آمیزه‌ی «غرب‌شناسی» کی و کجا زاده شد!؟

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه بقلم جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی تاریخ آمیزه‌ی «غرب‌شناسی»ست.

آمیزه‌ی «غرب‌شناسی» کی و کجا زاده شد!؟

سجاد هجری

از خانم دکتر زرشناس شنیدم: نخستین کسی که آمیزه‌ی «غرب‌شناسی» را بکار برد، «سید ابوالحسن جلیلی» بسال ۱۳۴۶ست؛ ولی در کتاب‌شان، «درآمدی بر ایران‌شناسی»، «سید فخرالدین شادمان»، را نخستین می‌داند که دو زبان‌زد «فرنگ‌شناسی» و «غرب‌شناسی» را در سال ۱۳۴۴ بکار برده. البته، گویا، فرنگ‌شناسی را شادمان در کتاب «تاریکی و روشنائی» آورده که چاپ نخستش بسال ۱۳۲۹ بوده! کنجکاوانه، برای یافتن نخستین در این موضوع، دست بدامن «نورمگز» و «انسانی‌دات‌آی‌آر» شدم. دیدم «برلین/برلن»ی‌ها در این کاربرد (استعمال) زبان‌زد نیز گوی سبقت را ربودند (بیاد آورید که گویا آمیزه‌ی «ایران‌شناسی» را نخستین‌بار، «کاوه» که تقی‌زاده آن را در برلین چاپ می‌کرده، بکار برده است!). مجله‌ی «ایرانشهر» بسال ۱۳۰۱، در نخستین شماره‌ی خود، در یادداشتی با فرنام «شرق‌شناسی و غرب‌شناسی» شاید نخستین‌بار و دست‌کم، پیش از شادمان و جلیلی، آمیزه‌ی «غرب‌شناسی» را بکار برده است. البته، انگیزه‌ها در کاربرد این آمیزه یک‌سان نیست که در جایش باید آنان را بررسید. ایرانشهر را «حسین کاظم‌زاده» در سال‌های ۱۳۰۱ تا ۱۳۰۶ هجری خورشیدی در برلین آلمان تدوین و بزیور طبع می‌آراسته است. آشکارا، نیافتم که این یادداشت را چه کسی نگاشته؛ ولی قزوینی، پورداوود، یاسمی، رضازاده شفق و … در آن قلم می‌فرسودند و شاید بتوان نگارنده‌اش را با سبک‌شناسی آثار (از رسم‌خط گرفته تا وجوه دیگر صوری و حتا معنوی!) این بزرگان شناخت. ایرانشهر می‌گوید: «امروز که ممالک شرقی محتاج به اخذ تمدن غرب است … لازم است اشخاصیکه از اوضاع ممالک غربی و تمدن آنها اطلاعی داشته … هیئتی بنام انجمن غرب شناسان تشکیل …» که در آن آشکارا، پیش‌نهاد بنیان‌گذاری «انجمن غرب‌شناسی» را می‌دهد؛ ولی چرا چنین انجمنی هیچ‌گاه تأسیس/بنیان‌گذاری نشد و کسی گویا، این ایده را دنبال نکرد!؟ شادمان بسال ۱۳۲۶، در «تسخیر تمدن فرنگی» بر ضرورت شناخت غرب/فرنگ بسیار تأکید کرد و سپس از زبان‌زد «فرنگ‌شناسی» (در «تاریکی و روشنائی»/۱۳۲۹ یا ۱۳۴۴ و یغما/۱۳۴۴) نیز بهره برد و جلیلی نیز در ۱۳۴۶ از «غرب‌شناسی» در غرب (در ۲۷امین کنگره‌ی شرق‌شناسی میشیگان آمریکا بزبان فرانسوی- نامه علوم اجتماعی/۱۳۴۷!) نام برد و بر بایستگیش برای خودآگاهی شرق داد سخن داد و در سال‌های بعد دیگرانی چون «سید محمدعلی جناب‌زاده» (در «غرب‌شناسی اصولی و غرب‌زدگی فضولی»/ارمغان: ۱۳۴۸) نیز بدان پرداختند؛ ولی باز این ایده مغفول و مهجور ماند. در زبان انگلیسی، Occidentalism چنان‌چه وبستر می‌گوید، نخستین‌بار، بسال ۱۸۳۹ و بمعنای «ویژگی‌های نمودگر و منش‌نمای مردمان و فرهنگ غربی» بکار رفته است؛ ولی امروزه، معنای «دانش پژوهش‌گرانه‌ی فرهنگ، زبان‌ها و مردمان غرب» نیز یافته است. در تازی، «استغراب» بویژه پس از انتشار کتاب «مقدمه فی علم الاستغراب» اندیشمند مصری، «حسن حنفی»، بکار می‌رود؛ ولی نیافتم که این زبان‌زد از کی در تازی زاده شده و بکار رفته است. نیک‌ست و شاید بایسته که دانش‌جویانی در رشته‌های تاریخ، ایران‌شناسی و …، بررسی «فرنگ/غرب‌شناسی»، «استغراب» و Occidentalism را درجای نهاده‌ی پایان‌نامه/رساله برگزینند و بپژوهش در آن بپردازند.


پاسخ دهید