گفتگوی «پیشینه» با دکتر حسن حضرتی به بهانه برگزیده شدن کتاب «مشروطه عثمانی»

جناب آقای دکتر حسن حضرتی استاد تاریخ دانشگاه تهران از اساتید زحمت کش و برجسته تاریخ عثمانی در دانشگاه تهران می باشند که اثر ایشان تحت عنوان «مشروطه عثمانی» در جشنواره فارابی سال جاری حائز رتبه شد. 

بدین بهانه پایگاه پیشنه گفتگویی را با ایشان ترتیب داده است، که زحمت آن را آقای سعید طاوسی مسرور دانشجوی دکتری تاریخ اسلام دانشگاه تهران بر عهده گرفتند. متن گفتگوی پیشینه به شرح ذیل است:

طاوسی: در ابتدا به مناسبت برگزیده شدن کتاب مشروطه عثمانی در جشنواره فارابی عرض تبریک دارم. لطفا اجمالا این کتاب را معرفی بفرمایید.

   دکتر حضرتی: ممنونم. کتاب مشروطه عثمانی پژوهشی درباره تحولات اصلاحی و تلاش های مشروطه خواهانه در عثمانی در قرن ۱۹ است. اما مباحث این کتاب از دوره های عقب تر آغاز شده است، یعنی از عصر لاله بحث آغاز می شود که آغاز جریان های اصلاح طلبانه در دوره عثمانی است و تداوم پیدا می کند و در نهایت به دوره تنظیمات و مشروطه اول و مشروطه دوم ختم می شود. 

   ما در تاریخ عثمانی چند نقطه عطف داریم که می توان گفت یک پیچ زمانی در تحولات فکری عثمانی به وجود آورد. یکی از آن ها عصر لاله (از ۱۷۱۸ تا ۱۷۳۰ معاصر با دوران سلطنت احمد سوم) می باشد که بحث اصلاحات در قالب طرح پرسش ها درگرفت. همین طور جلو می آییم تا به دوره تنظیمات یعنی ۱۸۳۹ می رسیم که بحث های جدی تر و نهادینه تری در حوزه اصلاحات در می گیرد و تحولاتی که در می گیرد منجر به شکل گیری نهادهای مدرن می شود. مجموعه ای از بروکرات ها و دیوان سالارهای عثمانی این جریان را پیش می بردند و سلطان عثمانی محمود دوم در رأس این جریان اصلاحی قرار دارد. در سال ۱۸۷۶ مشروطه اول در دوره عثمانی اتفاق می افتد که منجر به اعلام قانون اساسی و شکل گیری پارلمان توسط بروکرات های عثمانی می شود اما اگرچه مشروطه اول با موانعی روبرو و دچار چالش هایی شد، اما نمی توان تأثیر آن را در تاریخ عثمانی انکار کرد. برای نخستین بار در جهان اسلام قانون اساسی اعلام شد و بنیاد و اساس قانون اساسی در آینده در مشروطه دوم نیز حفظ شد. یعنی مشخص بود که این قانون اساسی اندیشیده شده نوشته شده بود. نقش مدحت پاشا دولت مرد برجسته عثمانی در این زمان هم در مشروطه اول عثمانی و هم در تدوین قانون اساسی انکار ناپدیر است و به عنوان پدر مشروطه اول عثمانی از او یاد می شود.

