بیاد پیر برنای ایران‌شناسی!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، در یاد ایران‌شناس سترگ، احسان یارشاطر، است که دی‌روز، جان بجان‌آفرین تسلیم نمود.

بیاد پیر برنای ایران‌شناسی!

سجاد هجری

از قضا، سرگرم خواندن کتاب «حکمت تمدنی» بودم که خبر درگذشت «احسان یارشاطر» را شنیدم. حکمت تمدنی، گزیده‌ای از آثار او بهمت «محمد توکلی طرقی»ست. با خود می‌گفتم که چیزی درباره‌اش بنگارم یا نه؛ زیرا او بهائی‌ست که البته، برخی هم‌کارانش گفته‌اند: تعلقی بدان ندارد! دست‌آخر گفتم: دانش و دانش‌مندی چیزی دیگرست! چندی پیش اتفاقا، در مشهد مقدس با نوجوانی در مقوله‌ی دانش‌مندی گفتگو می‌کردیم که گفتم: فلانی! دانش و دانش‌مندی مصونیت‌آورست و کسی که بدان آراسته است، در هر مرامی باشد، هر کاری نمی‌کند و او بسادگی، تعبیر کرد: کلاس خودش را حفظ می‌کند! گویند که مادرش بسیار طاهر، عابد و معنوی بود! بیاد دارم یارشاطر در مقاله‌ای از علل فروپاشی ساسانیان می‌گوید و آرای گوناگون را اجمالی بحث می‌کند و کوتاهی/قصور همه‌شان را در توجیه این سقوط بیان می‌دارد و در پایان، «رأی قاطع» خود را این‌چنین می‌گزارد که علت زوال حکومت ساسانی پیری آن‌ست! با این سخن، خواننده‌ی هوشیار را بپرسش و شاید اعتراض وا می‌دارد: این که بیانی استعاری‌ست!؟ شعرشناسان گویند: آدمی آن‌گاه از «استعاره» بهره می‌برد که راهی سرراست و پوست‌کنده برای بیان چیزی ندارد یا اغراضی جز صرف تبیین دارد! در منطق از تعاریف تمثیلی بعنوان «آخر الدواء» یاد می‌کنند که وقتی نتوان بحد و رسم چیزی را معرفی کرد، چاره‌ای جز «تمثیل» و حتا «مثال» نیست! آیا یارشاطر از روی ناچاری حکومت ساسانی را بپیری فرتوت مانند کرده که مرگش بخاطر کهن‌سالی‌ست؟! این‌بر و آن‌بر کم نشنیده‌ایم و گاه در تذکره‌ها خوانده‌ایم که فلانی در اثر «کهولت سن» درگذشت! وقتی این تعبیر بکار می‌رود که علتی مانند بیماری یا تصادف یا … برای مردنش نیابیم! آیا مقصود یارشاطر چنین زوالی‌ست!؟ پیری نزد او چیست!؟ همین که ساسانی چهارصدواندی سال زمام ایران را بدست داشته، بدو می‌توان گفت: پیرست!؟ آیا هر حکومت دیگر جای ساسانی بود، بحدود این سن که می‌رسید، پیر می‌شد و زوال می‌یافت!؟ بازه‌ی سنی پیری یک سلطنت/حکومت چیست!؟ عثمانی که حدود ۷۰۰ سال و روم شرقی که بتقریب ۱۴۰۰ سال بر مسند بودند! شاید یارشاطر بگوید: پیری دولت‌ها که فقط بسن نیست و مانند انسان‌ها که برخی کم‌تر از سن شناسنامه‌ای خود بنظر می‌رسند و برخی بیش‌تر یا برخی با تغذیه‌ی خوب، ورزش و … جوان می‌مانند، سلسله‌ها نیز چنین‌اند. این‌جاست که باید یارشاطر از علل پیری و حتا پدیداری چون پیری زودرس بحث کند! سخن بسیارست و انگیزه‌ی نگاشتن این یادداشت کوتاه، تنها یاد کردن از پیر برجسته‌ی ایران‌شناسی‌ست که بسرای باقی شتافت.


پاسخ دهید