شهر و روستا/جزشهر

یادداشت زیر بقلم جناب آقای سجاد هجری‌ست. امروزه، فراوان از رسیدن بروستاها و آبادانی آن‌ها در کشور سخن می‌رود که برخی ۱٫ عدالت‌محور و برخی دیگر ۲٫ خوف‌محورند؛ یعنی از خوف مهاجرت آنان بشهر و حاشیه‌نشینی و آسیب‌های آن از جمله شورش بدنبال آبادانی روستایند! اما کسی با نگاه توسعه‌محور بروستاها ننگریسته که روستا در توسعه‌ی کشور چه جایگاهی دارد! از همه مهم‌تر هیچ‌کس نمی‌داند که روستای مطلوب امروز که کارکرد دارد و بتواند پایدار بماند، چیست. بتعبیری، سه نگاه در این‌باره می‌توان داشت: ۱٫ حفظ، ۲٫ احیا و ۳٫ تجدید که سومی مطلوب است؛ اما آن روستا که مناسب امروزست، چیست!؟ اگر این پرسش بدرستی پاسخ داده نشود، هر کاری با شعار آبادانی روستا ره بجایی نمی‌برد!

پاره‌هایی پرسش‌وار درباره‌ی روستا و شهر!

سجاد هجری

• در ایران هم‌چنان از دوگانه‌‎ی «شهر-روستا» سخن می‌رود؛ اما چنان‌که آشکارست، روستاها هر روز جای خود را بشهرها می‌دهند؛ یعنی یا روستاها تبدیل بشهر می‌شوند یا جمعیت آنان بشهرها مهاجرت می‌کنند و متروک می‌شوند! در این میان، برخی این پدیدار را سیری طبیعی-قهری می‌دانند؛ اما برخی دیگر بدنبال حفظ، احیا یا تجدید روستا در کشور هستند! بی‌گمان، در کشورهای دیگر حتا پیش‌رفته، واحدهایی جز (غیر از) شهر با نام‌های گوناگون هستند که با شهر دوگانه‌ای چونان دوگانه‌ی شهر-روستای ما می‌سازند! بررسی این واحدها برای آنان که در آرزوی حفظ، احیا یا تجدید روستا یا بطور کلی، واحدی جز و دربرابر شهر در ایرانند، ضروری‌ست؛ زیرا دست‌کم، می‌تواند «امیدبخش» و «الهام‌بخش» آنان باشد! پس می‌توان گفت که مسئله‌ی اصلی ما چگونگی حفظ، احیا یا تجدید روستا و روستامانندها دربرابر شهر در کشورست که برای رسیدن بسیاست و راهبرد برای این مهم جا دارد بعنوان گامی هر چند آغازین، این دست واحدهای جز/دربرابر شهر را در اقصانقاط جهان کاوید و بررسید؛ از این‌رو، پرسش بنیادین این پژوهش آن است که «واحدهای جز/دربرابر شهر در تناظر با دوگانه‌ی شهر-روستای ما در سراسر جهان چیست، چندست و چگونه است!؟»
• امروزه، چیستی روستا و تمایزهایش با شهر حتا نزد متخصصان، فی‌الجمله، ناروشن است و اگر چه این سو و آن سو، بسیار سخن از توجه بروستا و پرداختن بدان می‌رود و از بحران مهاجرت از روستا و ترک آن بحث می‌شود؛ ولی گویی، کسی تصوری درست از مقومات روستا و آن‌چه روستا را روستا می‌کند و از شهر متمایز می‌نماید، ندارد تا آن‌جا که بسیاری، تنها جمعیت را ملاک نهاده‌اند! آن‌هنگام که سخن از شهر شدن روستا بعنوان یک معضل می‌شود، نخست باید دید که روستا چیست که شهر می‌شود و آن‌گاه که از حفظ یا احیای روستاها و جلوگیری از مهاجرت از روستا بحث است، باید بررسید که مقومات روستا چیست! از