   با توجه به نقشی که این دیوان سالار در مشروطه دارد در کتاب به او توجه ویژه ای شده است. در یک فصل به طور مفصل به اندیشه سیاسی او پرداخته شده. فقط از زاویه کاری که انجام شده، مشاهده کردم که مدحت پاشا در عثمانی و در ترکیه امروزی آدم شناخته شده ای است. او فعالیت های اقتصادی داشته و موسس بانک کشاورزی در عثمانی است. او آدمی است که از جهات مختلف حائز اهمیت است. او یک دولت مرد است، اما به یک وجه از شخصیت او توجه نشده است و آن هم اندیشه سیاسی او بود. من سعی کردم آن ویژگی را مورد توجه قرار دهم و به نظر من این نوشته در ترکیه انجام نشده بود. یعنی چنین تحقیقی در رابطه با اندیشه سیاسی ایشان صورت نگرفته بود. علت این مسئله که من کتاب مشروطه عثمانی را نوشتم یک دغدغه جدی بود و از این قرار بود که معمولا در مناسبات ایران و عثمانی یا ایران و ترکیه جدید احساس می کردم خیلی به تاریخ سیاسی توجه می شود و این تاریخ سیاسی یک جاهایی ما را به بن بست می کشاند. زیرا ما تاریخ را می خوانیم که وضعیت حال را بهبود ببخشیم. زمانی که نویسندگان و محققان ایران و ترک کنار هم قرار می گیرند و بحث در رابطه با تاریخ سیاسی در می گیرد گاهی به کدورت هایی می انجامد. من سعی کردم روی نقطه اشتراک دست بگذارم یعنی تاریخ فکر. 

   تاریخ فکر نقطه اشتراک اندیشمندان ما با اندیشمندان ترکیه است. آن ها هم مسئله ای به نام اسلامیت داشتند و برای آن ها به عنوان یک دغدغه بود که در حاکمیت و جامعه چگونه آن را مورد توجه قرار دهند. آن ها یک دغدغه به نام مدرنیت داشتند و این که با نهادهای جدیدی که در غرب شکل می گیرد چگونه باید برخورد کنند. آیا باید آن را رد کنند یا این که آن را وارد جامعه خود کنند و مورد توجه قرار دهند و از آن به عنوان یک ابزار برای بهزیستی در جامعه خود استفاده کنند. آن ها با یک مسئله ای با عنوان چالش های داخل جامعه خود مثلا بحث اقلیت ها و اتباع غیر مسلمان و غیر ترک چه می کنند؟ ما هم در جامعه خود شاید چنین بحث هایی را کم و بیش البته نه مانند عثمانی اما کم و بیش داشتیم. اما یک نکته دیگر که برای بنده موضوع را جذاب می کرد این بود که در قرن ۱۹ و ۲۰  دو جامعه عثمانی و ایرانی از حیث فکری ارتباطات و مناسبات خیلی نزدیکی دارند. یعنی اندیشمندان ایرانی و عثمانی با هم ارتباط دارند و رفت و آمد دارند و با هم مکاتبه دارند. یعنی انگار آن ها یک هدف مشترکی را در حوزه مسائل فکری دنبال می کنند و باهم تبادل افکار دارند. این دو جامعه به گونه از حیث جغرافیایی به هم کمک می کنند تا تحولات فکری که در ایران و عثمانی و قفقاز انجام می شود، به سرانجام برسد. کسانی که دنبال تحولات اصلاحی در ایران هستند به عثمانی نگاه مثبتی دارند. کسانی که در عثمانی یا در قفقاز هستند نگاه مثبتی به اندیشمندان و نوگرایان ایرانی دارند. همه آن ها یک چالش جدی با ساختار سیاسی دارند. یعنی عبدالحمید دوم در ترکیه مشکلاتی را برای جریان های اصلاح طلب ایجاد می کند و در ایران دوره ناصری نیز این معضلات و مشکلات وجود دارد. من مشاهده کردم که شخصیتی مانند امیرکبیر که دنبال تحولات اصلاحی در جامعه ما بوده با اصلاح گرای بزرگ عثمانی مصطفی رشد پاشا ارتباطات تنگاتنگی دارد. یا میرزا حسین خان سپه سالار به عنوان یک دولت مرد سیاسی ایران که در یک دوره ای به عثمانی رفت ارتباطات تنگاتنگی با مدحت پاشا دارد. همچنین این روند ادامه دارد مانند ارتباط  آخوندزاده و خیلی از افراد دیگر با اصلاح گران عثمانی. 

