یگانگی ایران‌ویج و خوارزم!

آن‌چه پیش روست، بخشی از مقاله‌ای بقلم جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی شناسایی جایگاه جغرفیایی ایران‌ویج، خاستگاه و آرمان‌شهر ایرانیان، است که در آن، گواهانی از آرای گوناگون در این‌باره کوتاه طرح و یکی از شواهد فرضیه‌ی نام‌ور خوارزم بودن ایران‌ویج تبیین می‌شود!

یگانگی ایران‌ویج بمثابه‌ی میانه‌ی میانه‌ی جهان با خوارزم!

 

سجاد هجری

 

چکیده

«ایران‌ویج» خاستگاه ایرانیان، مبدأ کوچ هندوایرانیان و زادگاه زرتشت، در «اوستا» و برخی متن‌های میانه پربسامدست. درباره‌ی مکان آن، از گذشته، آرایی گوناگون بوده است. در این میان، برخی آن را در شرق ایران و بیش‌تر «خوارزم» و برخی در غرب ایران، «اران»، می‌دانند. هر یک از این دو نظر، گواهانی تاریخی، زبان‌شناختی و باستان‌شناختی دارد که برخی از این شواهد، برگرفته از اوستا و بویژه فرگرد نخست «وندیداد» و برخی متن‌های میانه مانند «بندهش» است. در این فرگرد وندیداد، از شهرهایی که اهورامزدا آفریده و آفاتی که اهریمن بدان‌ها زده، سخن رفته است. در این مقاله ببرخی از شواهد هر یک از این دو نظر اشاره می‌شود. یکی از گواهانی که می‌توان برای تقویت نظر یکتایی خوارزم و ایران‌ویج آورد، میانه‌ی جهان بودن ایران‌ویج برابر اوستا و بندهش و قرار گرفتنش بر نصف‌النهاری که از نیم‌روز، میانه‌ی جهان آباد و شناخته‌شده‌ی آن روزگار، می‌گذرد، است که این گواه، نظر اران بودن ایران‌ویج را نیز سست می‌کند.

 

کلیدواژه‌ها

ایران‌ویج، زرتشت، اوستا، وندیداد، بندهش، خونیرس، خوارزم، اران

 


درآمد

اگر چه ایران‌ویج، موطن اصلی ایرانیان، در اوستا و متن‌های میانه پربسامدست؛ ولی پژوهشگران بیش از هر جایی در فرگرد نخست وندیداد که در آن از ایران‌ویج در کنار شهرهای دیگر آفریده‌ی اهورا نام رفته و یاد شده، ببرسی آن می‌پردازند و با بهره‌گیری از محتوای این فرگرد و ویژگی‌هایی که در آن برای ایران‌ویج آمده و بهره‌گیری از دیگر گواهان، می‌کوشند که جایگاه جغرافیایی آن را بیابند. ایران‌ویج، مبدأ مهاجرت هندوایرانیان، زادگاه زرتشت نیز است که این مهم، ضرورت شناسایی مکانیش را می‌افزاید. در این مقاله تلاش می‌شود که پس از بررسی کوتاه وندیدا و فرگرد نخست آن، دو نظر عمده درباره‌ی مکان جغرافیایی ایران‌ویج، خوارزم و اران بودن ایران‌ویج، بیان و ببرخی از شواهد هر یک از آن دو اشاره شود و دست‌آخر، گواهی جغرافیایی مبتنی بر متن‌های تاریخی، در تأیید یگانگی ایران‌ویج و خوارزم با بهره‌گیری از هم‌طولی جغرافیایی خوارزم و نیم‌روز آورده شود.

وندیداد در اوستا

گویند: اوستای ساسانی ۲۱ نسک/دفتر داشته که ۱۹امین آن «وندیداد»ست (دوستخواه: ۱۳۸۵، ج ۲، ص ۶۵۴ و رضی: ۱۳۸۵، ص ۲۹) که بطور کامل (دارمستتر: ۱۳۴۲، ص ۳) و بهمان صورت کهن (دوستخواه: ۱۳۸۵، ج ۲، ص ۶۵۴ و رضی: ۱۳۸۵، ص ۳۰) باقی مانده و یکی از بخش‌های ۵گانه‌ی اوستای موجود (تفضلی: ۲۵ و باقری: ۱۳۹۵، ص ۵۶) و تنها نسک مانده از ۷ نسک (سومین ۷ نسک اوستا) درباره‌ی قوانین/احکام، «نسک‌های داتیک»، است (داعی‌الإسلام: ۱۳۹۱، ص ۱۲، دوستخواه: ۱۳۸۵، ج ۲، ص ۶۵۴، نیولی: ۱۳۹۵، ص ۳۰ و تفضلی: ۲۵). برخی آن را از بخش‌های متأخر «اوستای نو»[۱] (سوکولوف: ۱۳۸۸، ص سیزده، دوستخواه: ۱۳۸۵، ج ۲، ص ۶۵۳ و جکسن: ۱۳۷۶، ص ۳۴) و افزوده‌ی دوران ساسانی[۲] (داعی‌الإسلام: ۱۳۹۱، ص ۱۱) و نماینده‌ی قانون‌گذاری‌های «مغان» مادی/باختری (دوستخواه: ۱۳۸۵، صص ۶۵۳ تا ۶۵۵ و باقری حسن‌کیاده: ۱۳۹۳، ص ۱۸) و منتسب بنخستین گروهان آریایی دیوستیز و پیش از ظهور «زرتشت» دانستند (داعی‌الإسلام: ۱۳۹۱، ص ۹) که از دیگر بخش‌های اوستا آشکارا، جدا و گوناگون است (دوستخواه: ۱۳۸۵، ج ۲، ص ۶۵۳ و داعی‌الإسلام: ۱۳۹۱، ص ۱۱).




[۱] برخی، بخش‌هایش را از نظر زمانی و سبک ترکیب گوناگون می‌دانند (جکسن: ۱۳۷۶، ص ۳۴).

[۲] برخی باور دارند که اوستا نخستین‌بار در دوران اشکانی با خطی برساخته از آرامی نگاشته شده (سوکولوف: ۱۳۸۸، ص یازده) و بطور ویژه برخی باور دارند که وندیداد در زمان اشکانیان نوشته شده است (دوستخواه: ۱۳۸۵، ج ۲، ص ۶۵۴ و نیولی: ۱۳۹۵، ص ۳۰). برخی تألیف وندیداد را پس از زرتشت و در دوران هخامنشیان می‌دانند (باقری حسن‌کیاده: ۱۳۹۳، ص ۱۸) و بسیاری نیز تدوین نهایی آن را پس از هخامنشیان دانستند (داعی‌الإسلام: ۱۳۹۱، ص ۲۶).


پاسخ دهید