غار چال‌نخجیر پشتوانه‌ی پول ایران!

ثروت یک کشور/ملتی چون ایران، تنها ذخیره‌ی ارزی یا حتا چیزهایی مانند نفت آن نیست. ثروت ایران در درجه‌ی نخست «فرهنگ» و تاریخ آن‌ست که می‌تواند با آن «قدرت نرم»ی چشم‌گیر بدست آورد. یکی از ثروت‌های ایران «طبیعت» آن‌ست و در این میان، «غار چال‌نخجیر» در نزدیکی دلیجان و نراق نمونه‌ای کم‌مانند از آن ثروت است که این توان را دارد که گردشگران داخلی و خارجی را بسوی خود کشد! مقوله‌ی گردشگری بویژه گردشگری خارجی در کشور ما همیشه، با چالش روبرو بوده و هیچ‌گاه سیاست‌هایی درخور و پیش‌رونده نداشته! با آن‌که این صنعت بزرگ فرهنگی- تمدنی می‌تواند قدرت نرم ایران را بسیار بیفزاید و حتا چرخ اقتصاد ایران را بچرخاند؛ ولی اولیای امور در تدبیر آن قصورها و تقصیرها کردند.

گزارش کوتاه بازدید از غار چال‌نخجیر

سجاد هجری

در سفر بـ«تیمره» برای بازدید از سنگ‌نگاره‌های پیشاتاریخی تپه‌ها، در دلیجان، با تابلوی ۱۵ کیلومتر تا غار «چال‌نخجیر» روبرو شدیم و عزم دیدارش را کردیم. غار آهکی «چال‌نخجیر»[۱] در دامنه‌ی کوه «تخت»[۲]، کنار کوه «کفتاراُل[۳]»[۴]، در راه دلیجان بنراق[۵]، در دل زمین پنهان است. تابلوهای راه، آن را دومین غار آهکی جهان با ۷۰ میلیون سال قدمت، معرفی می‌کنند؛ ولی راه‌نمای غار آن را در میان ده غار آهکی برتر[۶] جهان می‌دانست. بدان غار زنده نیز می‌گفتند؛ زیرا بخش آهکی آن رشد می‌کرد[۷] و افزوده می‌شد. این غار یک «گسل معکوس» بود که از بهم‌خوردن دو برش از زمین پدیدار شده[۸] و در تمام غار، خط گسل که مرز دو برش و محل تلاقی آن دوست، در سقف آشکارا، دیده می‌شد.

تا کنون ۱۲ کیلومتر از این غار اکتشاف شده که پس از آن، دره‌ای پهن و ناژرف دیده می‌شود، ولی غار پس از دره نیز هم‌چنان ادامه دارد؛ ولی تنها ۱٫۲ کیلومتر[۹] آن کف‌سازی، نورپردازی و ایمن/امن‌سازی شده[۱۰] که گردشگران می‌توانند از آن بازدید کنند. غار سه طبقه است و اکنون، تنها بازدید از طبقه‌ی دوم انجام می‌شود. طبقه‌ی زیرین دریاچه‌ای‌ست بپهناوری یک کیلومتر در یک کیلومتر که بسوی بیرون کوه تخت و میان آن و کوه مقابلش کشیده شده و ورودیش در همان ۸۰ متر نخست از دهانه‌ی غارست؛ ولی اکنون امکان بازدید از آن برای گردشگران نیست. آغاز غار بسبب این دریاچه، مرطوب و شرجی‌ترست. غار بطور طبیعی تهویه[۱۱] می‌شود؛ زیرا در طول غار، راه‌ها و سوراخ‌هایی ببیرون غار هست که در آن محل‌ها، جریان خنک هوا احساس می‌شود و از آن‌ها آب[۱۲] نیز می‌چکد.

گویا، چوپانان منطقه از وجود غارمانندی البته، نه با این ابعاد و ویژگی‌ها آگاه بودند؛ زیرا برخی سوراخ‌ها[۱۳] روی کوه تخت بوده که از آن‌ها باد خنک و هم‌چنین صدا می‌آمده و آن‌ها را «دالان هوهو» می‌نامیدند و این چوپانان برای خنک شدن نزد آن‌ها می‌آمدند؛ ولی غار بطور اتفاقی، در عملیات اکتشاف آب و حفر چاه برای تأمین آب دلیجان[۱۴]، در سال ۱۳۶۸ خورشیدی [۱۵]، با انفجار دینامیت دهانه‌اش باز و کشف شده[۱۶] است. گویا، چاه دورتر از دهانه‌ی کشف‌شده‌ی غار حفر می‌شود و درحقیقت، بهمان دریاچه در طبقه‌ی زیرین غار می‌رسد و تا دوسالی از آن آب برداشت می‌شود که «محیط‌زیست» جلوی این برداشت را می‌گیرد و چاه تعطیل می‌شود.