   من بیشتر دوست داشتم شروع به تأمل در این حوزه کنم. یعنی در رابطه با تاریخ فکر ایران و عثمانی تأمل کنم که چگونه می توان به بسیاری از مسائل، چالش و پرسش هایی در ارتباط با غرب فکری، ترقی، که الان هم در جامعه ما وجود دارد، توجه کرد. چطور می توان به نهادهای مدرن با حفظ سنت ها روی خوش نشان داد. الان در جامعه ما هم محل بحث و گفتگو و چالش است. به همین خاطر باعث شد که بنده سراغ مشروطه عثمانی بروم. نکته ای که برای بنده بسیار قابل توجه بود دیدم که در مشروطه عثمانی چالش ها و مسائل همان هایی است که مشروطه خواهان یا ضد مشروطه خواهان ما در رابطه با آن گفتگو می کنند. 

طاوسی: چه عناصری از مشروطه عثمانی در مشروطه ایرانی به چشم می خورد؟ از آنجا که مشروطه ایرانی را نمی توانیم صرفا تقلیدی از مشروطه عثمانی دانست و خاستگاه های دیگری هم دارد، آنچه که مشروطه ایرانی از مشروطه عثمانی تأثیر پذیرفته است، چیست؟

دکتر حضرتی: بحث در رابطه با مناسبات و تأثیرات و تأثرات مشروطه ایران و عثمانی به طور مکتوب بسیار کم است اما جسته و گریخته زیاد در این باره صحبت می شود. مثلا آقای فریدون آدمیت در کتاب های خود به این موضوع بپردازد که تحولات ایران تا چه حد متأثر از تحولات عثمانی است؟ من در مقاله ای که با عنوان مدحت پاشا و ایرانیان نوشتم و در ضمائم کتاب مشروطه عثمانی درج شده است، این موضوع را به طور مفصل بیان کردم. چکیده آن این است که آقای آدمیت یک مقدار دچار تناقض گویی می شود. یعنی جاهایی کانال ارتباطی ایران با غرب و تحولات تجددگرایانه ای که در اروپا اتفاق می افتد را از طریق عثمانی می داند و این نشان دهنده تأثیرپذیری ایران از تحولات عثمانی است. یعنی غرب فکری یا سیاسی و به طور کلی مدرنیته، تأثیر خود را ابتدا روی عثمانی می گذارد و سپس ایران به واسطه عثمانی از تحولات غرب تأثیر می پذیرد. یک جایی از این موضوع صحبت می کند و جای دیگر آن را انکار می کند و معتقد است که ایران خود به خود و در واقع مستقل از عثمانی از کانال های دیگر متأثر از غرب است. آنچه که در ایران به عنوان جریان مشروطه خواهی یا جریان تجددخواهی روی می دهد، خیلی با آنچه که در عثمانی رخ می دهد، نسبتی ندارد. افراد دیگری همچون هما ناطق هم همین بحث را در کارنامه فرنگی مآبی در ایران بیان کردند و سعی کردند نقش عثمانی را در تحولات فکری ایران کمرنگ کنند. بنده کمی متفاوت می نگرم. اگر دور از جانبداری صحبت کنیم، به نظر بنده نقش تحولات عثمانی در ایران انکارناپذیر است. یعنی آنچه که در عثمانی اتفاق می افتد ما به فاصله اندکی در ایران شاهد آن هستیم. مثلا در آنجا دارالفنون شکل می گیرد و چهار، پنج سال بعد در ایران هم تأسیس می شود. نهادهای مختلف مانند انجمن معارف در آنجا شکل می گیرد و بعد از آن ما شاهد شکل گیری آن در ایران می باشیم. همچنین دادگستری و نظام دادگاهی عرفی توسط احمد جودت در آن جا شکل می گیرد و بعد از آن در ایران شاهد تأسیس آن هستیم. یعنی خیلی ملموس و محسوس است که اتفاقی که در آن جا رخ می دهد تأثیر آن را در ایران هم مشاهده می کنیم. من این موضوع را از آن زاویه بیان می کنم که ایده یعنی هر نوع ایده ای از جامعه ای به جامعه دیگر اشاعه پیدا می کند. نمی توان جلو این فرایند را گرفت و وجه ارادی ندارد مانند آفت کشاورزی که از یک زمین کشاورزی به زمین کشاورزی دیگر سرایت پیدا می کند، ایده فرهنگی هم از جامعه ای به جامعه دیگر سرریز می شود. این فرایند چه به واسطه آدم هایی که رفت و آمد می کنند و چه به واسطه رسانه ها و چه به واسطه سلسله مراتب صورت می گیرد. مثلا زمانی که ناصرالدین شاه به عتبات سفر می کند و در آنجا اصلاحاتی که مدحت پاشا انجام داده است را می بیند به شدت تحت تأثیر این اصلاحات قرار می گیرد و دولت مردان خود را جمع می کند و در این باره با آن ها صحبت می کند و فردی می گوید علت این موضوع این است که آن ها قانون دارند و ما قانون نداریم و ناصرالدین شاه دستور می دهد که قانون نوشته شود. این مسئله تأثیرپذیری است و این مسئله را نباید به عنوان وجه منفی دید. جوامع انسانی از همدیگر کمک می گیرند و سعی می کنند تجربه یکدیگر را تکرار نکنند و آن را به سمت جلو ببرند. مناسبات فکری ایران و عثمانی به همین گونه می باشد. یعنی زمانی که در سال ۱۸۷۶ بحث های مختلفی در رابطه با حقوق مردم، رابطه مردم با حکومت، آزادی های اجتماعی، نهادهای مدنی، حقوق مخالفان مطرح می شود و در قانون اساسی می آید ما می بینیم این مسائل در قانون اساسی ایران هم هست. آن جا یک بحث جدی وجود دارد که نسبت اسلام با آموزه های مدرن چیست و در اندیشه مشروطه خواهانه ما هم همین بحث ها وجود دارد. مگر ممکن است که ما بی خبر باشیم یا اصلا از این مجادلات فکری که در آنجا رخ می دهد تأثیر نپذیریم و بی توجه به آن ها میرزای نائینی این جا در رابطه با نسبت مردم با حکومت مشروطه یا آموزه های دینی با نظام مشروطه صحبت کند و کتاب بنویسد.  