دیگر سو، بی‌گمان، روستا نیز مانند شهر، باید دارای تحولات باشد و با نیازها، چالش‌ها و کنش‌های روز، در تغییر مناسب و تجدید! بدین‌سان، باید بررسید که در این تغییرات، چه چیزهایی از ثوابت روستاست که اگر آن‌ها نباشند، دیگر نمی‌توان بدان‌چه هست، روستا گفت! برای این مهم، باید تاریخ را کاوید و این ثوابت و مقومات را از دل گذشته، با نگاه باکنون و آینده، درآورد؛ ولی افسوس که در این‌باره، کاری درخور نشده و ما نمی‌دانیم اصالت روستای‌مان در تاریخ، بچه چیزهایی بوده و روستاها در تاریخ چه تحولاتی داشتند! بر اهل فن پوشیده نیست که هر گونه سخن درباره‌ی روستا و سیاست‌پژوهی و برنامه‌ریزی برای آن، بی‌گمان، مبتنی بر داشتن و دانستن چیستی روستاست! آن‌هنگام که از آبادانی و سازندگی روستا سخن می‌رود، باید پرسید: روستا چیست که قرارست آباد و ساخته شود! اگر قرارست از روستا محافظت شود، باید دید چه چیز روستا را روستا می‌کند تا از آن صیانت شود! اگر بدنبال روستای مطلوب هستیم، باید ببینیم که روستا چیست که بدو قسم مطلوب و نامطلوب بخش می‌شود! باید بررسید که نسبتی میان روستاهای امروز و آن‌چه بدان در تاریخ روستا می‌گفتند، هست یا نه و روستا مشترک لفظی میان امروز و گذشته است! حتا در میان روستاهای امروز، باید دید که ما به الاشتراکی یافت می‌شود که بواسطه‌ی آن، همه را روستا بنامیم یا روستا بنحو اشتراک لفظی بدان‌ها گفته می‌شود! از سوی دیگر، روستایی چیست!؟ هویت روستا و هویت روستایی چیست؟ امروزه، اذهان بدین هم‌گرایند که هویت روستا و روستایی دچار چالش شده و آن در حال نابودی و زوال‌ست! برخی از شکاف طولی و نسلی و عرضی در روستا از وجوه هویتی سخن می‌رانند! شاکله و طرح‌واره‌های یک روستایی چیست!؟ چه چیزهایی یک روستایی را روستایی می‌کند!؟ اگر بدنبال حفظ، احیا یا تجدید روستا هستیم، باید بپرسش «هویت روستا و روستایی چیست؟» پاسخ دهیم! باید بررسیم که ویژگی‌های مشترک روستا و ویژگی‌های مختص آن چیست! باید بررسیم که آیا روستای ما دچار شکاف طولی/زمانی/تاریخی و شکاف نسلی شده یا نه و برای این مهم، باید وجوه مختص روستا را بپژوهیم! باید پژوهشی با نگاه تاریخی، ویژگی‌های مختص روستا و روستایی را در بوم ایران بررسد! بتعبیری، آن‌چه را که روستا را روستا و روستایی را روستایی می‌کند، دریابد؛ زیرا شناخت چیستی روستا و روستایی، نخستین نیاز و حتا گام هر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی برای روستاست! بدست دادن الگوی فی‌الجمله تاریخی روستا و روستایی با استخراج ویژگی‌های بنیادین روستا برای تبیین وضع و آینده‌ی مطلوب روستا ضروری‌ست! هم‌چنین باید بررسید که کدام ویژگی‌های پایای روستا در گذشته، مناسب اقتضائات امروزین روستا نیست!