چند غار کوچک در کوه تخت و کفتاراول/اُل نیز هست که در غار کوه کفتاراُل برخی سوداییان برای بدست آوردن گنج، حتا صخره‌ای سنگی را نیز با بیل‌وکلنگ کنده[۱۷] بودند و بچیزی نرسیده بودند.

در این غار، «خفاش» پس از ۱٫۲ کیلومتر هست و جانوری بسیار ریز، سفید و شش‌پا[۱۸] نیز بر دیوارهای غار دیده می‌شود[۱۹] که (بیش‌تر،) از باکتری موجود در چربی کف دست بازدیدکنندگان بر دیواره‌ها تغذیه می‌کند و البته، این جانوار ریز گویا، رشد دیوارهای آهکی را می‌کاهد. خفاش‌ها شب‌ها از سوراخ‌های فراوان رو ببیرون غار[۲۰] برای تغذیه خارج می‌شوند.

بازدید در حدود یک ساعت بطول می‌انجامد و باید در حضور راه‌نما باشد؛ از این‌رو، زمان ورود معین‌ست (مانند سانس سینما) و بهنگام بازگشت و خروج، کسی نمی‌تواند پس از راه‌نما باشد و تا هر جای غار را که دید، باید بازگردد. در تابستان گاه روزانه، بیش از هزار نفر از این غار دیدن می‌کنند؛ ولی در فصول پاییز و زمستان، این عدد بویژه برای اواسط هفته بسیار کاهش می‌یابد. گردشگران خارجی[۲۱] و امروزه، بویژه عراقیان[۲۲] از این غار بازدید می‌کنند. مسافران یا با پرسش از بومیان نواحی مرکزی و اصفهان با این غار آشنا می‌شوند یا تورهای مسافرتی آن‌ها را برای بازدید بدینجا می‌آورند.

راه‌نما ارتفاع سقف غار را ۲۰ تا ۳۶ متر متغیر می‌دانست و مدعی بود که غار زیر زمین‌ست و در دل کوه نیست.

عکس‌برداری از غار پیش‌تر جایز بوده؛ ولی آن را برای حفظ غار ممنوع کردند؛ زیرا افراد با فلش عکس می‌گرفتند که بخش‌های آهکی را سیاه می‌کرد و برای عکس گرفتن بر آن بخش‌ها می‌نشستند یا تکیه می‌دادند یا می‌ایستادند که ویرانی آن‌ها را در پی داشته است؛ ولی حیدری، پس از آن‌که دریافت ما از فرهنگ غارنوردی نیز بهره‌مندیم، اجازه داد که عکس بگیریم؛ ولی از ما خواست که دیگر بازدیدکنندگان نفهمند؛ از این‌رو، نتوانستیم از بسیاری از بخش‌های غار، عکس‌های باکیفیت بگیریم.

باید دانست که بیرون از غار کمدهایی برای گذاشتن وسایل بود و بازدیدکنندگان باید از دوربین و تلفن هم‌راه گرفته تا خوردنی، آشامیدنی و کشیدنی (سیگار، پیپ و …) را در آن می‌گذاشتند؛ زیرا خوردن، آشامیدن و کشیدن در غار ممنوع بود و در طول مسیر بارها تابلوهایی این مناهی را تذکر می‌داد. مردم بسیار در ویرانی غار کوشیده و جابجا یادگاری‌هایی نگاشته و حتا تصاویری بر دیوار آهکی حک کرده بودند که یکی از آن‌ها طرح فیل، شتر و آدمی بود که کنارش تاریخ سال ۱۳۶۲ را زده بود که بگفته‌ی راه‌نما دروغین است؛ زیرا پیش از ۱۳۶۸ دهانه‌ی غار بسته و کسی بدین غار پا نگذاشته بوده است. راه‌نما می‌گفت: یک گردشگر خارجی با دیدن این یادگاری‌نگاری‌ها می‌گفت: عجب گرافیتی‌هایی دارید! راه‌نما بدین ویران‌گری‌ها جابجا اشاره می‌کرد و تذکر می‌داد و برای مراقبت از غار و نظارت بر بازدیدکنندگان، شماری (بیش از ۴۰ عدد بگفته‌ی راه‌نما) دوربین مداربسته در غار نصب شده که راه‌نما می‌گفت: بازدیدکننده‌ای یکی از دوربین‌ها را با خفاش اشتباه گرفته بود!

