مردم و ترک پایدار اعتیاد!

آن‌چه پیش روست، بخشی از «مانیفست سیاست‌پژوهانه و راهبردی حاشیه‌نشینی‌زدایی در ایران (با تأکید بر حل مسئله‌ی اعتیاد)» بقلم جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، است. امروزه، فراوان سخن از فجیعه‌ی «حاشیه‌نشینی» در کشور می‌رود؛ اما نهادهایی که این مسئله‌ی بغرنج را با بینشی ژرف و با پژوهش بکاوند، بسیار کم‌اند. در این میان، «اندیشکده‌ی پایا» که مأموریت خود را پیش‌رفت و آبادانی (توسعه‌ی) روستایی تعریف کرده، با دیدی موشکافانه، معضل پرحاشیه‌ی حاشیه‌نشینی در کشور را در دستور کار خود نهاده و آن را با بهره‌گیری از همه‌ی تخصص‌ها و تجربه‌های در دسترس، می‌پژوهد. امیدست که کوشش‌ها در موضوع حاشیه‌نشینی که خواب را از دیدگان بزرگان جامعه ربوده، با بررسی‌های بنیادی و همه‌جانبه و دیدن افق‌های دور هم‌راه شود و هر چه زودتر ببار نشیند!

سیاست درگیر و هم‌راه کردن مردم برای ترک پایدار اعتیاد!

سجاد هجری

باید در اندیشه‌ی «نهضت[۱] ترک پایدار اعتیاد» بود. شاید بایسته‌ترین سیاست در «ترک اعتیاد پایدار» و «بازگشت معتاد بجامعه» و بویژه چاره‌ی «تجمع معتاد متجاهر» (در هرندی)، درگیر و هم‌راه کردن درست و خردمندانه‌ی «مردم» با آن باشد. باید مردم را در این راه «بسیج» کرد و آن را در «دستور کار» آنان نهاد و بتعبیر دیگر، آن را «دغدغه»ی مردم ساخت. این کار تنها با «تهییج» و «برانگیزش عاطفی» مردم انجام نمی‌شود؛ زیرا پایداری ندارد و باید در کنار بهره‌گیری از احساسات و هیجانات، مردم را درباره‌ی آن «توجیه عقلانی (عقلی- عقلائی)» کرد. باید مردم بـ«وظیفه» و «تکلیف»شان در نسبت این «گرفتاران» بسوء اختیار که هم بزه‌کار و هم آسیب‌دیده‌اند، آگاه شوند و هم‌چنین باید مردم را موشکافانه، بـ«زیان» و «آسیب»های اعتیاد و بویژه «تجمع معتاد متجاهر» در جامعه برای همه و بویژه خود و خانواده‌شان آگاه کرد. تاریخ نشان داده که درگیر کردن مردم با مسائل، بِحَل آن‌ها می‌انجامد[۲] و در تاریخ معاصر خودمان، بارها آن را بویژه در جریان «انقلاب ۵۷» و «دفاع مقدس» تجربه کردیم. باید آمیزه‌های «نوع‌دوستی»، «هم‌وطنی»، «وطن‌پرستی»[۳]، «هم‌دینی/مذهبی»، «هم‌سایگی»، «صله‌ی رحم»، «مواسات»[۴] و … را که هم وجوه عقلانی و هم جهات احساسی دارند، نیز برای این مهم بکار برد.

