«سیاست‌پرانی» برابرنهاد policypitch!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی برابرنهاد مناسب آمیزه‌ی policypitch است که این روزها پربسامد بکار می‌رود!
شایان ذکرست که پس از انتشار این کوته‌نوشت، نقدهایی نامنصفانه بدان شد که متأسفانه، نتیجه‌ی مطالعه‌ی نادقیق آن است! برخی از مخاطبان بنادرست، پنداشتند که این یادداشت در راستای نقد یا مذمت «پیچ خط‌مشی» است؛ ولی آنان که چنین گمان کردند، سخت در اشتباه‌اند؛ زیرا این نوشتار کوتاه در بزرگداشت آن است و برخی از محسنات آن را برشمرده و البته، بخاطر کوتاهی و خردی، تنها برخی از وجوه آن را دیده و حتا تاریخ آن را نکاویده و تنها در پی آن بوده که در موضوع برابرگزینی و برابریابی برای آن، راهی را آغاز کند تا خبرگان و اهل فن آن را دنبال کنند!

«سیاست‌پرانی» برابرنهاد policypitch!

سجاد هجری

این چند روز بارها آمیزه‌ی «پیچ خط‌مشی» policypitch را از دوستان و هم‌کاران شنیدم! بدین می‌اندیشیدم که چرا یک بخش این آمیزه، «پیچ/pitch»، بفارسی ترجمه نشده و این‌که این بخش در چه معنا بکار رفته است! می‌دانید که pitch معانی گوناگونی در انگلیسی دارد! پیچ خط‌مشی را بخشی از نظام باز/آزاد حکم‌رانی/حکم‌روایی یا نظام «حکم‌روایی باز/آزاد» open government دانستند! در چیستی آن سخن درازست؛ اما آشکارا، جایگاه مردم در آن و «عمومیت» و «مردمی بودن» آن دیده می‌شود. گویا، «پیچ سیاست» گونه‌ای «مردم‌سپاری» و «فراخوان» ایده‌های مردمی‌ست! البته، از این «اوپن‌گاورنمنت» تنها ادای «پالیسی‌پیچ»ش را درآورده‌ایم و دیگر اجزا و لوازمش را فراموش کرده‌ایم! اما کدام واژه‌ی فارسی را می‌توان برابر policypitch نهاد!؟ pitch در معنای «افکندن»، «انداختن»، «پرت/پرتاب کردن»، «پراندن»، «ریختن» و … بکار رفته است! با توجه بدین معانی، می‌توان «سیاست‌پرانی»، «سیاست‌اندازی»، «سیاست‌افکنی» یا «سیاست‌ریزی» (بسنجید با «برنامه‌ریزی» که با «راه‌کار/راه حل» پیوند دارد!) را برابر آن آمیزه نهاد! اگر چه سیاست‌پرانی شاید نزد مردم آمیزه‌ای ناشایان باشد (مردمانه/عامیانه گفته می‌شود: «حالا فلانی یه چیزی پراند/پروند!» یا «یه چیزی پراند/پروند و رفت!» و هم‌چنین «تیکه پروندن/پراندن» که البته، با «انداختن» نیز می‌آید و گاه بجایش «تیکه‌بارون کردن» گفته می‌شود!)؛ زیرا «سنجیده/اندیشیده نبودن» را بذهن می‌آورد و مانند «سخن‌پرانی» باری ناخوشایند دارد (اگر بنگرید، برخی تصاویری که کارتون‌گونه برای پالیسی‌پیچ کشیدند، مردی را در حال تندتند سخن گفتن/راندن نمایش می‌دهد و البته، باید دانست که در تازی، ریشه‌ی «لفظ/لام فاء ظاء/ل ف ظ» معنای پراندن، افکندن و … می‌دهد!)