در غار، برخی از نهشته‌ها (رسوبات) باشکال جانوران گوناگون مانند تمساح، بچه‌فیل، لاک‌پشت، بره، اردک و … بودند[۲۳] و تالاری در غار از این‌رو، «باغ وحش» نام داشت. یکی از تالارهای غار بنام «ارواح» بود؛ زیرا پر بود از تصاویر نقاب و صورتک شبح‌مانند[۲۴] که برخی دختران بازدیدکننده، با دیدن‌شان جیغ کشیدند. آخرین تالاری که امکان بازدید از آن بود، تالار «کنفرانس» نام داشت؛ زیرا سقفش تخم‌مرغی‌شکل بود و با کمک یک سنگ بزرگ افتاده، سِن‌مانندی را طراحی کرده بودند که با پله دسترسی‌پذیر بود. یکی از تالارها «عروس»[۲۵] نام داشت[۲۶]؛ زیرا بگفته‌ی راه‌نما، طاق‌دیس‌ها و … در آن، چیزی مانند سفره‌ی عقد (قند، خنچه و …) را شکل داده بود و بگفته‌ی غارپیمای هم‌راه‌مان، در آن، غارسنگ‌های شفافِ سفیدی‌ست که آدمی می‌پندارد در لوسترفروشی‌ست؛ ولی از آن‌جا که بازدیدکنندگان بدان زیان رسانده بودند و برخی از طاق‌دیس‌ها و ناودیس‌هایش را شکانده بودند و ایمنی لازم را نیز نداشت، امکان بازدید از آن نبود.




[۱] «نخجیر/نخچیر» بمعنای شکار/صیدست و چال که در آغاز و پایان برخی جانام‌ها بکار می‌رود، بمعنای گودال (ناژرف) و آشیانه است. حیدری، یکی از راه‌نماهای غار، «چال‌نخجیر» را شکارگاه خان‌های نراق می‌دانست. او بقایای «خشکه‌چین»ی را بر دامنه‌ی کوه تخت نشان می‌داد و مدعی بود که پیش‌تر، این خشکه‌چین تا دامنه‌ی کوه مقابل ادامه داشته و هم‌راهان و خدمت‌گزاران این خوانین، جانواران (بزکوهی و …) را تا آن‌جا می‌راندند و گرفتار می‌ساختند تا خان‌ها آن‌ها را شکار کنند.

[۲] حیدری مدعی بود که بالای کوه بواقع، تخت است و «وجه تسمیه»ی کوه نیز بدین سبب است.

[۳] حیدری «اُل» را در ترکی بمعنای «جن» می‌دانست و کوهی را در آن نزدیکی با نام اُل معرفی کرد و باور داشت که اُل در کفتاراُل نیز همان‌ست که بسبب نزدیکی این دو کوه و در نسبت آن، در نام کفتاراُل نیز آمده؛ ولی یکی دیگر از راه‌نماها باور داشت که اول از «هُل»ست که در گویش محلی بمعنای آن‌چه از تپه بلندتر و از کوه کوتاه‌ترست، گفته می‌شود و درحقیقت، هاء بالف دگرگون شده است (چنین دگرگونی در فارسی وزبان‌های گوناگون فراوان است).

[۴] چندتن از راه‌نماهای غار ادعا کردند که بر این کوه کفتار فراوان است و از این‌رو، کفتاراُل نامیده شده.

[۵] گویا، در نام‌گذاری غار، میان نراقی‌ها و دلیجانی‌ها اختلاف بوده و هر یک خواستار نام‌گذاریش بنام شهرشان بودند؛ ولی دست‌آخر، برای حل این اختلاف، نام غار را «چال‌نخجیر» که نام همان محل است، گذاردند.

[۶] ملاک برتری و رتبه‌بندی، درصد بخش آهکی غارست. راه‌نما مدعی بود که حدود ۹۵درصد این غار آهکی‌ست.

[۷] راه‌نما بسته بجنس و خلوص سنگ‌های آهکی، عددی میان ۲ تا ۴ سانتیمتر در هر ۱۰۰ سال را برای این رشد/افزایش ادعا می‌کرد.

