معرفی کتاب “زبان سیاسی اسلام” برنارد لوئیس

کتاب “Political Language Of Islam” نوشته‌ی مستشرق انگلیسی “برنارد لوئیس” است که با نام “زبان سیاسی اسلام” و ترجمه‌ی “غلام‌رضا بهروز لک” برای نخستین بار به سال ۱۳۷۸ در “بوستان کتاب قم” به چاپ رسیده است.

لوئیس نخستین و شاید مهم‌ترین فصل کتاب خود، استعاره و کنایه، را با اشاره به تحولات حکومت و جامعه‌ی ایران در سال ۵۷ و در پی آن مانند انقلاب‌های بزرگ دیگر که طنینی فراتر از کشورهای خود دارند (استعاره و کنایه: ص ۲۶) با در نوردیدن مرزهای ایران و رسیدن به خارج، آغاز می‌کند (همان: ص ۲۵). او معتقد است که “انقلاب‌ها خود را با شکل‌های مختلفی [شکل‌هایی مختلف] نشان می‌دهند و هر کدام با شیوه‌ای خاص، به نقد گذشته و تبیین آرمان‌های آینده می‌پردازند” (همان) از نظر او انقلاب ایران خود را به عنوان نهضتی دینی با رهبری دینی، انتقادی دینی از نظم گذشته و طرح‌هایی با تبیین دینی برای نظم جدید، مطرح می‌کند (همان). لوئیس در این فصل به طور صریح و با بیان‌های گوناگون عینیت دین و سیاست (قدرت سیاسی) در اسلام و عدم تمایز و جدایی آن دو را از هم بیان می‌کند (همان: ص ۲۷). از نظر لوئیس در سنت غربی حتا قرون وسطایی دین تنها بخشی از زندگی و جدا و تجزیه‌پذیر از شئون و بخش‌های دیگر حیات است اما “در جهان اسلام این‌چنین نیست و در گذشته چنین نبوده است” (همان: ص ۲۶) او اندیشه‌های امروزین جدایی و تجزیه‌پذیری دین از دیگر بخش‌های زندگی به ویژه حکومت و قدرت سیاسی را نتیجه‌ی غرب‌گرایی مسلمانان می‌داند (همان: ص ۲۷) و گر نه در اسلام سنتی به تعبیر او میان دستگاه دین و دولت تمایزی نبود (همان) و انقلاب اسلامی ایران خط بطلانی بر جدایی دین و دولت است و به عقیده‌ی لوئیس دیگر کشورهای اسلامی نیز به این سو در حرکت‌اند (همان: ۲۶). شاید این سخن لوئیس به نحوی پیش‌بینی “بیداری” نسبی امروزی کشورهای اسلامی است. لوئیس برای اثبات مدعای خود مبنی بر عدم تمایز دین از دولت در جهان اسلام با توجه به موضوع و روش‌شناسی کتاب خود، نبود واژگان مزدوجی معادل دنیوی و معنوی، عوام و خواص (کلیسایی)، دینی و غیر دینی، روحانی و غیر روحانی و … در زبان کلاسیک تازی و دیگر زبان‌هایی که واژگان سیاسی- فکری خود را از آن گرفته‌اند (همان: ص ۲۷) شاهد می‌آورد. یکی از پرسش‌های بنیادی که لوئیس در فصل نخست “زبان سیاسی اسلام” می‌پرسد و به آن پاسخ می‌گوید، چیستی قدرت و جذابیت اسلام به عنوان مدعی وفاداری (سیاسی به اعتقاد دینی) و جذبه‌ی انقلابی است (همان: ص ۲۹). لوئیس دو نکته را در پاسخ این پرسش بیان می‌کند: ۱٫ “در اکثر کشورهای اسلامی، اسلام هنوز معیار عمده‌ی هویت و وفاداری گروهی است” (همان) و ۲٫ “برای مسلمانان زیادی و شاید اکثر آن‌ها، اسلام هنوز پذیرفتنی‌ترین اساس، در واقع در مواقع بحران تنها اساس قابل قبول، برای آمریت است” (همان) این دو نکته در خور توجه و دقت و نیازمند بهره‌برداری برای سیاست‌گذاری مناسب در جهان اسلام است. لوئیس خود در روش بررسی زبان سیاسی اسلام را در همان فصل نخست بیان می‌کند: “به منظور نیل به فهم سیاست در اسلام و تحولات و تغییراتی که در واژگان اسلامی تصور و بیان شده‌اند، باید ابتدا تلاش کنیم تا زبان گفتمان (discourse) سیاسی مسلمانان، سبکی که در آن، کلمات، استعمال و فهمیده می‌شوند و چارچوب استعاره و کنایه را، که بخش ضروری تمامی ارتباطات را تشکیل می‌دهند، بفهمیم” (همان: ص ۳۰). اما از نظر او برای دست‌یابی به این هدف “باید به دوره‌ی قبل از تأثیر شدید و گسترده‌ی قدرت و اندیشه‌ی غربی” (همان) یعنی آن زمان که “جهان اسلام طبق (فیه تأمل!) سنت‌های فرهنگی دیگر، که برخی حتا غیر اسلامی اما همه‌ی آن‌ها متفاوت از سنن غربی بودند، در حال توسعه و پیش‌رفت بود” (همان) برگشت. او به دنباله‌ی این فصل به استعاره و کنایه‌های ادبیات سیاسی اسلام می‌پردازد و نمونه‌هایی مهم از آن را مانند استعاره‌های مکانی، خانوادگی و … بیان می‌کند.

کتاب “زبان سیاسی اسلام” برنارد لوئیس از مقدمه و پنج فصل به ترتیب ذیل تشکیل شده است:

مقدمه

فصل اول: استعاره و کنایه

فصل دوم: هیأت سیاسی

فصل سوم: فرمان‌روایان و فرمان‌برداران

فصل چهارم: جنگ و صلح

فصل پنجم: حدود اطاعت

نکته‌ها:

نکته‌ی ۱: معرفی این کتاب به معنای تأیید آن نیست.

نکته‌ی ۲: این مقاله تنها در جهت معرفی کتاب “زبان سیاسی اسلام” است و برای شناخت شخصیت “برنارد لوئیس” و نسبت او با “جمهوری اسلامی ایران” و کلا “جهان اسلام” به منابع و مآخذ دیگر رجوع شود.

لوئیس، برنارد: زبان سیاسی اسلام، بهروز لک، غلام‌رضا، قم، بوستان کتاب قم، چاپ دوم، ۱۳۸۵

“سجاد هجری” – پژوهشگر تاریخ و فلسفه علم


پاسخ دهید