اگر بخانه‌ی سال‌مندان کهریزک یا شیرخوارگاه آمنه یا بیمارستان اعصاب و روان جانبازان ساسان سری زده باشید، حضور مردم را بسیار پررنگ و فراوان تأثیرگذار می‌بینید. مردم برای «ملاقات» و «عیادت» آنان و انجام انواع «خدمات» فردی یا جمعی/گروهی بویژه آخر هفته‌ها (جمعه‌ها) و اعیاد (ایرانی یا مذهبی) بدان‌جا می‌روند و «روابط عاطفی» عاقلانه‌ای با آنان ایجاد می‌کنند که بسیار برای‌شان «روحیه‌بخش» و «بهجت‌زا»ست که آن را می‌توان ذیل عنوان مستطاب «حمایت انسانی- اجتماعی» گنجاند. بعنوان راهبردی ارزنده در راستای سیاست هم‌راه کردن مردم، جا دارد مردم را بسوی زندان‌ها، تیمارستان‌ها و پردیس‌های سلامت (کمپ‌های ترک اعتیاد)[۵] کشاند[۶] و «امکانات» چنین ملاقات‌ها و عیادت‌های مردمی را در این نهادها نیز ایجاد کرد که بطور ویژه در پردیس‌های سلامت برای معتادان «هویت‌بخش»، «حرمت‌زا» و «انگ‌زدا»ست[۷] و «اراده/همت» آنان را بر/برای ترک پایدار فراوان می‌افزاید و آنان را برای بازگشت همیشگی بجامعه و زیست سالم اجتماعی، آماده می‌سازد[۸] و آن‌چه را بنام «طرد» (اجتماعی، اقتصادی و …)[۹] می‌خوانند که آنان مبتلا بدان‌اند و شاید حتا علت اعتیاد برخی‌شان نیز باشد، منتفی می‌کند. در راستای درگیر کردن مردم، فراوان می‌توان از «سازمان‌های مردم‌نهاد» بهره برد و بسیار باید از «رسانه»ها استفاده کرد[۱۰]. «گروه‌مرجع»های جامعه/مردم بسیار می‌توانند سودمند باشند و در این میان، حتا «ستاره»ها (سلبریتی‌ها)[۱۱] و نام‌وران محبوب مردم فراوان می‌توانند یاری رسانند.

تجربه نشان داده، معتادان در آن پردیس‌های سلامت که دست‌اندرکارش یا معتادان ترک‌کرده بودند یا کسانی بودند که از نظر فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تفاوتی چندان با آنان نداشتند و گونه‌ای مسانخت میان‌شان بود و البته، «داوطلبانه»، «دغدغه‌مندانه» و «خودجوش» بدین کار پرداختند، روحیه و همتی بیش‌تر برای ترک دارند؛ زیرا آن‌جا محیط «صمیمانه‌تر» و جو «مأنوس‌تر» برای معتاد بنظر می‌رسد و معتاد در آن «احساس تحقر/حقارت» و طردشدگی کم‌تر می‌کند. از سوی دیگر، پردیس‌های سلامتی که این‌چنین نیستند و «روحیه‌ی کارمندی» در آن‌هاست، زمینه برای طردشدگی بیش‌تر معتاد و «کاهش حرمت/منزلت» او بسیار بیش‌ترست که این دو، «اراده‌ی معطوف بترک پایدار و بازگشت بجامعه» را فراوان می‌کاهد؛ از این‌رو، درگیری مردم با مقوله‌ی ترک پایدار اعتیاد می‌تواند بساخت و تجهیز پردیس‌های خودجوشانه‌ی ترک اعتیاد که در آن با «روش تربیتی عزت‌دهی» (بازپروری عزت‌مدارانه) با معتاد مواجه می‌شوند، بینجامد و دست‌کم، «مطالبه‌گری» مردم در این راستا، پردیس‌های عادی سلامت را نیز متأثر کرده و مردم هم‌چون «گروه‌مرجع»ی معتبر و مقتدر با تحسین و تقیبح‌های بجا و درخور، کارمندان و دست‌اندرکاران را وادار بتغییر سبک در «مواجهه» با معتاد می‌کنند و آنان را بـ«تعامل» منصفانه و هویت‌بخش با معتاد در راستای ترک پایدار اعتیاد و بازگشت جاودانه بجامعه می‌کشاند.

فراوان می‌توان از نقش بنیادین و کارای مردم در ترک پایدار اعتیاد سخن گفت و بطور ویژه در این‌باره جای بررسی‌ست که خیریه‌ها و خیران چه اندازه برای معتادان هزینه می‌کنند! آگاهم که برای خوردوخوراک و …شان هزینه می‌کنند؛ اما آیا برای ترک و بازگشت‌شان بجامعه (ترک پایدار اعتیاد) که دیگر چالش‌هاشان را نیز بنیادی و پایه‌ای چاره می‌کند، هزینه می‌نمایند!؟ اگر باشد، کم‌ست و بچشم نمی‌آید. شاید یکی از بنیادی‌ترین راهبردها برای چاره‌ی اعتیاد و زمینه‌سازی برای آن، فرهنگ‌سازی میان خیران و خیریه‌ها برای هزینه در آن باشد. خیریه‌ها بدو گونه‌ی عمومی و تخصصی دیده می‌شوند که خیریه‌های عمومی می‌توانند هزینه برای «ترک پایدار اعتیاد» را در دستور کار خود گذارند و می‌شود خیریه‌های تخصصی نیز برای آن بنیاد نهاد. در این میان، جمع‌سپاری‌های مجازی که امروزه، رونق گرفته‌اند و هر روز افزون می‌شوند، می‌توانند نقش‌هایی بنیادین در این راستا بازی کنند.