   ما زمانی که عثمانی از هم می پاشد مجموعه علما از ایرانی گرفته تا غیر ایرانی که در قم، نجف هستند، بیانیه می دهند یعنی به آن ها توجه دارند یا شما می بینید سید جمال هم این جا و هم آن جاست و مسئله اندیشه اتحاد اسلام و توجه به ترقی را دنبال می کند، اما بخشی که وجود دارد این است که باید این تأثیر و تأثر را دو طرفه مشاهده کرد. یعنی نمی توان گفت فقط ایران از عثمانی تأثیر پذیرفته است یا اندیشه های اندیشمندان عثمانی روی اندیشمندان ما اثر گذاشته است، اصلا این گونه نیست. این جا تأثیر متقابل و دو طرفه است. یعنی یک چیزی می دهند و یک چیز دیگری می گیرند. اتفاقا نظر بنده این است که اندیشمندان ایرانی در شکل گیری مشروطه اول عثمانی به خاطر روزنامه هایی که در آن جا منتشر می کنند و ایده هایی که در تبریز، تهران و باکو مطرح می کنند، تأثیرگذار هستند. مثلا بحث تغییر خط را ابتدا ایران مطرح می کند و منیف پاشا در ترکیه آن را دنبال می کند و بعد از زمانی آن را به نتیجه می رساند. اصلا کاری به درستی یا نادرستی این بحث ندارم اما می خواهم بگویم توجه آن ها هم به این بود که اندیشمندان ایرانی در رابطه با چه چیزی صحبت می کنند و دغدغه آن ها چیست و سعی می کردند آن ها را در جامعه خود مورد توجه قرار دهند. ممکن است از حیث تحولات و شکل گیری نهادها ما متأخر از آن ها باشیم یعنی رابطه طولی بین ما با آن ها وجود داشته باشد، اما از حیث اندیشمندانی که در ایران هستند، ایده های آن ها در عثمانی مورد توجه قرار می گیرد و در دوره تنظیمات و مشروطه اول و سپس در دوره مشروطه دوم تأثیر می گذارند، این داستان انکار ناپذیر است. اوج این تأثیر پذیری ایرانی ها را در مشروطه دوم مشاهده می کنید. مشروطه اول ما ۱۹۰۶ است و مشروطه دوم آن ها ۱۹۰۸ است، یعنی دو سال پس از مشروطه ماست. بنابراین این تأثیر گذاری وجود دارد و نمی توان آن را انکار کرد. 

