محرم در مسار الشیعه‌ی شیخ مفید!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی ماه محرم در کتاب مسار الشیعه‌ی شیخ مفید رحمه است!

محرم در مسار الشیعه‌ی شیخ مفید!

سجاد هجری

محرَّم «مسار الشیعه» را می‌خواندم! «شیخ مفید» را از عنفوان جوانی دوست می‌دارم و با رسالاتش آشنایم! پیش‌تر، از سِرّ «مسار» نامیده شدن این کتاب نوشتم! آن‌چنان که شیخ مفید آورده (که البته، باید آن را بررسید!)، این ماه پیش از رزیت کربلا (وهو یوم یتجدد فیه أحزان آل محمد علیهم السلام وشیعتهم!)، حوادثی بس بزرگ و مبارک را در خود داشته است. روز نخست، استجابت دعای حضرت زکریا علیه السلام، روز سوم، خلاص حضرت یوسف از چاه، روز پنجم، عبور حضرت موسا علیه السلام از نیل، روز هفتم، سخن گفتن خدای تبارک در کوه طور با حضرت موسا علیه السلام، روز نهم، نجات حضرت یونس علیه السلام از شکم ماهی و روز هفدهم، نابودی اصحاب فیل با سنگ‌های ابابیل! چه می‌شود و حکمت خدا چه بوده است که این مصیبت بزرگ در چنین ماهی با آن وقایع میمون رخ می‌دهد!؟ ماهی که شیخ مفید در آغازش می‌گوید: «هو شهر حرام، کانت الجاهلیه تعظمه، وثبت ذلک فی الإسلام (رسم‌خط نگه‌داشته شده!)» و محرم از گذشته، آغاز سال قمری‌ست و تحویلش که گویا، در همه‎ی تمدن‌ها عیدست، مبارک و شاید (دست‌کم، برخی از وجوه) «تبرکت به بنو أمیه و …» در زیارت عاشورا نیز از این‌روست! شاید کسی بگوید: این هم‌زمانی با آن چند رخ‌داد برجسته، بخاطر جابجایی ماه‌های تکوینی- طبیعی قمری (إن عده الشهور عند الله إثنا عشر شهرا فی کتاب الله یوم خلق السموات والأرض) در نسبت سال (فی‌الجمله!) طبیعی- تکوینی شمسی‌ست! حال‌وحوصله‌ی بررسی تاریخ شمسی عاشورا و دیدن مقارن‌هایش را ندارم؛ ولی اگر چنین نیز باشد (که گویا، دست‌کم، در مواردی هست!)، باید دانست که مسلمانان جهان مبتنی بر همین تقویم قمری رفتار می‌کنند و سال‌گشت‌ها را می‌گیرند و در کل، آن را معتبر می‌دانند و البته، آن پاسخ، در مسئله‌ی عید و تحویل سال قمری جایی ندارد! پندارم آن‌ست که این تقارن و هم‌زمانی، سنگینی این اندوه و جان‌گدازه را بیش‌تر می‌کند! چونان یک عروسی که عزا شود (محرم آمد و عیدم عزا شد//حسینم وارد کرب‌وبلا شد!)! چقدر سخت و تلخ‌ترست! از این مقوله که بگذریم، اگر پیامدهای این پدیدارها را بنگریم، همه خداخواسته، مثبت و در جهت وعده‌های الاهی بوده و شاید نتایجِ ماجرای کربلا، از همه بنیادی‌تر، برتر و بزرگ‌تر است! زیرا بقای اسلام را بدین واقعه می‌دانند و آن را احیاگر دین بر می‌شمارند! اگر چه ما با ادله‌ای، باور داریم که امر بمعروف و نهی از منکر در ظرف ماجرای کربلا رخ نداد و سر این نظرمان فحش‌ها خوردیم و لعن‌ها شنیدیم؛ ولی این حادثه‌ی بزرگ، خداخواسته، تأثیر خود را گذاشت و هدف سیدالشهدا علیه السلام که بفرموده‌ی خود، اصلاح امت پیامبر خدا صلی الله علیه وآله بود، در ادامه و با روشن‌گری مبلغان قیام (اسیران!) و توبه‌ی نادمان، متحقق شد و تا کنون نیز بتعبیر استاد بزرگ ما و مرجع اعلای قم محروسه، آیت الله عظمای معظم سید موسا شبیری زنجانی حفظه الله، اسلام/تشیع را بهم‌راه باور بمنجی موجود موعود و امام حاضر غایب (دربرابر ظهور!)، نگه‌داشته است! شیخ مفید ببرخی احکام و آداب عاشورا نیز اشاره کرده و بویژه بر زیارت امام حسین علیه السلام در این روز، تأکید نموده است!

