فارسی: پایندان هم‌بستگی میهنی!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پزوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی گفتاری از استاد ارجمند دکتر شفیعی کدکنی‌ست که چند ماه پیش در درس بیان داشتند و در فضای مجازی با واکنش‌ها و نقدها نیز روبرو شد.

فارسی: پایندان/ضامن هم‌بستگی میهنی!

در ضرورت تاریخ‌دانی سیاست‌گذاران!

سجاد هجری

چند ماه پیش، استاد فرزانه دکتر «محمدرضا شفیعی کدکنی» گفتاری درباره‌ی «زبان فارسی و زبان‌های محلی» داشتند که بازتابی فراوان داشت و با انتقاداتی نیز روبرو شد! آن‌چه در این گفتار تاریخی (بدو معنا!) نظر مرا جلب کرد، بهره‌گیری از آن برای «سیاست‌گذاری»ست. امروزه، بسیاری از هم‌وطنان‌مان که زبان‌ها و گویش‌های محلی دارند (البته، باید دقت شود که همه‌ی این زبان‌ها، از خانواده‌ی زبان‌های ایرانیند!)، سخت معترضند که گویا، فشارهایی بر آن‌هاست تا زبان و گویش‌شان را بکار نگیرند و بویژه بِنَبود آموزش زبان‌شان در برنامه‌ی درسی مدارس گله‌مندند! من از چندوچون این فشارها خبری ندارم و نمی‌دانم چقدرش جو دادن و فضاسازی‌ست؛ ولی اگر درست بیاد داشته باشم، چنین مسئله‌ای بمناظرات انتخاباتی ۹۶ نیز راه یافت. استاد شفیعی باور دارد که استعمارگران در راستای سلطه/غلبه‌ی فرهنگی و «فرنگی‌مآب‌سازی» (دقت شود!) دیگران/دیگری‌ها (این دست وقایع گویا، پس از حمله‌ی «اسکندر» و فتح ایران نیز انجام گرفته و آنان در یونانی‌مآب‌سازی کوشیدند!)، تلاش در وراندازی خاموش و آرام بنیادهای فرهنگی دیگران و بیگانه‌سازی آنان با داشته‌های‌شان دارند (سیاست دگرگونی «خط فارسی- تازی» با خطوط «لاتین/رومی» و «سیریلیک» را بیاد آورید!). از این دست وراندازی‌ها و بیگانه‌سازی‌ها، کنارزنی و کم‌رنگ‌سازی گام‌بگام زبان فارسی‌ست که نخست با بهانه‌ها و لطایف‌الحیلی، با زبانی محلی جایگزین می‌شود و آرام آرام، زبان‌های بیگانه جای آن را می‌گیرد! مثلا، در «هند»، نخست زبان محلی محدود «اردو» را جانشین فارسی کردند و سپس خودبخود، زبان انگلیسی جای اردو را گرفت. استاد شفیعی این جایگزینی گام‌بگام را این‌چنین شرح می‌دهد: این فارسی‌ست که توانایی هماوردی و کشتی گرفتن با آن ادبیات و زبان‌های بیگانه را دارد؛ زیرا فارسی، فردوسی، حافظ و سعدی دارد و در مصاف و رقابت، شکسپیرها و پوشکین‌ها زمین‌خورده و گرده‌بخاک‌مالیده‌ی اینان‌اند؛ ولی آن زبان‌های محلی، چنین یلان و گُردانی را ندارد که با بزرگان بیگانگان دست‌وپنجه نرم کنند و چون مردم و بویژه جوانان، این سستی و ضعف را در زبان‌شان می‌بینند، بطور طبیعی و حتا منطقی، تن بکاربرد زبان اجنبی می‌دهند! باید از تاریخ «عبرت» گرفت و «درس» آموخت؛ زیرا گویا، بیگانگان، در راستای استعمار نو/فرانو و حتا تجزیه‌ی ایران، تلاش دارند که این محور وحدت فرهنگی- تمدنی تاریخی ما را که زبان فارسی‌ست، از میدان بدر کنند و از این‌روست که گویا، در این‌سوی و آن‌سوی ایران‌زمین، با تبلیغات واهی، مردمان را بچنین اعتراضات و گله‌گذاری‌ها برمی‌انگیزانند و حتا بر کوس/طبل «قومیت‌گرایی» می‌کوبند و از این بدتر، برای «تفرقه» میان ما و افغان‌ها، بنادرست و با دروغ، جنگی میان فارسی و «دری» برافروختند که فارسی دری نیست و بعکس که ناراستیش روشن و آشکارست! این‌جاست که باید مردم هم‌دلانه، هوشیار باشند و سیاست‌گذاران نیز آگاهانه، در راستای تقویت زبان ملی- وطنی بلکه فرهنگی- تمدنی فارسی (که هویت‌سازست!) و حفظ زبان‌ها و گویش‌های محلی ایران که بسیاری از مایه‌های تاریخی- مردمی ما را بخوبی و حتا دست‌نخوره، نگه داشته‌اند، راهبردهایی درخور، شایان و کارا دهند! از همه مهم‌تر و بطور کلی، این مسئله آشکارا، می‌گوید: یک سیاست‌گذار باید دقیقانه و موشکافانه، «تاریخ» بداند و دست‌کم، از مشاوران برجسته‌ی «تاریخ‌دان» و حتا «تاریخ‌اندیش» هماره، بهره برد و اندیشکده/اندیش‌گردون‌های (گردون/گردونه‌ی اندیشه، نامی‌ست که «پیشینه» درجای برابرنهاد think tank از دل تاریخ تمدن‌مان برگرفته و پیش نهاده است!) ما که عهده‌دار سیاست‌پژوهیند، باید بخشی را بـ«تاریخ کاربردی» ویژه کنند (اختصاص دهند).


1 پاسخ به “فارسی: پایندان هم‌بستگی میهنی!”

  1. حامد بنگری می‌گه:

    بسیار عالی

    شکر شکن شوند همه طوطیان هند

    زین قند پارسی که به بنگاله می رود

پاسخ دهید