از راهبردار تا راهبردان!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی بخامه‌ی جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی چند واژه‌گزینی در فارسی که خواندنی‌ست.

از راهبردار تا راهبردان!

سجاد هجری

چندی پیش با یکی از دوستان قدیمِ صمیم، درباره‌ی اندیشکده‌های سیاست‌پژوهی، راهبردی و آینده‌پژوهی گفتگو می‌کردیم. اگر بیاد داشته باشید، پیش‌تر، در همین «پیشینه» (عبرت‌پژوهی تاریخی)، از بایستگی بکاربری نامی نو برای آن‌چه دیگران «تینک/ثینک تنک» (think tank) خوانند که نمادش تانکی جنگی با برجک مغز انسان است، نگاشتم. من با خود گفتم: جنگ دربرابر جنگ! دربرابر تانک (که «فرهنگ نظام» آن را ارابه‌ای جنگی خوانده!) باید ابزاری جنگی در فرنام فارسی بکار برد و ناگهان در دل تاریخ رفتم و بیاد گردون/گردونه‌ی جنگی هخامنشیان افتادم که دو سرباز/ارتشتار بر آن سوارند و یکی اسب‌ها را می‌راند و دیگری تیراندازی می‌کند. دیدم بهترین برابرنهاد برای آن زبان‌زد بیگانه که جنگاورانه است، بهره‌گیری از آمیزه‌ای‌ست که با «گردون/گردونه» و «اندیشه» ساخته شود و چندیک از آن‌ها را پیش گذاردم. اگر نخواندید، بد نیست آن یادداشت نوآورانه را بخوانید و درش بیندیشید و پیش‌نهاد دهید. در آن گفتگو، بدیشان گفتم: فلانی! بجای «نخبه‌ی راهبردی» از واژه‌ی «راهبردار» (که همان‌گاه آن را ساختم) بهره بر! سپس که جستجو کردم، دیدم «فرهنگستان» آن را برای فرهنگ «علوم نظامی»، بمعنای «راهبردشناس» وضع کرده که جای بسی شادی‌ست؛ زیرا این واژه، پشتوانه‌ی نچندان سترگ فرهنگستان را دارد! بذهنم رسید که می‌توان آمیزه‌ای از راهبرد و یک پسوند مکان‌ساز، درجای برابرنهاد تینک تنک که در فارسی، اندیشکده برابرش بکار می‌رود، ساخت و بقیاس قندان، نمکدان، همدان و …، «راهبردان» را ساختم که «دان» در آن، پسوند نام‌ور و پربسامد مکان‌سازست (البته، در جستجوی اینترنتی دیدم که نام شرکتی‌ست!)! «راهبردان» (اندیشکده) با «راهبردار» (نخبه‌ی راهبردی) بسیار سازگار و هم‌خانواده است و می‌توان آن‌ها را بخشی از «واژگان (فرهنگ/نظام واژه‌های) راهبردی» (ادبیات راهبردی!) در فارسی، که باید دقیقانه، «تدوین» شود، دانست. واژه‌های نو، نشان‌گر اندیشه، انگیزه و کار نوست و این سبک گزیدن، ساختن و بکار بردن واژه‌های نو، سنتی‌ست نزد حکیمان و فیلسوفان بزرگ!


پاسخ دهید