؛ اما باید دانست که گویا، پالیسی‌پیچ تا آن‌جا که من دریافتم، دربرابر «سیاست‌پژوهی» بر «حدس» ناخبرگان استوارست که نَملکه‌ی سیاست‌پژوهی/گذاری را دارند و نپژوهشی در این‌باره کرده‌اند (بتعبیری، «اجتهاد» یا «استفراغ وسع» نکرده‌اند!)؛ زیرا مردم‌اند؛ اما در این جامعه زیستند؛ بلکه «زیست کردند» (دقت شود!) و البته، از حقوقی برخوردارند و رواست که از آرای‌شان هر چند نامحققانه است، بهره برد؛ زیرا دست‌کم، دیدها و خواست‌های‌شان در آن نمایان است! پس «سیاست‌پرانی» (خط‌مشی‌پرانی!) که مانند «توفان فکری» همگانی‌ست، برابرنهادی درخورست (دیدم کسی سیاست‌پرانی را دربرابر «سیاست‌گذاری» بکار برده و مدیران کشور را با آن نکوهش کرده است!). باید دریافت که خبره و متخصص نبودن گاه بسیار سودمندست؛ زیرا از وجوهی، بستر و زاینده‌ی «نوآوری/خلاقیت» است! «اهل فن» معمولانه، گرفتار چارچوب‌هایند و ذهن‌شان در تنگنای حصارهاست که بسختی می‌توانند خود را از آن وارهانند! «سیاست‌اندازی» که مرا بیاد «طرحی نو دراندازیم» خواجه‌ی شیراز می‌اندازد، همان «طرح سیاست» است؛ زیرا «طرح» در تازی بمعنای انداختن، افکندن و پرتاب کردن است: «اقتلوا یوسف أو اطرحوه أرضا …»! شاید بتوان از «افشاندن» (سیاست‌افشانی) و «پاشیدن» (سیاست‌پاشی) نیز بهره برد و حتا «پراکندن» (سیاست‌پراکنی) را بکار برد! گویا، pitch بمعنای «بافتن و سرهم کردن» نیز بکار می‌رود و شاید بتوان پالیسی‌پیچ را در فارسی «سیاست‌بافی» گفت که با شرحی که درباره‌ی «سیاست‌پراکنی» گفته شد، توجیه‌پذیرست! یکی دیگر از معانی پیچ را «آرایش جنگی کردن/دادن» یا «رزم‌آرایی کردن» گفته‌اند که البته، منسوخ/مهجورست؛ اما اگر این معنا در پالیسی‌پیچ ملاحظه شود که بسیار دورست، می‌توان آمیزه‌ی «سیاست‌آرایی» را برابرش بکار برد که مرا بیاد برابرنهاد پیش‌نهادیم برای thinktank (اندیشکده)؛ یعنی «اندیش‌گردون» یا «گردونه‌ی اندیشه»، می‌اندازد! Pitch معنای «برپا کردن» و «برافراشتن/برافراختن» نیز می‌دهد و شاید کسی بگوید که بجای پالیسی‌پیچ می‌توان «سیاست‌برافرازی» را بکار برد؛ اما برپا ساختن/برافراشتن باجرای سیاست نزدیک‌ترست؛ ولی شاید بتوان این آمیزه را درجای برابرنهاد پالیسی‌پیچ چنین توجیه کرد که در این رویداد چند سیاست/خط‌مشی ارائه‌شده، با داوری داوران برجسته و برافراخته می‌شود! هم‌چنان می‌توان با معانی pitch و برابرهای فارسی آن ور رفت و بازی کرد؛ ولی شاید سردرگمی در این معانی و روشن نبودن معنای بکاررفته در آن آمیزه موجب شده که آن را ترجمه‌نشده باقی گذاردند! جا دارد اهالی فن درباره‌ی برابرنهاد درخور و شایان policypitch در فارسی بیندیشند و در این‌باره می‌توان فراخوان داد و پیش‌نهادهای مردم را گرفت و بررسید و بهترینش را گزید!

پس‌نوشت: پالیسی‌پیچ را کوته‎نوشت elevator policy pitch دانستند و آمیزه‌ی elevator pitch که گاه در آن بجای pitch واژه‌ی speech یا statement را می‌نهند، تاریخی دارد؛ اما این آمیزه چندان ما را در یافتن برابرنهادی درخور برای پالیسی‌پیچ یاری نمی‌رساند و حتا پرسش این است که چه واژه یا آمیزه‌ای را در فارسی برابر elevator pitch بکار بریم!؟ این‌سو و آن‌سو آن را «سخنرانی/ارائه‌ی آسان‌سوری» ترجمه کرده‌اند؛ اما بکارگیری آسان‌سور در برابرنهاد فارسی آن شایان نیست؛ زیرا در فرهنگ ما آن تداعی را که در فرهنگ مبدأ این آمیزه دارد، چندان ندارد (هنوز «آسان‌سور» نزد ما موضوعیت نیافته و بعنصری فرهنگی بدل نشده است! خود نامش نیز محل تأمل است)! این آمیزه بزمان کوتاه و وقت کم، مانند «فرصت تنگ» در آسان‌سور بودن می‌اشارد (البته، باتفاقی بودن نیز اشاره دارد!)! اگر در فارسی و فرهنگ خودمان بدنبال چیزی که این کوتاهی و خُردی را می‌رساند، بگردیم، آمیزه‌های «یه نوک/توکِ پا» و «سرپایی» را می‌یابیم؛ و البته، آمیزه‌هایی دیگر که آشنایند؛ مانند «یه دقه!» («چند لحظه» رسمی‌ترست!) یا «باندازه‌ی یه آب خوردن» یا «در یه چشم بر/بهم زدن» یا «طرفه‌العینی» یا حتا مقوله‌ی «تنفس/دم‌وبازدم» و … (تعابیر «مثل اجل معلق»، «تصادفی»، «یهویی»، «ناگهانی»، (یا شاید «الله‌بختکی»!) و … آن وجه اتفاقی بودن را نیز دارد!)! شاید بتوان «گفتار/ارائه‌ی سرپایی» را برابرش نهاد؛ اما سرپایی ما را بیاد پزشکی و جراحی می‌اندازد و البته، (با پوزش!) «سرپا گرفتن»! «گفتگو/گفتار توکِ‌پایی» بد نیست و «ارائه/سخنرانی یه‌دقه‌ای» نیز خوب است؛ طرفه‌العینی هم تازی‌ست و هم بازه‌ای‌ست بسیار کوتاه و باعجاز مانندتر! داستان حضرت سلیمان علی نبینا وآله وعلیه السلام و «آصف» اسم‌دان را بیاد آورید: «أنا آتیک به قبل أن یرتد إلیک طرفک»! شاید «ارائه‌ی گذری/گذرا» نیز بد نباشد و حتا از دیگران بهتر باشد؛ زیرا هم ناگهانی/تصادفی و هم کوتاه بودن را می‌رساند و از سوی دیگر با آسان‌سور نیز نسبت دارد! شاید در تازی نیز «حدیث[ه] عابر[ه]» بد نباشد! هنوز جای اندیشه و بررسی‌ست!


2 پاسخ به “«سیاست‌پرانی» برابرنهاد policypitch!”

  1. امیر می‌گه:

    خواندن این متن برایم بسیار مفید و در عین حال لذت‌بخش بود.

  2. پیشینه! می‌گه:

    شایان ذکرست که پس از انتشار این کوته‌نوشت، نقدهایی نامنصفانه بدان شد که متأسفانه، نتیجه‌ی مطالعه‌ی نادقیق آن است! برخی از مخاطبان بنادرست، پنداشتند که این یادداشت در راستای نقد یا مذمت «پیچ خط‌مشی» است؛ ولی آنان که چنین گمان کردند، سخت در اشتباه‌اند؛ زیرا این نوشتار کوتاه در بزرگداشت آن است و برخی از محسنات آن را برشمرده و البته، بخاطر کوتاهی و خردی، تنها برخی از وجوه آن را دیده و حتا تاریخ آن را نکاویده و تنها در پی آن بوده که در موضوع برابرگزینی و برابریابی برای آن، راهی را آغاز کند تا خبرگان و اهل فن آن را دنبال کنند!

پاسخ دهید