پس‌نوشت: مرحوم سید بن طاووس درامدی بسیار خواندنی و شیرین بر مقتل نام‌ورش، «الملهوف/اللهوف علی قتلی الطفوف»، دارد که در آن، پس از سخن در حماسه و عرفان کربلائیان و «پیشی‌گیری» (سبقت) و «هم‌چشمی» (رقابت) در «بدست‌آوری» (کسب/اکتساب) خشنودی/رضوان خدا، زیبا و اندیشیدنی، می‌گوید: «ولولا امتثال أمر السنه والکتاب، فی لبس شعار الجزع والمصاب، لأجل ما طمس من أعلام الهدایه، وأسس من أرکان الغوایه، وتأسفا علی ما فاتنا من السعاده، وتلهفا علی امتثال تلک الشهاده، وإلا کنا قد لبسنا لتلک النعمه الکبری أثواب المسره والبشری. وحیث أن فی الجزع رضی لسلطان المعاد، وغرض لأبرار العباد، فهانحن قد لبسنا سربال الجزوع، وآنسنا بإرسال الدموع، وقلنا للعیون: جودی بتواتر البکاء، وللقلوب: جدی جد ثواکل النساء» که اگر نبود فرمان الاهی بر پوشیدن پیراهن بی‌تابی و سوگواری، برای این نعمت بسیار بزرگ، جامه‌های شادی و آفرین بتن می‌کردیم! گویی که سید این واقعه را نیز چونان و همال حوادث دیگر این ماه که از قول شیخ مفید در متن بدان‌ها اشارت رفت، می‌داند! خواندن ژرف این پیش‌گفتار کوتاه ارزش‌مند و درخورست!

اندیشه‌زاست که «رضاقلی‌خان شقاقی سرابی گرم‌رودی» در «لجه الألم فی حجه الأمم» (یادگار پدر/آوای درد) که گزارش فارسی لهوف سید بن طاووس است، این بخش از سخنان سید را کلا، حذف کرده و اصلا، ترجمه نکرده! در این‌باره می‌توان حدس‌هایی زد که یکی از آن، شاید هضم‌ناپذیری این سخن سید برای بسیار از خوانندگان باشد و رضاقلی‌خان با لحاظ این مهم، از نقل و ترجمه‌ی این بخش صرف‌نظر کرده است!

 


2 پاسخ به “محرم در مسار الشیعه‌ی شیخ مفید!”

  1. طاووس می‌گه:

    جالب است که شب قدر نیز مبارک است اما لیالی قدر هم عزا شده به جهت ضربت خوردن و شهادت امام علی ع

    • تبرک! می‌گه:

      بیاد دارم که ۱۰ سال پیش، در ماه مبارک رمضان و نزدیک «لیالی قدر» (و البته، با فاصله!)، در پیامی ای‌میلی، فرارسیدن لیالی قدر را ببرخی از دوستان و آشنایان «تبریک» گفتم و ضمن «دعاخواهی»، بر بهره‌برداری از آن‌ها تأکید کردم (لب پیام این بخش بود!)؛ ولی سر این تبریک، چقدر مذمت و شماتت شدم که «شما نمی‌بینید این شب‌ها حضرت امام علی علیه‌السلام ضربت خوردند و بشهادت رسیدند!؟»! گاهی می‌پندارم که ما، همه، دچار کلیشه‌هایی شدیم و با آن‌ها همه چیز را درست یا نادرست، داوری می‌کنیم!

پاسخ دادن به طاووس