از بی‌وفایی تا توبه‌کاری!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه بقلم جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی تنبه/انتباه و توبه‌ی مردم پس از شهادت سیدالشهدا علیه‌السلام است!

از بی‌وفایی تا توبه‌کاری!

سجاد هجری

یکی از استادان بسیارخوانِ فراوان‌دان ما که آراسته بهنرها (فضایل) و پیراسته از پستی‌ها (رذایل)ست و با توفیق الاهی، چیزی کم‌تر از ۲۰سال از وجود پرفیض‌شان حضوری و غیابی بهره بردم، می‌فرمودند: کوفه در اخبار ما حرم بزرگ و قم، حرم کوچک اهل بیت علیهم‌السلام است! ایشان «شعار ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند!» را نقد می‌کردند و کوفه را بدو بخش «بطیخ» و «سماک» بخش می‌کردند که یکی شیعه‌نشین بوده و دیگری نه و بهنگام فجیعه‌ی کربلا و حادثه‌ی عاشورا، یزیدیان محله‌ی شیعه‌نشین را بسته و اذن/جواز خروج از آن را برای پیوستن بامام نمی‌دادند و از این‌رو، محبان و شیعیان سیدالشهدا علیه‌السلام نتواستند بیاری و سربازی ایشان بشتابند! گویا، حتا در روزهای منتهی بعاشورا، هیچ‌کس را نمی‌گذاشتند بسپاه حضرت بپیوندد! این، با ذهنیت‌های بسیاری از ما نمی‌خواند و چندان سازگار نیست (اگر چه تعارضی مستقر در کار نیست و جمع‌پذیرست!)! همیشه و همه‌جا، سخن از «تنبه/انتباه» و «توبه» است! شاهدش همین عنوان «قیام توابین»! آن‌چه که ذهن مرا مشغول کرده و در اندیشه‌ام فرو برده، این‌ست که آن تنبه/انتباه و این توبه چگونه رخ داد و پیش آمد!؟ بویژه این‌سووآن‌سو چنان این دو تصویر می‌شود که تو گویی ناگهانی و دفعی/بلافاصله بوده!؟ البته، از هیجانات انسانی این چیزها دور/بعید نیست؛ ولی باید بررسید که واقعیت این تنبه/انتباه و توبه چه بوده و از سوی دیگر، انگیزه‌ها و عللش چیست!؟ از لِحاظ و بررسی کلام تحقیق‌لازم و تأمل‌واجب استاد بزرگوارمان حفظه الله در این یادداشت، صرف‌نظر می‌کنم؛ ولی در خواندن و اندیشیدنم، دو علت ۱٫ جری عادتی- طبیعی و ۲٫ خرق عادتی- ماوراء طبیعی می‌یابم! نخستین که بنیادی‌ست، روشن‌گری‌های بازماندگان کربلاست (که ادامه‌ی تنبه‌بخشی‌های اباعبدالله علیه‌السلام در ظرف حادثه است!)! بویژه حضرت زینب سلام الله علیها و امام سجاد علیه‌السلام که از همان ظرف اسارت بارها تلاش در انتباه/تنبه مردم و آگاه‌سازی داشتند؛ اما من بارها از خود این پرسش را کردم که «آیا این آگاهی‌بخشی‌ها و روشن‌سازی‌ها برای این تنبه/انتباه و آن توبه کافی بود!؟» و آن بتنهایی، انگیزاننده‌ی مردم بتجدیدنظر و حتا قیام (صرف‌نظر از این‌که آیا قیامی را امامان علیهم‌السلام تأیید فرمودند و اذن دادند و یا حتا اجازه کرده‌اند یا نه!) و جذب‌کننده‌ی آنان باهل بیت بود!؟ نمی‌توانم بگویم: بله! از این‌روست که بعامل و علتی دیگر هر چند گمان‌مندانه، روی آوردم! آن عامل/علت در اخبار تاریخی‌مان فراوان و پربسامد آمده که گویی، تواتری اجمالی دارد! نمی‌خواهم بحث آن را باز کنم که بسیار دشواری دارد و اندیشه‌سوز و پرسش‌زاست؛ ولی شما را ارجاع می‌دهم بترجمه‌ی فارسی لهوف سید بن طاووس علیه‌الرحمه بخامه‌ی «سید ابوالحسن میرابوطالبی (حسینی)» که در پیش‌نوشت، آن‌چه را من عامل/علت دوم تنبه/انتباه و توبه خواندم، در بخشی با نام «نشانه‌ها و حوادثی که پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام آشکار گردید» شمرده است. بحث و بررسیش بماند برای مجالی دیگر که حال‌وحوصله بود!

پس‌نوشت: دوستی گفت: چرا این نوشتارها کوتاه‌ست و باز!؟ چرا بحث را «مستوفا» نمی‌آورید!؟ چرا فراوان «تسویف» می‌کنید و از تعابیر بماند «تا مجالی دیگر»، «این زمان بگذار تا وقت دگر»، «اگر حال و وقتی بود» و … بهره می‌برید!؟ بدو گفتم: فلانی! غرض اولی وبالذات از این نوشتارها «پرسش‌زایی»، «ایده‌پردازی» و «اندیشه‌انگیزی»ست و این‌ها اگر چه از دقت برخوردارند؛ ولی مقالاتی تحقیقی نیستند که مستوفا، موضوعی را بررسند و اصلا، چنان مقالاتی با چنین فضایی چندان مناسبت ندارد! معمولانه، در این یادداشت‌ها تلاش در دادن «پیش‌نهاد» یا پیش‌نهاد کاری‌ست (پژوهشی)! البته، «بضاعت مزجات»م نیز بیش از این نیست! نمی‌دانم «قانع» شد یا نه!

با توجه ببازخوردهای خوانندگان درباره‌ی این یادداشت، بنظر می‌رسد که غرضِ تا حدودی نهفته‌ی این یادداشت را در نیافتند و شاید لازم باشد که آن پنهان بیش‌تر آشکار شود! پذیرفتن «عاملیت» (در) انتباه/تنبه و توبه برای آن‌چه «علت دوم» نامیدم، برای «توجیه» پذیرفتنی «ضرورت» (نسبی!) آن‌ها و کاهش «استبعاد»شان است! فتدبر واعتبر! دیگر از این آشکارتر گفتن، بخاطر مصالحی، روا نیست!


2 پاسخ به “از بی‌وفایی تا توبه‌کاری!”

  1. طاووس می‌گه:

    به نظر می رسد در این انتباه و توبه خود شهادت امام ع هم بسیار موثر بوده است و حتی به نظر من بیش از پندها و هشدارهای حضرت زینب س و امام سجاد ع‌. مگر نه این است که امام حسین ع هم بارها موعظه کرد و دعوت عمومی و خصوصی. پس چرا آن زمان پاسخ ایشان را به شایستگی ندادند؟ واقعا شابد فکر نمی کردند امتی نوه پیامبر ص خود را ذبح کند.

پاسخ دادن به طاووس