نکته دیگری که در ضمیمه این کتاب آورده ام، گزارش شمس الدین بیگ سفیر عثمانی در ایران را آوردم و از تحولات مشروطه در ایران است که برای سلطان عبدالحمید نوشته است. در آینده این آدم به خاطر این که طرفدار مشروطه در ایران بود، عزل شد و پس از آن در تنهایی و بی کسی از دنیا رفت. 

سفیر عثمانی در ایران تحت تأثیر مشروطه ایران مکاتباتی با عثمانی انجام می دهد و صحبت می کند و توصیه می کند که باید به این مسائل به دیده مثبت نگاه کرد و تاییدی دارد نسبت به اتفاقاتی که دراین جا رخ می دهد، و مشاهده می شود که دو سال پس از آن در آن جا مشروطه رخ می دهد. مگر ممکن است که آن ها از اتفاقی که در ایران افتاده است تأثیر نپذیرند. عرض بنده این است که باید این موضوع را دوسویه دید. 

طاوسی: پس این جمله استاد محترم دکتر باستانی پاریزی که فرموده اند تحولات آنجا در حکم سرمشق برای ما بوده از این حیث درست است که بعضی از نمادهای تجدد به واسطه آن جا وارد ایران شده است، اما این مسئله نفی نمی کند که این تأثیرات متقابل بوده است.

دکتر حضرتی:  البته. 

طاوسی: تاثیرات و تاثرات متقابل ایران و عثمانی در طول تاریخ این دو امپراطوری بیشتر در چه مقاطعی بوده و پر رنگ تر شده؟ حالا ما دوره مشروطه را بحث کردیم اما قبل از دوران قاجار و یا در صفوی این تأثیرات و تاثرات به این وسعت وجود داشته؟

دکتر حضرتی: شاید دوره قاجار کمی از این حیث متفاوت باشد. به نظر بنده در رابطه با روابط فرهنگی ایران و عثمانی در دوره قاجار کار نشده است. یعنی شما یک کتاب نمی یابید که در رابطه با روابط فرهنگی ایران و عثمانی در دوره قاجار باشد. دوره قاجار بسیار مهم است، زیرا بحث غرب وسط آمده است و یک چالش جدی بین ایران و غرب با عثمانی و غرب وجود دارد. یک نکته دیگر این است که این دوره، دوره ای است که امپراطوری عثمانی هم ضعیف شده است، یعنی با چالش های جدی جهانی روبروست و دیگر دوره سلطان سلیمان نیست که به تحولات ایران و جاهای دیگر در حد خود توجه کند. در دوره عبدالحمید، عثمانی با چالش های جدی روبروست. بنابراین هر دو امپراطوری یک نقطه اشتراک دارند که آنها می خواهند خود را از زوال حفظ کنند. آنچه که آن ها را به چالش می کشد غرب است. بنابراین طبیعتا آن ها به هم نزدیک تر می شوند و این مسئله روابط فرهنگی را تشدید می کند. اما قطعا محدود به این دوره نمی ماند. مثلا در دوره صفویه از جنس دیگری این مناسبات فرهنگی وجود دارد، البته مطلوب نیست و الان نمی تواند تحلیل آن برای ما خوشایند باشد، زیرا خصمانه بود و در حوزه فرهنگی آن هم وجه خصومت آمیز آن زیاد بود و یک مقدار وجه مذهبی داشت. صفوی ها تلاش داشتند که تشیع را در آناتولی توسعه دهند و تبلیغ و ترویج کنند و عثمانی هم به لحاظ سیاسی می خواست جلو این مسئله را بگیرد زیرا او هم درگیر اروپا و بحث فتوح بود. اما زمانی که مشاهده می کند تا منطقه بورسا یک فردی به نام شاه قلی آمده است و تشیع را ترویج می کند، طبیعی است که فردی مانند سلیم نمی تواند نسبت به آن بی تفاوت باشد و به نبرد چالدران یا به کشتارهای قبل از نبرد چالدران که در آناتولی از شیعیان در می گیرد، کشیده می شود. این مسائل هم یک نوع اتفاقاتی است که ریشه در مناسبات فرهنگی ایران و عثمانی دارد. مناسباتی در آینده رخ می دهد که ما در این اتفاق دست بالا را داریم و مایه سربلندی برای ایرانی ها می باشد و کاری است که نادر انجام می دهد. 