[۸] از راه‌نما درباره‌ی وضع زلزله‌شناختی منطقه پرسید که بقای غار آهکی تا کنون را دلیل بر امنیت زمین‌لرزه‌ای این ناحیه دانست.

[۹] گویا، این بخش غار حدود ۳۵۰ پله دارد.

[۱۰] کار کف‌سازی، نورپردازی و ایمن‌سازی غار بسیار دشوار و هزینه‌برست.

[۱۱]تهویه‌ی طبیعی غار را از ویژگی‌ها کم‌نظیر آن دانستند.

[۱۲] بخاطر بارندگی‌های روزهای پیش، غار خیس بود و آب بسیار می‌چکید.

[۱۳]همان‌ها که موجب تهویه‌ی طبیعی غار می‌شوند.

[۱۴] راه‌نمای غار می‌گفت: آقایی که اکنون بیش از ۷۰ سال دارد و او را دیده، پیش از انقلاب دستگاهی «گنج‌یاب» از آمریکا می‌خرد که این دستگاه مکان‌های خالی زیر زمین را نیز تشخیص می‌داده و او در این منطقه از این دستگاه بهره برده و پنداشته که این‌جا آب است و اطلاع داده و کارشناسان با دیگر دستگاه‌ها برای یافتن آب آمدند و حدس او را تأیید کردند و دست بکار حفر چاه شدند.

[۱۵] در برخی گزارشات در فضای مجازی، کشف غار را در زمستان ۱۳۶۶ و نخستین ورود را در بهار ۱۳۶۷ دانستند.

[۱۶] غارنوردی که در اوایل کشف غار گویی آن را نوردیده بود، با همسر یا دخترش با ما بازدیدکنندگان هم‌راه بود و در طول مسیر، نکاتی را مانند چگونگی کشف غار می‌گفت که کمی با آن‌چه راه‌نما می‌گفت، گوناگون بود.

[۱۷] بی‌گمان، در دل صخره‌ی سنگی و حتا زیر آن چیزی یافت نمی‌شود.

[۱۸] از حیدری پرسیدیم که نامش چیست و آیا زیست‌شناسان آن را بررسیده‌اند که نامی برای آن ذکر نکرد و مدعی شد که زیست‌شناسان آن را نپژوهیده‌اند.

[۱۹] راه‌نما آن را بشته یا پشه‌ی سرکه مانند کرد.

[۲۰] پیش‌تر گفته شد که تهویه‌ی طبیعی غار از راه همین سوراخ‌هاست.

[۲۱] حیدری می‌گفت: روزی ۴ یا ۵ گردشگر خارجی از این غار دیدن می‌کند که گویا، برای تابستان است.

[۲۲] عراقیان که معمولانه، سفر گردشی خود را از قم می‌آغازند، با هزینه‌های هنگفت، برای گردشگری بکاشان، نیاسر و … می‌آیند و در این میان، از غار نیز دیدن می‌کنند (لازم بکذرست که برخی تاکسی‌داران و وَن‌سواران آن‌ها را بگردشگری می‌آورند).

[۲۳] یکی از کم‌نظیرهای غار، نهشته‌های ستون‌های آهکی و کاج‌مانندست که از بهم رسیدن چکیده‌های کف غار و چکنده‌های سقفش حاصل می‌شود. دیگران، از اشکال جانوران کبوتر، گوزن، عقاب و انسان نیز در فضای مجازی نام برده شده است. ما چند شکل حلق‌سان (دهان بازی را که زبان کوچک درش نمایان است، تصور کنید!) یافتیم که آن‌ها را «حلق غول» نامیدیم.

[۲۴] راه‌نما ادعا می‌کرد که ۱۲ صورتک قابل شناسایی‌ست.

[۲۵] برخی آن را سفره‌ی عروس می‌خوانند.

[۲۶] در فضای مجازی، از تالارهای گل‌کلمی، آبشارگلی، فرسنگ و هیولا نیز نام رفته است.


1 پاسخ به “غار چال‌نخجیر پشتوانه‌ی پول ایران!”

  1. غاربین می‌گه:

    بنده این غار را چند سال پیش دیدم و به نظرم دو غار علی صدر و کتله خور به مراتب زیباتر از چال نخجیر است. علی صدر با آب و قایق رانیش حال و هوایی دیگر دارد و آثار طبیعی جذاب تر نیز دارد اما کتله خور اگر چه ۵ کیلومتر پیاده روی دارد (رفت و برگشت) اما از هر دو غار پیش گفته دیدنی تر است

پاسخ دهید