۱۲۹۶، زادسال آمیزه‌ی «ایران‌شناسی»!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی نخستین کاربرد آمیزه‌ی «ایران‌شناسی» در فارسی‌ست.

گویا، کاوه «ایران‌شناسی» را نخست/۱۲۹۶ بکار برده!

سجاد هجری

چندی پیش، از خانم دکتر زرشناس شنیدم که گویا (دقت شود!)، نخستین‌بار سید احمد کسروی بسال ۱۳۰۷، در پیش‌گفتار «شهریاران گمنام»، آمیزه‌ی «ایران‌شناسی» را بکار برده و سال دیگر نیز از «ایران‌شناس» بهره برده است و این دو را در کتاب‌شان نیز آورده‌اند. کسروی در آن‌جا عبارت «فن ایران‌شناسی» را دارد. کنجکاو شدم که آیا این کاربرد بواقع، نخستین است! بر آن شدم که در «نورمگز» گشتی زنم و در این گشت‌وگذار مجازی، مواردی‌چند پیش از کاربرد کسروی را یافتم که کهن‌ترین‌شان، بسال ۱۲۹۶ هجری خورشیدی و در کنار آمیزه‌های «هندشناس» و «آریاشناس»، در مقدمه‌ی یادداشت «بهترین تألیفات فرنگیها درباره ایران» (رسم‌خط فرنام نگه‌داری شده!)، در صفحه‌ی ۱۲ شماره‌ی ۲۵ از مجله‌ی «کاوه» بتاریخ ۱۲۸۷ یزدگردی/۱۳۳۶ قمری/۱۹۱۸ میلادی/۱۲۹۶ شمسی، آمده بود و البته، هنوز نمی‌توانم بگویم که آن، نخستین است! در برخی شماره‌های پسینش نیز این آمیزه دیده می‌شود و نیز در مجلات «تعلیم و تربیت» (۱۳۰۴) و «تقدم» (۱۳۰۷) که بترتیب، «علی‌اصغر حکمت» و «سعید نفیسی» آن را بکار برده‌اند، یافت شد. این‌که در مهرماه سال ۱۳۲۴ که «ابراهیم پورداوود»، اوستاشناس ایرانی، «انجمن ایران‌شناسی» را با یاری دیگر دانش‌مندان ایران‌دوست بنیاد نهاد و از آن آمیزه در فرنامش بهره برد، نشان آن‌ست که واژه‌ی «ایران‌شناسی» جا افتاده و پذیرش همگانی/عام یافته که اگر چنین نبود، دورست که نام نهادی این‌چنین را آن گذارند. مجله‌ی کاوه را «سید حسن تقی‌زاده» در «برلین» بنیاد نهاد و رهبری کرد و دور نیست که این آمیزه را نیز او ساخته باشد. کوشیدم که این کاربرد را در کتاب‌های پیش از کسروی بیابم؛ ولی هنوز نیافتم و شاید بتوان گفت که کسروی نخستین کسی‌ست که آن را در کتابی بکار برده؛ زیرا موارد دیگر که تا کنون یافتم، همه، در مجلات بودند که طبیعی‌ست؛ زیرا امروزه، معمولانه، مقالات و مجلات در دانش پیش‌تازند و کتاب، گام پسین در نشر دانش است. باید کتاب‌های نگارنده‌های «کاوه»، سید حسن تقی‌زاده، محمد قزوینی، محمدعلی جمال‌زاده و …، پیش از ۱۳۰۷ را بررسم.