[۱] «نهضت» بمعنای «برخاستن»، «آهنگ»، «بسیج»، «جوشش»، «پویش»، «خیزش» و «جنبش» است و بار فراوان معنایی آن، برای ما، ایرانیان، بسیار آشکار و روشن است؛ ولی شاید بتوان گفت که آن‌چه مقوم بنیادین یک نهضت است، درگیری و بکارگیری همه‌ی شئون و قوا در آن است.

[۲] و گاه برخی مسئله‌ها بی‌مداخله‌ی مردم در آن بهیچ‌وجه حل نمی‌شود.

[۳] «وطن‌پرستی» چیزی جز احساس تعلق بموطن که لوازمی مانند کوشش در آبادانی آن دارد، نیست و آن در زبان‌زدها و حتا برخی اخبار (روایات) ستوده شده است.

[۴] مواسات را که در روایات بر آن بسیار تأکید شده، می‌توان هم‌دردی و یاریگری معنا کرد. کلیدواژه‌های دیگر که در اخبار نیز آمده و درپیوند مواسات است، «موازره» (از وزر بمعنای بار و سنگینی‌ست؛ یعنی «بار یک‌دیگر را بر دوش کشیدن») و «تکافل» است.

[۵] در راستای هویت‌بخشی، همت‌دهی، طرد/مطرودیت‌کاهی و انگ‌زدایی برای ترک پایدار اعتیاد و بازگشت معتاد بجامعه، باید مدبرانه، عنوان‌های مرتبط را نیز دگرگون کرد؛ از این‌رو، بجای فرنام معمول «کمپ ترک اعتیاد» یا بطور مختصر کمپ، در این گزارش سیاست‌پژوهانه، آمیزه‌ی «پردیس سلامت» یا پردیس بکار می‌رود.

[۶] البته، دقت شود که بطور طبیعی و شاید منطقی، نگاه مردم بدین‌ها با دیدگاه‌شان درباره‌ی موارد پیش‌گفته بسیار گوناگون است و دگرگونی این نگاه برای اجرای این سیاست بسیار ضروری و لازم است.

[۷] انگ یا «برچسب» یا «داغ ننگ» کلیدواژه و زبان‌زدی‌ست که در جامعه‌شناسی و روان‌شناسی از آن سخن می‌رود و با مقوله‌ی «طرد» نیز ارتباطی محکم دارد.

[۸] باید دانست که حتا حضور خیرخواهانه‌ی مردم شاید در آنان گونه‌ای خجلت و شرمساری بهم‌راه آورد که ایجادکننده‌ی تنبه و یقظه برای ترک آگاهانه و مجدانه است.

[۹] طرد پدیدار اجتماعی مهم و پرابعادی‌ست که ادبیات نظری غنی و پرباری در علوم اجتماعی و سیاسی و حتا دانش روان‌شناسی دارد.

[۱۰] جا دارد «سامانه»ای مردمی برای رتبه‌بندی پردیس‌های سلامت پدید آید که در آن، مردم بازدیدکننده از پردیس‌ها و هم‌چنین خود مراجعان و بویژه خانواده‌هاشان در آن «امتیازدهی» کنند؛ البته، باید پیش‌تر، «نظام رتبه‌بندی» مراکز ترک پایدار اعتیاد (پردیس‌های سلامت) موشکافانه و محققانه، بررسی و تدوین شود. این سامانه می‌تواند «رقابت مثبت/سالم» و «استباق» را در پی داشته باشد که بی‌گمان، ترقی/رشد این مراکز را منجر می‌شود.

[۱۱] بویژه هنرمندان و ورزشکاران (زلزله‌ی کرمانشاه در این‌باره جای موشکافی دارد)


1 پاسخ به “مردم و ترک پایدار اعتیاد!”

  1. ساوجی می‌گه:

    چرا شما به جای انقلاب اسلامی نوشتی انقلاب ۵۷؟

پاسخ دهید