«برشده» برابرنهاد transcendental!

آن‌چه پیش روست، یادداشت کوتاه از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی برابرنهاد کلیدواژه‌ی مهم فلسفی transcendental است که آن را از شاهنامه‌ی فردوسی بدست آورده!

 

«برشده» برابرنهاد transcendental!

سجاد هجری

گه‌گاه شاه‌نامه‌ی فردوسی، حماسه‌ی وطنی/میهنی‌مان، را برگ می‌زنم؛ زیرا باور دارم اکنون، شاید بیش از هر زمان دیگر، بحماسه‌ی میهنی/وطنی نیازمندیم. در هر ورق‌زدنی، آغازش را می‌خوانم: بنام خداوند جان و خرد …! یکی از دغدغه‌هایم از گذشته، پدیدار ترجمه و بویژه ترجمه‌ی قرآن بوده که این روزها اوج گرفته! امروز بخش آغازین شاه‌نامه را می‌خواندم که بدین بیت رسیدم: «ز نام و نشان و گمان برترست//نگارنده‌ی برشده‌گوهر/پیکرست» که ناگهان از ذهنم گذشت: «برشده» می‌تواند برابرنهادی درخور و سازگار برای transcendental، کلیدواژه‌ی نام‌ور و گران فلسفی بویژه در فلسفه‌ی نقادی «ایمانوئل کانت»، باشد! پیش‌ترها در گشت‌وگذاری، واژه‌هایی را که دانشمندان و گزارش‌گران برابر آن نهاده بودند، گرد آورده بودم: استعلایی، متعالی، ترافرازنده، فراباشنده، فرارونده، تراگذارنده، بالارونده، فرازنده، فراسورونده، تراگذار، برین، برترین، والا، فراتجربی، فراسویی (فراسوی)، فراتری (فراتر) و …! بر آن نیستم که هر یک از اینان را بررسم، بسنجم و میان‌شان برگزینم؛ ولی تا برشده که واژه‌ای پیش‌پاافتاده، دم‌دستی و دستمالی‌شده نیز نیست (در پاسخ بدان‌ها که در برابریابی ویژه‌واژه/زبان‌زدها بدنبال «آشنایی‌زدایی» هستند!)، هست، چه نیازی بواژه‌سازی‌ست (بگذریم که هیأت/بنای بیش‌تر واژه‌های گزیده/ساخته‌شده که یاد شد، اسم فاعل‌ست و هیأت/بنای برشده اسم مفعول/صفت مفعولی!)!؟ در چیستی آمیزه‌ی «برشده‌گوهر/پیکر» (مقلوب ترکیب وصفی گوهر/پیکر برشده!) در این مصرع شاه‌نامه‌ی فردوسی سخن بسیارست! آن را خدا (کزازی)، آسمان (خالقی، دبیرسیاقی، یاحقی، جوینی و …)، جان (آیدنلو)، جان و خرد (اردستانی)، آتش، کواکب، سیارات و انجم یا … دانستند و البته، برشده و مصدرش، «برشدن»، در برخی ابیات دیگر فردوسی و برخی دیگر از شاعران فارسی‌گوی و اسم مصدر «برشدگی» در برخی لغت‌نامه‌ها (دهخدا/بخط مؤلف!) یافت می‌شود. شاید بتوان برشده یا برشده‌گوهر را برابر فارسی نام «المتعال» (عالم الغیب والشهاده الکبیر المتعال) خدا نیز نهاد.


پاسخ دهید