طاوسی: منظورتان بیانیه نجف است؟

دکتر حضرتی: بله. نادر شخصی است که منادی اتحاد اسلامی می شود و از مذهب صحبت می کند و اگر مجادلات و منازعات را کنار بگذاریم، حرفی که استاد ارجمند آقای محمدعلی موحد در رابطه با نادر بیان می کند که پیش از سید جمال، نادر اولین کسی است که از نظریه اتحاد اسلام صحبت می کند، حرف درست و به جایی را می زند. 

یعنی نادر در این زمینه عثمانی را خلع ید کرد و نشان داد که ایرانی و دولت نادر به دنبال جنگ نیست. او می خواهد با حفظ قلمرو خود، مسلمانان در ایران و عثمانی به ثبات و آرامشی دست یابند و این جنگ ها به پایان برسد و باور و مذهب هر کدام به رسمیت شناخته شود. این مسئله که آن ها نپذیرفتند، نشان می دهد که از موضع قدرت صرف این کار را انجام دادند. زیرا آن ها فکر می کردند از حیث سیاسی نیازی ندارند، اما از حیث فکری و فرهنگی یک نقطه قوتی برای دولت نادر است. 

طاوسی: بحث را کمی به معاصر بیاوریم. شما در رابطه با نقش ترکیه فعلی در جهان اسلام چه نظری دارید؟ ترکیه می تواند چه نقشی را ایفا کند؟

دکتر حضرتی: همان طور که می دانید با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه نقش آن ها پر رنگ شده است. زیرا آن ها یک رسالت عثمانی گرایانه هم برای خود تعریف کردند. داوود اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه فکر و ایده دارد. آنان این مسئله را در سیاست خارجه خود تعریف کردند که حزب آنها وجه اسلامی دارد، بنابراین یک رسالت عثمانی گرایانه برای خود تعریف کردند. آن ها با توجه به زمانی که عثمانی در مرکز تحولات جهان اسلام بود و مرکز توجه بود می گویند چرا ترکیه را در جایگاه و موقعیتی قرار ندهیم که همچنان در جهان اسلام محل توجه باشد و بتواند در میان دولت های مسلمان نقش میانجی و پیشرو را در تحولات جهان اسلام ایفا کند و به عنوان یک مدل مطلوب از حیث حکومت داری و اداره جامعه باشد. به همین خاطر شما مشاهده می کنید که آن ها نسبت به مسئله فلسطین و سازمان کنفرانس اسلامی حساسیت نشان دادند و در آن جا فعال شدند. در مسائل ایران در رابطه با ایران و مسائل دیگری که در منطقه رخ می دهد، آن ها سعی می کند حضور پررنگی داشته باشند. حزب عدالت و توسعه یا چنان که خودشان می گویند آک پارتی شعارهایی می داد و در کشور آن ها با استقبال فراوانی روبرو می شد و این طور تحلیل می شد که یک حزب اسلام گراست. من خیلی با این مسئله موافق نبودم. زیرا این اتفاقات و این گونه سیاست ورزی که آن ها در پیش گرفتند، در ریشه وجه اسلام گرایانه آن ها نهفته نیست؛ ریشه آن ها در وجه دموکراتیک بودن آن جامعه است و این حزب یک حزب دموکرات خواه می باشد. به بیان دیگر در مانیفست حزب آک پارتی دموکراسی برجسته است تا اسلام گرایی. یعنی اسلام گرایی در درجه دوم است و در درجه اول دموکراسی خواهی است. به همین خاطر است که حزب آک پارتی با چالش هایی مواجه می شود و با جمهوری اسلامی چالش هایی می یابد یا در سوریه و … به گونه ای عمل می کند که از بعضی شعارهای خود فاصله می گیرد. یا در رابطه با فلسطین و اسرائیل کاملا دوگانه عمل می کند. این مسئله بدین معنی است که یک تردید در حزب عدالت و توسعه وجود دارد. یعنی او می خواهد در جایی نقش حاکم مسلمان را بازی کند و از زاویه دینی موضع بگیرد و جای دیگر می خواهد دموکرات باشد و البته یک وجه سومی هم هست که می خواهد هر دو این مسائل را کنار هم بگذارد و به آن مسئله ای که نفع ملی است، دست یابد. آن ها هم عضو ناتو هستند و هم با اسرائیل رابطه دارند و هم سعی می کنند حماس را حمایت کنند و هم می خواهند با ایران رابطه مناسبی داشته باشند و از سویی در سوریه کارهایی انجام می دهند. 

