بطون قرآن و ترجمه‌ی آن!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی پرسش نسبت ترجمه‌ی قرآن با تأویل و بطون آن است.

بطون قرآن و ترجمه‌ی آن!

سجاد هجری

گاهی که سرم خلوت می‌شود، نگاهی بکتاب «ترجمه‌شناسی» آقای دکتر «احمد پاکت‌چی» می‌اندازم. امشب، بطور شگفت‌انگیزی هر چه در متن کتاب و کتاب‌شناسی/کتاب‌نامه‌ی آن گشتم، دو ژانر/گونه‌ی بسیار گران و ارزنده در مطالعات قرآنی در جهان اسلام را نیافتم: ۱٫ «وجوه القرآن» و ۲٫ «غریب القرآن» (البته، بجز مفردات راغب که نام آن «مفردات ألفاظ القرآن» آمده بود و واژه‌ی «غریب» درش نبود!)! مگر می‌شود در ترجمه‌شناسی قرآن کتابی نگاشت؛ ولی دو ژانر/گونه‌ی بنیادین تاریخی در مطالعات قرآن را بکار نبرد و از کتاب‌هایش که فراوان‌اند، یادی نکرد!؟ شاید هست و من ندیدم! بگذریم! بدنبال بخشی در این کتاب بودم که از نسبت ترجمه‌ی قرآن با ۱٫ تأویل آن و ۲٫ بطونش سخن گوید؛ ولی چنین بخشی را نیافتم و در برگ زدنم، حتا بند یا جمله‌ای را نیز درباره‌ی این دو مقوله‌ی بسیار پایه‌ای در مطالعات قرآنی که در پیوند ترجمه‌ی قرآن نیز مهم‌اند و ترجمه‌ی قرآن باید در نسبت آنان موشکافانه، بررسی شود، ندیدم! شاید هست و من ندیدم! تأویل قرآن و بطون آن چیست!؟ پاسخ بدین دو پرسش دشوارست و در این کوته‌نوشت نمی‌توان بدان پرداخت! از تأویل و نسبت آن با بطون قرآن نیز می‌گذریم! اما آیا بطون قرآن در ترجمه‌ی آن نیز هست یا می‌تواند باشد!؟ آیا ترجمه بطون قرآن را نگاه می‌دارد یا می‌تواند نگه دارد!؟ از آرای گوناگون درباره‌ی چیستی بطون قرآن می‌گذریم؛ ولی برخی گفته‌اند: بطون قرآن ۱٫ طولی و ۲٫ نسبی‌اند! طولیت/طولی بودن آن‌ها بدین معناست که هم‌دیگر را «نفی» نمی‌کنند و با هم «تزاحم» ندارند؛ یعنی «مخالف» هم نیستند. گویا، تفاوت‌شان در «سعه/وسعت» است؛ بدین معنا که باطن اعم/اوسع از ظاهرست و هم‌چنین گویا، تفاوت دیگرشان سادگی فهم ظاهر نسبت بباطن است. از سوی دیگر، گویا، فهم این بطون، بـ«مراتب» خواننده/مخاطب قرآن بستگی دارد که باید پرسید: ملاک این رتبه‌بندی چیست!؟ شاید کسی گوید: این ویژگی طولیت نشان آن‌ست که الفاظ قرآن و ظاهر، در فهم باطن آن دخیل‌ست و راه دریافت باطن نیز همین الفاظ و ظاهرست. اگر چنین باشد، باید پرسید: آیا در ترجمه، این ویژگی الفاظ و ظاهر قرآن که بتوان از آن و در راستای/طول آن بطون قرآن را استنباط/استخراج کرد و دریافت، می‌تواند حفظ و منتقل شود!؟ آن هم تا ۷۰ بطن که در اخبار آمده و گویا، تعیین نیست و تمثیل و نشان کثرت/مبالغه است!؟ پرسشی‌ست دشوار که شاید کسی آن را بخود مقوله‌ی «ترجمه‌ناپذیری» (قرآن) احاله کند و ارجاع دهد؛ اما از سوی دیگر، دور نیست کسی بگوید: آیا ترجمه‌ی قرآن می‌تواند بطن‌هایی را پدید آورد که از متن اصلیش بدست نیاید و مراد قرآن نباشد!؟ پاسخ این پرسش را نیز شاید بتوان بهمان «ترجمه‌ناپذیری» قرآن ارجاع داد و احاله کرد. شاید کسی بگوید: از هر چه بگذریم، شرط لازم پدیداری بطون در ترجمه‌ی قرآن، آگاهی ترجمان/مترجم از آنان است! بگذریم! جا دارد اندیشمندان و پژوهشگران همه‌ی ویژگی‌های قرآن را در نسبت مقوله‌ی بنیادین ترجمه بررسند.


پاسخ دهید