پس‌نوشت:

یک. جناب «علی‌اصغر حکمت» آن را در صفحه‌ی ۱۰ام شماره‌ی ۸ و ۹ سال اول، آبان و آذر ۱۳۰۴، مجله‌ی «تعلیم و تربیت» در یادداشتی با عنوان «انجمن آثار ملی» بکار برده‌اند: «این رساله را پروفسور ارنست هرزفلد … آلمانی که در تاریخ آثار گذشته ایران استاد و در ایران‌شناسی متخصص است …»

دو. جناب «سعید نفیسی» آن را در صفحه‌ی ۳۰۰ از شماره‌ی ۷ام تیرماه ۱۳۰۷ مجله‌ی «تقدم» در یادداشتی با عنوان «کتاب جدید درباب خلیج فارس» بکار برده‌اند: «انگلستان در ایران‌شناسی مزیت دیگر بر سایر ممالک اروپا دارد …»

اگر چه دکتر زرشناس مدعای یادشده را در کتاب «درآمدی بر ایران‌شناسی» خود که بسال ۹۱، در «پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی» بچاپ رسیده، آورده‌اند؛ ولی گویا (و شاید!)، آن را از مقاله‌ی «ایران‌شناسی در جهان» که بخامه‌ی «طهمورث ساجدی»ست و در جلد یکمِ «دانشنامه‌ی زبان و ادب فارسی» فرهنگستان، بسال ۱۳۸۵ چاپ شده، بازگو کرده‌اند.

غروب، بشهر کتاب مرکزی رفتم و «مقالات» تقی‌زاده را که «ایرج افشار» آن‌ها را در «توس» بچاپ رسانده، برگ می‌زدم که شاید ردی/اثری از آمیزه‌ی «ایران‌شناسی» و تاریخش در آن بیابم. سرمقاله‌های کاوه چیزی دستگیرم نکرد؛ ولی در فصل‌های چهارم (ایرانشناسان) و پنجم (شرق‌شناسی) مجلد سیزدهم، چیزهایی یافتم. نخست آن‌که عبارت «اسلام‌شناس/شناسی» بکار نرفته و از شعبه‌ی اسلامی و تتبعات اسلامی بهره رفته بود و نیز بیش‌تر «شعبه‌ی ایرانی» و «تتبعات ایرانی» دیده می‌شد تا «ایران‌شناس/شناسی»؛ ولی تقی‌زاده، از آمیزه‌های مصرشناسی، چین‌شناسی، هندشناسی و ترک‌شناسی بسادگی، استفاده کرده و از همه بیش‌تر، «شرق‌شناسی» و «مستشرق» را بکار برده است و البته، «تتبعات شرقی/شرقیه» نیز دیده می‌شود. این مقالات و یادداشت‌ها در بازه‌ی ۱۳۳۳ تا ۱۳۴۵ هجری خورشیدی نوشته شده است. توقع داشتم که در این بازه، بسامد آمیزه‌ی ایران‌شناس/شناسی بیش‌تر باشد؛ ولی این‌گونه نیست که جای تأمل‌ست!

مشیرالدوله/الملک، حسن پیرنیا، را در تاریخ تاریخ‌نگاری ایران/ایرانی، باید موشکافانه، بررسید که جایگاهی بلند دارد و بویژه کارهای او را باید «سبک‌شناسی» کرد. «عصر اساطیری تاریخ ایران» که پیوست و تتمه‌ی «ایران باستانی» اوست و فرنام فرعی «خطوط برجسته‌ی داستان‌های قدیم ایران را دارد» را دارد، بسال ۱۳۰۷ در مطبعه‌ی مجلس چاپ شده است. این سیاسی‌مرد تاریخ‌پژوه که در مسکو نیز درس خوانده، در بخشی که در چاپ‌های امروز «سخن مؤلف» نام دارد (و من نمی‌دانم در چاپ ۱۳۰۷ چه نام داشته!)، آمیزه‌ی «ایران‌شناسی» را هم‌زمان با کسروی بکار برده است. او بدرستی می‌نگارد: «… مطالعه در داستان‌های قدیم برای ایران‌شناسی کمک بی‌قدر و قیمتی نیست …» و از مطالعه‌ی داستان‌های قدیم بعنوان یک رشته نام می‌برد.

 


پاسخ دهید