   زمانی که شما این مسائل را جمع کنید، مشاهده می کنید که ناسازه هایی هم در فعل و هم در گفتار آن ها وجود دارد. از سوی دیگر آن ها با چالش های جدی در جامعه خود روبرو هستند که نمی توانند به راحتی با آن کنار بیایند. مثلا آن ها در حوزه دموکراسی شعارهایی می دهند اما ما در آن جا با انبوهی از زندانیان روزنامه نگار مواجه هستیم. بنابراین پاندول وار دولت ترکیه از دموکراسی خواهی یک بار به سمت اسلام خواهی، یک بار به سمت ملی گرایی می رود و نمی تواند یک توازنی در سیاست ورزی بین همه این ها برقرار کند. یعنی او باید اسلام گرایی و ملی گرایی و دموکراسی خواهی را با هم داشته باشد و هر کدام از مولفه های خود را به گونه ای در سیاست ورزی پیش ببرد که دچار تعارض نشود. اما این اتفاق نمی افتد به خاطر این که رفتار آن ها از نظر فکری دچار تردید است. 

طاوسی: یکی از ناسازگاری های مهم دم زدن از عثمانیت و عثمانی گرایی در جامعه ای است که بنیان آن بر ترکیت استوار شد، در حالی که عثمانیت بر اسلام استوار شده بود و این مسئله یک چالش دیگری است. 

دکتر حضرتی: این حرف مصرف بیرونی داشت و به همین خاطر آن مسئله را مطرح کردند. دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی اکمل الدین احسان اوغلو در استانبول است. آن ها بعضی از موسسات مانند موسسه ارسیکا را راه انداختند که در آن حوزه با کشورهای اسلامی دیگر ارتباط برقرار می کنند و همایش برگزار می کنند، اما بیشتر یک شعار آرمان گرایانه است که به آن ها در حوزه سیاست خارجی کمک کند. وگرنه در داخل کمالیست ها، ناسیونالیست ها را تحمل نمی کنند، ناسیونالیست ها فرقه گرایان و قوم گرایان را تحمل نمی کنند و شعار از عثمانی گری زدن قطعا آب در هاون کوبیدن است. 

طاوسی: پیش از این در شبکه های ماهواره ای عربی علاوه بر سریال های اروپایی و آمریکایی، سریال های کشورهایی مانند برزیل و مکزیک رواج داشت اما الان با پدیده ای مواجه هستیم که در ماهواره های فارسی و عربی زبان به جای سریال های غربی، سریال های ساخت ترکیه پخش می شود، به نظر شما ترکیه از تولید این سریال ها و ارائه آن ها به ماهواره ها چه اهدافی دارد و نظرتان در رابطه با سریال حریم سلطان چیست؟

