صناعه التمدن فرنامی برای سیاسه المدن!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه بقلم جناب آقای سجاد هجری، پژوهش‌گر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی آمیزه‌ی «صناعه التمدن» نزد «ابن رشد» است که او تنها یک بار آن را در تفسیر مابعدالطبیعه‌ی ارسطو آورده است.

«صناعه التمدن» نزد ابن رشد فرنامی برای «سیاسه المدن»!

سجاد هجری

آشکارا، «جمهور» (جمهوری/جمهوریت/republic) افلاطون (که گویا برگرفته از عنوان لاتین آن، Res Publica، است،) در یونانی که اصل آن است، Πολιτεία (با تلفظ Politeia) نام داشت که مترجمان عهد اسلامی در تازی برابرش «السیاسه» نهادند و در جهان اسلام از موضوعش با آمیزه‌های «السیاسه المدنیه» (نام کتابی از فارابی!)، «سیاسه المدن» (سومین فن از حکمت عملی!) و … سخن رفت. عنوان یونانی جمهور از polis (با املای یونانی πόλις) یونانی بمعنای «شهر/مدینه» برگرفته شده (مشتق!) است. گیرا و گفتنی‌ست که «ابن رشد»، فیلسوف برجسته‌ی غرب جهان اسلام در سده‌ی ۶ام قمری، تنها یک‌بار آمیزه‌ی «صناعه التمدن» را در «تفسیر مابعدالطبیعه (ی ارسطو) گویا در معنای «سیاسه المدن» بکار برده و چنین گفته است: «وکذلک فی الأفعال الإنسانیه أی فی الصنائع الفاعله مثل صناعه التمدن وصناعه الطب …» و با آن‌که انتظار می‌رفت که از این تعبیر در اثر/آثارش در فن سیاست بهره برد؛ اما در ترجمه‌های تازی تلخیصش از جمهور افلاطون که یکی با نام «تلخیص السیاسه» بواسطه‌ی انگلیسی و دیگری با نام «الضروری فی السیاسه» مستقیمانه از اصل عبری (که ترجمه‌ی اثر عربی اوست و تنها باقی‌مانده از آن،) گزارش شده، از آمیزه‌ی صناعه التمدن یاد نشده و در اولی «العلم السیاسی» و «السیاسیات» و در دومی «العلم المدنی» بکار رفته که شاید بخاطر «حجاب» ترجمه است (جالب این‌جاست که مترجمان از واژه‌ی تمدن بهره نبردند که شاید برای جلوگیری از هر گونه خلط با معنای مقید/محدود امروزین تمدن نزد برخی‌ست!)! آن‌چه گواه است که صناعت تمدن در متن یادشده، همان دانش سیاسی‌ست، همانندشماری و سنجشش با صناعت/علم طب است که از گذشته‌های دور مطمح نظر بوده و از قضا در خلاصه‌ی سیاست ابن رشد نیز عنوان شده: «ثم إن هذا العلم … وذلک کالأمر فی صناعه الطب/وهذا العلم … ومثال ذلک ما نجده فی علم الطب» که بسی اندیشیدنی‌ست!


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *