سیاست و یگانگی طبیعت و تربیت!

آن‌چه پیش روست، گزارشی کوتاه از سخنرانی جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، در روز ولادت امام رضا علیه‌السلام در «پژوهشکده‌ی سیاست‌گذاری دانشگاه شریف» است که در آن کوتاه، ببررسی واژه‌ی سیاست می‌پردازد!

سیاست و یگانگی طبیعت و تربیت!

سجاد هجری

روز ولادت امام رضا علیه‌السلام بدعوت یکی از دوستانم در پژوهشکده‌ی سیاست‌گذاری و اندیشکده‌ی حکم‌رانی دانشگاه شریف پس از نماز ظهر و عصر سخنرانی کردم. درباره‌ی «سیاست» که در نام آن نهاد نیز آمده! کوتاهی از «عیون أخبار الرضا» شیخ صدوق گفتم! چنان‌چه در مقدمه‌ی کتاب «ابن بابویه» می‌گوید، این کتاب را پس از آن‌که «صاحب بن عباد»، وزیر آل بویه، دو قصیده در منقبت امام رضا علیه‌السلام سروده و بدو هدیه کرده، گردآورده و بصاحب اهدا کرده است! آن دو قصیده را نیز در مقدمه نقل کرده! بسراغ حدیث ۱۶۸ این کتاب در باب ۲۰ام رفتم که در آن امام رضا علیه‌السلام ویژگی‌های امام را برمی‌شمارد! در بخشی از این حدیث آمده: «… مضطلع بالإمامه وعالم بالسیاسه»! در زیارت جامعه‌ی کبیره نیز آمده: «ساسه العباد وأرکان البلاد» و در کافی از امام علی علیه‌السلام روایت شده که «الملک سیاسه»! بگردیم، شاید بیش‌تر سیاست و مشتقاتش را در اخبار بیابیم؛ اما آیا می‌توان یقینانه گفت: این واژه از امام معصوم علیه‌السلام صادر شده؛ زیرا ما می‌دانیم که بیش‌تر اخباری که بما رسیده، نقل بمعنا یا مضمون است! سیاست را در کدام متن‌های جهان اسلام می‌توان یافت!؟ پیش از هر چیز باید کهن‌ترین کتاب لغت تمدن اسلامی، «کتاب العین» خلیل بن احمد، را برگ زد؛ اما هر چه گشتم، ماده‌ی سیاست، «سوس»، را درش که از آنِ سده‌ی دوم است، نیافتم که جای شگفتی‌ست و شاید نشان آن باشد که این ماده در آن دوران کم‌کاربرد بوده است؛ ولی «سیاست» را می‌توان در ترجمه‌ی عنوان کتاب افلاطون، πολῑτηίη (polītēíē)، یافت که امروزه، با عنوان «جمهور/جمهوری» شناخته می‌شود! برخی گفته‌اند: یوحنا (یحیی) بن بطریق آن را بتازی درآورده؛ اما گویا، این مدعا درست نیست؛ زیرا او را کتابی با نام «السیاسه فی تدبیر الریاسه» در ده فصل است که تألیفی‌ست و از منابع یونانی در نگارش آن بهره برده؛ ولی ترجمه‌ی جمهور افلاطون نیست. سیاست افلاطون را «حنین بن اسحاق»، مترجم چیره‌دست، بهم‌راه «قوانین/نوامیس» او در سده‌ی سوم بتازی برگردانده است. ابن رشد سیاست را تلخیص کرده و فارابی نوامیس را! گویا، از همین سده است که بسامد واژه‌ی سیاست در متن‌های تمدن اسلامی افزایش و در کتاب‌های لغت، علم اللغه و فقه اللغه، نیز ماده‌اش راه می‌یابد! مثلا، «مقاییس اللغه» ابن فارس رازی قزوینی ماده‌ی سوس را در خود گنجانده است. ابن فارس، فقه‌اللغه‌دان برجسته‌ی سده‌ی چهارم، این ماده را دارای «اصلان» (فقه‌اللغوی!) می‌داند که یکی «فساد فی شیء» و دیگری «طبیعه/طبع»، «خلیقه/سجیه» و «اصل» است! لغویان هم‌عصر او معانی دیگری مانند از ماده‌ی «امر» (أمر وأمر علیه) و «ملک» (إذا ملک أمرهم) برایش آورده‌اند و دیگرانی مانند از سده‌های پسین، «ریاضه» (رام‌سازی و تیمارداری اسبان!) و «تربیه» (حتا «تولی/تولیه» و «ریاسه»!) را در کاربرد/استعمال (مستعمل فیه) برابرش نهاده‌اند و حتا گفته‌اند: «ساس الأمر سیاسه: قام به»! باید همه‌ی کتاب‌های لغت را بررسید؛ اما جا دارد از خود پرسید: میام معانی فقه‌اللغوی ابن فارس و معنای علم‌اللغوی که دیگران گفته‌اند، چه نسبتی هست؟! در این‌باره همان نخست استبعادی در ذهن همه هست که سیاست در معانی «مستعمل فیه»ی یادشده از معنای «موضوع له»ی «فساد فی شیء» باشد؛ زیرا سیاست را گفته‌اند: «القیام علی الشیء بما یصلحه» که سیاست برای اصلاح است؛ ولی این استبعاد با تأملاتی کاسته یا زدوده می‌شود! وجوهی فراوان می‌توان درباره‌ی نسبت معانی یادشده‌ی سیاست و اصل دوم ابن فارس گفت و اخذ آن معانی را از آن اصل توجیه کرد؛ اما شاید بذهن بسیاری این پرسش آید که نزد بسیاری از فیلسوفان غرب سخن از دوگانه‌ی «طبیعت» و «تربیت» و تقابل آنان است؛ ولی واژه‌ی سیاست هر دو معنا را دارد و گویی، دومی نیز از نخستین برگرفته شده! آیا این معانی دوگانه‌ی سیاست نشان آن نیست که تقابل یادشده در فرهنگ/تمدن ما چندان جایگاه ندارد!؟ این‌جا با نظر فیلسوفان روبرو نیستیم که ممکن است مخالف داشته باشد و نقد نیز شود! بلکه با الفاظی روبرو هستیم که میان مردمان بکارمی‌رود و جاافتاده است و بتمامی، نشان یک فرهنگ است! گویا، دعوای nature  یا nurture در فرهنگ ما چندان جایی ندارد! در پایان گفتم: من از عالم السیاسه در کلام امام رضا علیه‌السلام چنین می‌فهمم که امام کسی‌ست که طبیعت جامعه و مردمان را می‌شناسد و می‌داند چگونه جامعه و مردمان را برابر آن تربیت کند! سخن درازست و این تنها درآمدی کوتاه و کاسته بموضوع و طرح پرسش‌هایی در آن بود!


پاسخ دهید