دکتر حضرتی: بخشی از این مسئله که آن ها چه اهدافی را دنبال می کنند، قصد و اهداف حرفه ای در آن نهفته است. آن ها می خواستند فیلم تولید کنند و می خواهند برای فیلم خود مشتری داشته باشند، بنابراین به گونه ای فیلم می سازند که عوام پسند، جذاب باشد و با رنگ آمیزی. سناریو و فیلم نامه آن به گونه ای باشد که برای عام جذاب باشد و کانال های مختلف از آن ها این فیلم را بخرند و آن ها از این طریق به درآمدزایی برسند. به هر حال همه شبکه هایی که این برنامه ها را می سازند شرکت های خصوصی در ترکیه هستند و در وهله اول برای آن ها اقتصاد اهمیت ویژه ای دارد. در مرحله دوم ترک ها از دیرباز در حوزه فیلم سازی ضعیف عمل می کردند. یعنی برعکس موسیقی آن ها که نمایندگان جهانی داشت و موفق بود و الان هم موفق هست، آن ها در حوزه فیلم سازی حرفی برای گفتن نداشتند. مثلا در مقابل فیلم سازی ایران، ژاپن، مصر و لبنان نمی توانستند عرض اندام کنند. آن ها کمی به سمتی رفتند که خود را در حوزه فیلم سازی تقویت کنند. آن ها به نوعی از فیلم سازی که مخاطبان آن نخبه ها هستند، روی نیاوردند، یعنی در این حوزه حرفی برای گفتن ندارند. البته بعضی از فیلم هایی که در ترکیه ساخته شده است مانند اسب،  فیلم هایی است که بسیار مورد توجه قرار گرفته است و نخبگان در ایران از این فیلم ها استقبال کردند، اما در حال حاضر آن ها در این حوزه نمی توانند با فیلم سازی ایران رقابت کنند. فیلم سازان ایرانی در این زمینه حرف برای گفتن زیاد دارند. آن ها از جایی شروع کردند که بیشتر به صرفه اقتصادی آن توجه می کنند و به واسطه آن به تبلیغ فرهنگ ترکی روی بیاورند. الان فیلم هایی که پخش می شود و همان فیلمی که شما اشاره کردید، فیلم عامه پسند است یعنی فیلم هایی است که در همین کانال های زرد می توان آن ها را مشاهده کرد و آن ها به گونه ای سرگرمی است و به نظر بنده نمی توان در حوزه فیلم سازی جدی گرفت، اما آن ها از این زاویه می توانند در سطح توده با این فیلم ها اثرگذاری خود را داشته باشند و این مسئله را نمی توان انکار کرد. 

طاوسی: از این که با مشغله زیاد وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، تشکر می کنیم.

دکتر حضرتی: من هم از شما تشکر می کنم. 

طاوسی: سلامت باشید. خدانگهدار.

مطالب مرتبط:

جامعۀ مدنی در امپراتوری عثمانی

تسنن دوازده امامی در نسخه های خطی دوره عثمانی

مجموعه مقالات اجلاس صدمین سالگرد مشروطه دوم عثمانی

معرفی کتاب«ایران و عثمانی در آستانه قرن بیستم»

اختیارات مجلس در قوانین اساسی مشروطه ایران و عثمانی

مقایسۀ اختیارات سلطان در مشروطه ایران و عثمانی

ایران در تاریخ‌نگاری عثمانی و ترکیه

گزارش سفیر عثمانی از مشروطه در ایران

هویت عثمانی: ترک، مسلمان یا رومی؟

اروپا در سفرنامه های عثمانی

امپراتوری عثمانی (عصر متقدم ۱۳۰۰ تا ۱۶۰۰)

فیلم های مرتبط:

مقدمات اتحاد عثمانی و آلمان در جنگ جهانی اول(فیلم)

فیلمی کمتر دیده‌شده از خلیفۀ عثمانی

فیلمی از عثمانیان در دهه ۱۹۱۰

تصاویر مرتبط: 

محافظت از گنجینه‌های تاریخی امپراتوری عثمانی

سکه‌های عثمانی

تظاهرات ترک‌های جوان در استانبول

تصاویر عثمانی(۱): ینی‌چریان

تصاویر عثمانی(۲): خمپاره‌چی/ خمبره‌جی

تصاویر عثمانی(۳): صولاق

تصاویر عثمانی(۴): چاوش

آتیش داری؟ (تصاویر عثمانی ۵: چپق)

سند:

پوستری از سلاطین عثمانی


پاسخ دهید