پِرابلم آیدِن‌تی‌فی‌کیشن!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی problem identification است که در آن ایده‌هایی کوتاه طرح می‌شود!

پِرابلم آیدِن‌تی‌فی‌کیشن!

سجاد هجری

 

در گام بنیادین «دستورکارگذاری» (agendasetting) در سیاست‌پژوهی/گذاری، بپدیداری با نام problem identification می‌اشارند که گویی، بخشی از آن است. آن را در فارسی، «مسئله‌یابی» یا «تشخیص/شناسایی مسئله» ترجمانیدند (مشکل یا مسئله!؟)؛ ولی شاید بهتر باشد که «هویت‌یابی مسئله» یا «شناسایی (تعیین/تعریف/تشخیص!) هویت مسئله» را برابرش نهاد؛ زیرا identification بار «هویت» را بدوش می‌کشد. Identification از ستاک «جا/فرانام» (ضمیر)ی پیشاهندواروپایی *i- است که ena-، ضمیر سوم شخص، در سانسکریت نیز از آن سرچشمه گرفته و id بمعنای it در لاتین که «نهاد» در روان‌شناسی «فروید»ست، از آن برگرفته شده است! ID (آی. دی.)، کوته‌نوشت identification، که این روزها با وجود تلگرام و … میان ایرانیان فراوان بر سر زبان‌هاست، تداعی‌گر آن است! این واژه «هوهویت» و «شباهت/مانستگی» (sameness) را پررنگ در خود دارد! بسیار می‌توان از این واژه بویژه با دیدگاه فلسفی سخن راند؛ ولی جای و حالش نیست؛ اما گفتنی‌ست که problem identification چنین می‌نمایاند که هر مسئله‌ای را هویتی (تاریخی)ست که باید «کشف» شود و «تشخیص» داده شود؛ یعنی هر مسئله‌ای «تشخص»ی دارد! در این‌باره نیز فراوان می‌توان در و گهر باراند؛ اما بسادگی باید پرسید که تشخص/هویت مسئله در و بچی‌ست!؟ دو چیز را نادقیقانه، بگویم و این یادداشت را ناتمام، پایان برم: ۱٫ مسئله در شرح تفصیلی «وضع موجود (-ِ تاریخی)» با ملاحظه‌ی اجمالی «وضع مطلوب (-ِ استقبالی)» هویت می‌یابد و ۲٫ هویت مسئله تنها در «نظام مسائل» تبیین می‌شود! سخن درازست و چه بسیارست «استعاره»ها در «تقریب» این مقوله که این زمان بگذار تا وقت دگر …! یکی شاید بپرسد: ما در بررسی مسئله‌ها، «هویت‌یابی» می‌کنیم یا «هویت‌بخشی/دهی»!؟ پاسخش با اهلش!

پس‌نوشت: یافتن برابرنهاد شایان برای واژه‌های بیگانه، کاری‌ست دشوار که درباره‌ی ویژه‌واژه‌ها (اصطلاحات) دشوارترست. چندی پیش دوستی سیاست‌پژوه مرا پرسید که برابر policy memo، نامه‌ای سیاستی که برای تصمیم‌گیر/سازان فرستاده می‌شود، چه واژه‌ای را در فارسی بکار بریم!؟ او را گفتم که باید بیندیشم. بذهنم رسید که واژه‌ی «سیاست‌یادنامک» (یادنامک/نامه‌ی سیاستی!) شاید بد نباشد؛ زیرا memo که کوته‌شده‌ی memorandum است، معنای یاد/یادآوری و ذکر/تذکار را دربر دارد و از آن‌رو که «یادنامه» مانند «جشن‌نامه» زبان‌زدی ویژه است، برای گوناگون‌سازی، از صورت پهلوی نامه که «نامک» است، باید بهره برد و آن چونان و مانند آمیزه‌ی «خط‌مشی‌نامه» است که برابر policy brief (چکیده/خلاصه‌ی سیاستی) بکار رفته و این مانستگی‌های زبان‌زدها اگر گوناگونی‌شان را نزداید، سودمند است. واژه‌ی «یادداشت سیاستی» نیز برای policy memo ناشایان نیست؛ اما آن گویی، دارای معنایی عام‌ست! یکی شاید بگوید: «سیاست‌نامه» خوب است؛ اما آن برای گونه‌ای از «حکمت عملی» بکار می‌رود و البته، معنای یادکرد/تذکر درش نیست! اگر در عهد قاجار بودیم، برای policy memo بسادگی، از «تذکاریه» بهره می‌بردیم! در زبان انگلیسی سنت کوته‌نویسی جاافتاده و بسیار کاراست؛ اما در فارسی چنین نیست و گر نه می‌شد نگاشت: «سیاست‌یانا» یا «سیاست‌یامک» (یانا و یامک مانند memo دو هجائی‌اند) یا …!


پاسخ دهید