نسبیت درمانی در باب ۴۴ام اعتقادات!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی اشاره‌ی شیخ صدوق رحمه الله بدان‌چه می‌توان «نسبیت درمانی» در اخبار طبی نامید، است. امروزه، آمیزه‌هایی مانند طب الأئمه، طب اسلامی و … نامحققانه، بسیار پربسامد بکار می‌رود و متولیان و مدعیانی نیز یافته؛ ولی جا دارد این پدیدارها دقیقانه، بررسی و نقد شود.

نسبیت درمانی در باب ۴۴ام اعتقادات!

سجاد هجری

پیش‌تر در نهاد ورشکسته‌ی «تمدن» نزد دوست‌داران «نظام سلامت»، درباره‌ی طب/پزشکی در «جهان اسلام» جستارهایی داشتیم و بویژه باب ۴۴ام کتاب ارجمند «الإعتقادات» شیخ صدوق علیه‌الرحمه را بررسیدیم. بیاد دارم نخست با شگفتی، پرسیدم: چرا باید یکی از باب‌های کتاب گران اعتقادات که پُرست از مقولات اصولی، اصول دین (کلام) و اصول فقه، درباره‌ی اخبار طبی باشد و «الإعتقاد فی الأخبار الوارده فی الطب» نام گیرد!؟ پاسخ‌هایی گوناگون بدین پرسش می‌توان داد که برخی از آن‌ها را گفتم؛ ولی باید دانست که وجهه‌ی مهم دفاع از دین یا مذهب در دانش کلام بسیار پررنگ است و بررسی این اخبار که گویا، مردم را دچار شبهه و اشکال کرده و حتا چهره‌ی تشیع را خراشیده (نیازمند بررسی تاریخی‌ست!)، دفاع از فرقه و مذهب است! سپس گله‌مندانه، پرسیدم: چرا آقایانی که دم از طب/پزشکی رسول خدا صلی الله علیه وآله و امامان معصوم علیهم‌السلام می‌زنند، نخست این باب از اعتقادات شیخ صدوق را نمی‌پژوهند و موضع خود را محققانه، در نسبت آن روشن نمی‌کنند!؟ بگذریم! ابن بابویه در باب ۴۴ام این اخبار را دارای ۵ گونه/وجه می‌داند که بسیار می‌توان از آن‌ها سخن گفت؛ ولی دو وجه نخست را می‌توان نشان‌گر «نسبیت درمان» دانست! صدوق می‌نگارد: «منها ما قیل علی هواء مکه والمدینه فلایجوز استعماله فی سائر الأهویه» که در آن، هواء/اقلیم (شرایط آب‌وهوایی مکه و مدینه) را در درمان‌های اخبار طبی شرط می‌داند و بهره‌گیری از آن‌ها را در اهویه/اقلیم‌های دیگر جایز نمی‌شمارد؛ بدین معنا که «هر درمانی برای هر اقلیمی نیست». در تمدن پرسیدم: چرا فقط مکه و مدینه!؟ مگر همه‌ی اخباری که در طب نقل شده، در مکه و مدینه از معصومان صادر شده است!؟ شاید کسی بگوید: تمثیل است؛ ولی شاید کسی بگوید که بیش‌ترین اخبار در آن‌جا صادر شده و از این‌روست که صدوق این دو را آورده یا شاید صدوق اخباری که در آن دو شهر صادر شده، معتبر می‌داند! باید بررسید. این بخش را نخستین‌بار شاید ۱۶ سال پیش از استاد ارجمند آیت الله سید رضی شیرازی در پاسخ بپرسش نمازگزاری درباره‌ی اخبار طبی شنیدم. صدوق سپس می‌نویسد: «ما أخبره العالم علی ما عرف من طبع السائل ولم یتعد موضعه إذ کان أعرف بطبعه منه» که آشکارا، طبع بیمار را در درمان درخور و مناسبش دخیل می‌داند که «هر درمانی برای هر طبعی نیست». در آن جستارهای تمدن این پرسش را طرح کردم: این طبع در کلام شیخ صدوق آیا همان طبع در فن طب است یا معنایی دیگر دارد!؟ شخصی‌ست یا صنفی‌ست!؟ این دو چنان‌چه گفته شد، نشان‌گر نسبیت درمان در این اخبارست؛ یعنی نمی‌توان از این اخبار عموم بدست آورد و اطلاق گرفت! فراوان می‌توان از این دو و دیگر موارد و در کل، نکات این باب سخن گفت که این زمان بگذار تا وقت دگر؛ اما پرسشی که هم‌چنان باقی‌ست، آن‌ست که مدعیان طب اسلامی که باخباری از این دست، استناد می‌کنند، چقدر این «نسبیت درمانی» را رعایت می‌نمایند!


پاسخ دهید