدی جایگزین می ساخت. عثمانی نظامی مالیاتی برقرار کرد که در مجموع، نسبت به نظامات پیشین خدمات فئودالی، ساده تر بود و کمتر در معرض سوء استفاده قرار داشت. گردآوری آذوقه در مواقع اضطراری باید در ازای پرداخت مزد صورت می گرفت و کار اجباری تنها در مواقعی برقرار می شد که چنین عملی متضمن منافع امپراتوری بود و صرفا سلطان فرمان ویژه ای صادر کرده بود. در سایر مواقع مأموران حکومتی آذوقه را از رعایا به بهای بازار خریداری می کردند. هدف از تدوین چنین ضوابطی ممانعت از ستم طبقه عسکری بر دهقانان بود و به همین دلیل، ارزیابی مالیاتی بر مبنای استطاعت رعایا و جبایت مالیات طبق قانون اصول حاکم بر نظام مالیاتی بودند. قانون کیفری در سراسر امپراتوری قابل اجرا بود. بخشی از قانون بود که قضات، با انضمام آن به شریعت، اجرایش می کردند. برای جرائم سنگین مانند: قتل، زنای به عنف، سرقت به عنف یا راهزنی، مجازات اعدام یا قطع عضو را در نظر گرفته بود و مقامات مدنی را از پذیریش جریمه مالی به جای این مجازات ها باز می داشت. بخش های  دیگر قانون کیفری  به زنا، نزاع منجر به قطع عضو، نوشیدن مسکرات و اقسام مختلف دزدی مربوط می شد و برای این نوع جرائم جریمه های مالی و اجرای حد را در نظر گرفته بود. شکل مرسوم مجازات بدنی عبارت بود از قطع یک دست یا یک پا، محکومیت به رجم و تازیانه. به جای تازیانه جریمه های مالی مجازات های بودند که در مورد جرائم خفیف به اجرا در می آمدند. در ادامه قوانین در صفحات انتهایی فصل دهم ذکر می شود که بدون حکم مکتوب قاضی مجازات هیچ مجرمی ممکن نبود. اجرای احکام حق بلامنازع بیگ ها بود، ولی بدون حکم قاضی قادر نبودند حتی کمترین جرائم مالی را مطالبه کنند.

دربار سلطانی مرکز واقعی حکومت بود. حکام، فرماندهان نظامی و همه کسانی که مجری اقتدار سلطان بودند، از دربار بیرون می آمدند و غلامان کارگزار سطان بودند. غلامان سلطان در دربار تحت تعلیم ویژه قرار می گرفتند و پس از آن، به مقامات عالیه حکومتی گمارده می شدند.این نظام موسوم به نظام قول (غلامان) ، سنگ بنای حکومت عثمانی بود. در اقامتگاه سلطان چهار اتاق وجود داشت : خاص ادا ( اتاق خصوصی )، خزینه ( خزانه ) ، کیلر ( انبار خوار و بار) و سفرلی ادا ( اتاق تدارکات سفر ). غلامان اندرون پس از فراغت از دوره تعلیماتی در اتاق های کوچک و بزرگ، مشغول به خدمت می شدند و بعد از یک انتخاب دیگر می توانستند به خاص ادا راه یابند. چهل نفر غلام شاغل در خاص ادا، مستقیما ملازم سلطان بودند، مسئول رسیدگی به آرایش، لباس ها و جنگ افزارهای سلطان بودند و شب ها در خوابگاه وی نگهبانی می دادند. خاص ادا باشی ( رئیس اتاق خصوصی ) مقرب ترین افراد به شخص سلطان بود و هرگز از او جدا نمی شد. طی نمودار شماره۲ صفحه ۱۴۳ مقایسه تشکیلات دربار در ادوار مختلف آورده شده است. همچنین در ارتباط با اصول و نظام بیان شده است که نظام غلامان، همه افراد از جمله خود سلطان را ملزم به تبعیت مطلق از قواعد و سنن خود کرده بود که بسان قوانین سلاطین ماضی دارای اعتبار بودند. خود  سلطان نیز همانند غلامان،  در روزهای خاصی از هفته نزد له له های خود درس می خواند. ناگزیر بود جزئی ترین تشریفات دربار را مراعات کند و عرف رایج حتی نوع و کیفیت کلمات را که باید در مناسبت های خاص به کار می برد، تعیین می کرد. او در حرم هم راحت نبود. به استثنای مردان مقتدری چون محمد فاتح، سلیم اول یا مراد چهارم، سلاطین عثمانی چیزی بیش از پیچ و مهره های ماشین دربار نبودند. 

حکومت عثمانی از دیرباز همواره دو مقام را برای اداره یک منطقه منصوب می کردند: بیگ که در زمره نظامیان و نماینده اقتدار اجرایی سلطان بود و قاضی که از زمره علما برخاسته و نماینده اقتدار حقوقی سلطان بود. بدون داشتن حکم قاضی بیگ قادر به اجرای هیچ مجازاتی نبود، البته قاضی هم نمی توانست هیچ یک از احکام را خود شخصا به مرحله اجرا گذارد. قاضی در تصمیمات خود و در اجرای شریعت و قانون، مستقل از بیگ بود. او مستقیما از شخص سلطان دستور می گرفت و می توانست بدون واسطه خطاب به سلطان عریضه بنویسد. عثمانیان چنین تقسیم قدرتی را در حکومت ایالات به مثابه اساس یک دستگاه اداری عادلانه می دانستند. 

بخش سوم

در بخش سوم با عنوان حیات اقتصادی و اجتماعی  سرفصل هایی چون امپراتوری عثمانی و تجارت بین المللی، شهرها و شبکه راه ها، جمعیت شهری، اصناف و تجار عثمانی مورد بررسی قرار گرفته است.

 نویسنده، در ارتباط با تجارت بین المللی عثمانیان به ظهور بروسه در این عرصه اشاره می کند و به تبادل ابریشم ایران، مشک، کرک، ظروف چینی، منسوجات و اقلام سبک گران بهایی چون ادویه، رنگدانه های طبیعی، مواد مخدر، زعفران، صمغ و  فلفل به واحد دوکای طلا از این طریق اشاره می کند. در ادامه ، مسیر تجارت هند و تبادل ادویه، مواد مخدر، منسوجات کتان کلکته و … مورد بحث و بررسی قرار می گیرد….

بخش چهارم 

 در بخش پایانی با عنوان دین و فرهنگ در امپراتوری عثمانی، مطالبی در باب تعلیمات، مدارس و علما،  معارف عثمانیان، غلبه تحجر، فرهنگ عامه و طریقت های متصوفه ارائه گردیده است .

عنصر اصلی نظام تعلیمات اسلامی مدرس بود، یعنی فردی که از مرجعیت شناخته شده در علوم دینی و روحی برخوردار است. نخستین مدرسه عثمانی در سال ۱۳۳۱، در ازنیق تأسیس شد. مدارس عثمانی به دو دسته اصلی تقسیم می شدند. دسته نخست، موسوم به مدارس خارج بودند و در زمینه مبانی علوم یعنی در زمینه زبان عربی و علوم عقلی، تعلیمات ابتدایی ارائه می دادند. دسته دیگر مدارس داخل بودند که در زمینه علوم عالیه یعنی در زمینه علوم دینی، به آموزش طلاب مشغول بودند. صفحه ۲۸۵ و نمودار شماره ۶ طرح کلی نظام ارتقا در مدارس عثمانی را نمایش می دهد. علما به عنوان مفسران و مجریان احکام اسلامی حائز نقش دوگانه بودند: مفتی وظیفه نخست را بر عهده داشت و قاضی وظیفه دوم را.

تا کنون کوششی جدی برای تعیین قدر و منزلت دستاورد علمی عثمانیان در چهارچوب کلیت علوم اسلامی، صورت نگرفته است و بنابراین ارزیابی سهم آن در علوم اسلامی کاری دشوار است. می توانیم از نام محمد فناری، شیخ بدرالدین، ملا گورانی عالم و فقیه عثمانی که از سوی سلطان محمد دوم به قاضی عسکری و شیخ الاسلامی منصوب شد، ملا خسرو، خوجه زاده مصطفی، ابن کمال و ابوالسعود  به عنوان علمایی یاد کنیم که هنوز در جهان اسلام شهرت دارند. کتاب خانه نقش مهمی در جامعه عثمانی داشت. عثمانیان کتاب خانه های عمومی را در درون مساجد، مهمان خانه ها و تکیه  و کتاب خانه های خصوصی را در منازل خویش بنیان می نهادند. مولفان عثمانی در نوشته های دینی و فقهی خود از زبان عربی استفاده می کردند، ولی از سده ۱۴ به بعد به تدریج شروع به ترجمه این آثار به ترکی کردند. مدارس عثمانی تابع بازترین سنن اسلام سنی بودند.

سرنوشت رصدخانه ای که در سال ۱۵۷۷ در غلطه بنا شد، رویدادی است که غلبه آشکار تحجر دینی بر علوم عقلی را نشان می دهد. پیش از هرچیز عثمانیان شروع به اقتباس جغرافیای اروپایی کردند. در جامعه عثمانی همواره طبقه ای از علما بودند که با علوم عقلی، عرفان، موسیقی، سماع و شعر مخالف بودند. در مقابل طبقه دیگری وجود داشت که از این علوم و فنون از این حیث که در دایره دین قرار دارند، دفاع می کرد. علمای دسته اول معمولا شیوخ مورد پسند عامه مردم و علمایی بودند که در مدارس تدریس و وعظ می کردند، در حالی که علمای حاضر در مدارس عالی تر یا در خدمت حکومت، گروه دوم را تشکیل می دادند. طاش کوپروزاده خود از همین افراد بود. فقهایی که مردم را با خود همراه کرده بودند به خرجی های طبقات حاکم می تاختند و به ضدیت با بی عدالتی ها و روحیه بی بند و بار عصر برخاستند.

در دوره سلجوقی، محافل علمی شهرهای آناتولی مرکزی فرهنگ فاخر ایرانی را اقتباس کرده بودند در حالی که در مناطق مرزی، فرهنگ عامیانه ترکی غازیان و دراویش که دربرگیرنده دو جریان عرفانی و سلحشوری بود غلبه داشت. دراویش مناطق مرزی که معمولا بابا، ابدال یا اخی نامیده می شدند، با نخستین بیگ های عثمانی روابطی تنگاتنگ داشتند. دوران سلطنت بایزید اول دوره ای بود که طی آن اسلام راست کیش و فرهنگ اسلامی دوران متقدم، به مدد سیاست تمرکزگرایانه به نحوی روز افزون، قدرت گرفتند. ولی شکست آنقره درسال ۱۴۰۲ سرآغاز دوره آشوب و واکنش اجتماعی و سیاسی بود که در جریان آن، جنبش های کژآیین مذهبی در سراسر قلمرو عثمانی پراکنده شدند و عصیان های بزرگ مذهبی و سیاسی درگرفت. طریقت بکتاشی توانست به مهمترین طریقت مردمی بدل شود و به تدریج، طریقت های گوناگون و گروه های دراویش دیگر را که موسوم به ابدال، قلندری یا حیدری بودند و از سده ۱۵ مشغول به تبلیغ در میان مردم شده بودند، در خود جذب کند. تصوف بکتاشی فرقه ای بود با عقایدی که شامل عناصر مختلف مذهب عامه می شد و از منابع متنوعی، از شمنیسم گرفته تا معتقدات مذهبی اهالی بالکان، سرچشمه می گرفت.  معتقدات و شعائر بکتاشیان به نظر می رسد از مسحیت نشأت گرفته باشند. برای نمونه مفهوم تثلیث در این باور بکتاشیان بازتاب یافته است که خدا، محمد و علی (ع) هر سه با هم واحد هستند. نان، شراب و پنیر در مراسم آیینی ورود افراد تازه وارد به طریقت به آنان داده می شود و مریدان در حضور شیخ به معاصی خویش اعتراف می کنند. در عین حال بکتاشی گری شماری از معتقدات خود را از عرفان نخبگان فرهنگی مسلمان برگرفته است. 

خاطر نشان می دارد در صفحات پایانی این کتاب از صفحه ۳۴۱  تصاویر شخصیت های از سلسله عثمانی، از صفحه ۳۷۹ سال شمار تاریخ عثمانی و از صفحه  ۳۸۹ مصطلحات ضمیمه گردیده است.

مطالب مرتبط:

اختیارات مجلس در قوانین اساسی مشروطه ایران و عثمانی

مقایسۀ اختیارات سلطان در مشروطه ایران و عثمانی

ایران در تاریخ‌نگاری عثمانی و ترکیه

گزارش سفیر عثمانی از مشروطه در ایران

هویت عثمانی: ترک، مسلمان یا رومی؟

اروپا در سفرنامه های عثمانی

تسنن دوازده امامی در نسخه های خطی دوره عثمانی

جامعۀ مدنی در امپراتوری عثمانی

امپراتوری عثمانی (عصر متقدم ۱۳۰۰ تا ۱۶۰۰)

مجموعه مقالات اجلاس صدمین سالگرد مشروطه دوم عثمانی

معرفی کتاب«ایران و عثمانی در آستانه قرن بیستم»

گفتگوی «پیشینه» با دکتر حسن حضرتی به بهانه برگزیده شدن کتاب «مشروطه عثمانی»

فیلم های مرتبط:

مقدمات اتحاد عثمانی و آلمان در جنگ جهانی اول(فیلم)

فیلمی کمتر دیده‌شده از خلیفۀ عثمانی

فیلمی از عثمانیان در دهه ۱۹۱۰

تصاویر مرتبط: 

محافظت از گنجینه‌های تاریخی امپراتوری عثمانی

سکه‌های عثمانی

پوستری از سلاطین عثمانی

تظاهرات ترک‌های جوان در استانبول

تصاویر عثمانی(۱): ینی‌چریان

تصاویر عثمانی(۲): خمپاره‌چی/ خمبره‌جی

تصاویر عثمانی(۳): صولاق

تصاویر عثمانی(۴): چاوش

آتیش داری؟ (تصاویر عثمانی ۵: چپق)

سند:

پوستری از سلاطین عثمانی


2 پاسخ به “امپراتوری عثمانی (عصر متقدم ۱۳۰۰ تا ۱۶۰۰)”

  1. ایزدی می‌گه:

    من این کتاب رو خوندم کتاب بسیار ارزشمندی هست
    سپاس از پیشینه

  2. محمدی می‌گه:

    اطلاعات مناسبی از عثمانیان بود
    بی نهایت سپاس گذارم

پاسخ دهید