• پرسش اصلی این‌ست که ویژگی‌های مختص روستا و روستایی چیست!؟
پرسش‌های فرعی:
۱٫ «ارزش»های روستا و روستایی (در طول تاریخ) چیستند؟
۲٫ چه چیزهایی روستا را روستا می‌کند و از شهر متمایز می‌نماید و چه چیزهایی آن را از روستا بودن خارج می‌کند؟
۳٫ چه چیزهایی روستایی را روستایی می‌کند و از شهری متمایز می‌نماید و چه چیزهایی آن را از روستایی بودن خارج می‌کند؟
۴٫ آیا می‌توان گفت: سعی/تلاش حداکثری در «تولید» و «قناعت» و «مصرف» حداقلی از ویژگی‌های ضروری روستا/روستایی‌ست؟
۵٫ آیا می‌توان گفت: «تعلق» بنیادین بطبیعت و «توجه» ویژه و پایه‌ای بدان از ویژگی‌های ضروری روستا/رواستایی‌ست؟
۶٫ آیا می‌توان گفت: «انسجام» خانوادگی- خانواری از ویژگی‌های ضروری روستا/روستایی‌ست؟
۷٫ آیا می‌توان گفت: «خودکفایی» نسبی از ویژگی‌های روستا/روستایی‌ست؟
۸٫ آیا می‌توان گفت: شهر «بازار جامع دایم» دارد؛ اما روستا ندارد؟
۹٫ آیا می‌توان گفت: در روستا دیوان‌سالاری (بروکراسی) و نهادهای حکومتی یا دولتی نیست؛ اما در شهر هست؟
۱۰٫ کدام‌یک از ویژگی‌های روستا در تاریخ، امروزی نیست و دیگر با اقتضائات امروزی، یک روستا نمی‌تواند آن را دارا باشد؟ یا کدام ویژگی‌های روستای تاریخی، امروزه نیز می‌تواند ماندگار باشد؟
۱۱٫ کدام ویژگی‌ها را باید روستای امروزین داشته باشد یا بدست آورد تا شهر یا شبه‌شهر (شهرزده) نباشد/نشود؟
• تعریف روستا:
روستا آن‌جاست که «معاش»[اکثر مردم]ش نسبتا مبتنی بر «تعامل» نسبتا «مستقیم» با «طبیعت» نسبتا «بکر» باشد.
شاید بتوان گفت: روستا آن‌جاست که در آن «دیوان‌سالاری» (بروکراسی) نیست یا ناچیز یا بسیار کم‌تر از شهرست یا روستا آن‌جاست که وابستگی بنهاد/سازمان‌های رسمی در آن نیست یا ناچیز یا بسیار کم‌تر از شهرست.
دانش ریشه‌شناسی، «روستا» را آمیزه‌ای می‌داند که بخش نخستش یا از ریشه‌ی هندواروپایی *reu- بمعنای «باز کردن»، «گشودن» و «گستردن» برگرفته شده یا از ریشه‌ی *raud- بمعنای «بالیدن»، «زیاد/تناور شدن» و «پروریدن» برساخته شده است و بخش دوم آن نیز مشتق از sta- بمعنای «ایستادن» است و معنای «جا» (محل و مکان) می‌دهد و روستا با این ریشه‌شناسی یا بمعنای «جای باز/گشوده/گسترده» است یا معنایش «رستنگاه» (جای بالش/پرورش/رویش) است.
آشکارا، روستا باز و گشوده است؛ چنان‌که شهرها بسته‌اند و این بازی و بستگی تنها مادی و درباره‌ی «فضا»ی آن دو نیست و وجوه معنوی نیز دارد؛ مانند انضباط و دیوان‌سالاری شهری و پیداست که دو عنصر تاریخی-سنتی روستا، «کشاورزی» و «دام‌داری»ست که اتم مصادیق پرورش/رویش‌اند که بطور ویژه، در واژه‌ی «داشت» در سگانه‌ی «کاشت، داشت و برداشت» و پسوند «داری» در دام‌داری که گاه «پروری» بجایش بکار می‌رود، هویداست.


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *