نظام‌بخشی، خویشکاری مورخ!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه بقلم جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی برخی اصطلاحات فن تاریخ بکاررفته در «کتاب الجمل» شیخ مفیدست.

نظام‌بخشی، خویشکاری مورخ!

سجاد هجری

دی‌روز، پس از چندسالی بطور اتفاقی، دوباره «کتاب الجمل» شیخ مفید رحمه الله را گشودم و برگ زدم. بسیار در این سال‌ها دوستان تاریخ‌خوان و تاریخ‌دانم از من درباره‌ی نسبت میان علم کلام و دانش تاریخ پرسیدند و من گه‌گاه، چنین پاسخ دادم: علم کلام که عهده‌دار دفاع از دین و مذهب است، بی‌گمان، نیازمند تاریخ‌ست؛ اما از سوی دیگر، تفسیر تاریخ دارای مبانی کلامی‌ست. شاید برخورد کرده باشید که گویا در ذهن تاریخیان، تعارضی میان کلام و تاریخ است که شاید آن را بتوان تنافی میان اعتقاد/معتقَد و واقعیت یا تغایر متعلَّق ایمان و علم دانست. گویا، در نگاه آنان داشتن اعتقادات کلامی، بی‌طرفانگی برای رسیدن بواقعیت‌های تاریخی را نفی می‌کند و باید بهنگام بررسی تاریخ، اعتقادات را بکلی، معلق/بین‌الهلالین گذاشت (اپوخه کرد!). سخن درازست؛ ولی نمونه‌ی روشن و در دسترس تلاقی کلام و تاریخ بی‌گمان، کتاب الجمل شیخ مفید است (از گونه‌ی تک‌نگاری تاریخی). این‌جا و اکنون، از این موضوع جنجالی و چالشی بگذریم. معمولانه، متن‌های تاریخی جهان اسلام را که می‌خوانم، ردپای تاریخ عقلی- تحلیلی و نقد تاریخ را نیز می‌جویم و ای کاش کسی می‌آمد و همه‌ی این دست رگه‌ها را می‌یافت و کتابی در آن می‌نگاشت و در آن، نظام روش‌شناسانه‌ی جهان اسلام در بررسی تاریخ را عرضه می‌داشت (درباره‌ی شیخ مفید و کتاب جمل گویا، تلاش‌هایی شده است!). شیخ مفید در سرآغاز کتاب الجمل که از چرایی نوشتن آن سخن می‌راند و آن را پاسخی بدرخواست کسی می‌شناساند، می‌نگارد: «… فإن کل کتاب صنف فی هذا الفن قد تضمن أخبارا تلتبس معانیها علی جمهور الناس، ولم یأت أحد من المصنفین بذکر الحرب فی هذه الفتنه علی الترتیب والنظام، بل خلطوا الأخبار فیها خلطا لم یحصل معه تصور الخَلَل فیما کان بین الجمیع فیه/منه علی الظهور والتبیان للذی جاء» و آشکارا، روش خود را در بررسی موضوع (نبرد جمل) و تدوین کتاب بیان می‌کند و این گیراست که او همه‌ی آن‌چه را در این‌باره نوشته شده، خوانده است. شاید بتوان از این کلام شیخ مفید کلیدواژه‌ی «التباس (المعانی/معانی الأخبار)» را بمعنای «درهم‌آمیختگی/پوشیدگی/شوریدگی (معنای گزاره‌ها)» درجای/بعنوان اصطلاحی در دانش تاریخ برشمرد و بکار برد و وظیفه‌ی مورخ را نیز زدودن این التباس/درهم‌آمیختگی اخبار (التباس‌زدایی) دانست که راهش «ترتیب» دادن و «نظام» بخشیدن بدان‌هاست (ترتیب‌دهی و نظام‌بخشی) که البته، در آغاز، «ترتیب زمانی» بذهن متبادر می‌شود؛ ولی با اندکی تأمل، «ترتیب عِلّی» میان وقایع نیز ذهن را درگیر می‌کند و بدین رهنمون می‌شود که مورخ باید «نظام علی- معلولی» (سببی- مسببی) موجود در وقایع را نیز بیابد و استنباط کند و از این‌روست که شیخ مفید می‌نگارد: «… أن أورد لک … وإثبات سبب هذه الفتنه و …» و هم‌چنین «قد أسلفنا القول فی أسباب هذه الفتنه والدواعی إلیها والأغراض التی کانت فیها، …» که سگانه‌ی «اسباب»، «دواعی» و «اغراض» در این عبارت نیز شایان بررسی‌ست و شاید بتوان این سه را نیز چونان اصطلاحاتی در دانش تاریخ بکار برد. با توجه ببند یادشده از شیخ مفید، می‌توان بجا و یا در کنار التباس از واژه‌ی «اختلاط» (اخبار) نیز بهره برد: «بل خلطوا الأخبار فیها خلطا …». کتاب خواندنی جمل شیخ مفید پرست از نکات کلامی و تاریخی و یا بتعبیری دیگر و شاید بهتر و دقیق‌تر، «کلامی- تاریخی» و آن را می‌توان الگویی در «تاریخ‌نگاری اسلامی (شیعی!)» دانست.


پاسخ دهید