ترجمه‌ای که پیام رحمان را نرساند!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی برابرنهی رحمان بسمله و بزرگوار در ترجمه‌ی قرآن «علی ملکی»ست.

ترجمه‌ای که پیام رحمان را نرساند!

سجاد هجری

سحرگاه عید گوسفندکشان، توفیق زیارت امام رضا علیه السلام را یافتم. در صحن‌های حرم امن رضوی قدم می‌زدم! بصحن هدایت رسیدم. بنری از تخفیف ۲۰درصدی کتابفروشی بمناسب دهه‌ی ولایت خبر می‌داد. در آن می‌گشتم که در بخش قرآن‌ها چشمم بترجمه‌ی تفسیری و پیام‌رسان «علی ملکی» که آن را خواندنی نامیده، افتاد! پیش‌تر، یکی از دوستان صفحه‌ای از آن را در تلگرام برایم فرستاده بود تا نظر دهم. آن را بمانند استخاره گشودم و از قضا، آیه‌ی بسمله آمد! بسیار شگفت‌زده شدم و بیش‌تر بغضم گرفت؛ زیرا «رحمان» را «بزرگوار» ترجمه کرده بود! احساس کردم با این ترجمه، بدین نام نیک و ارجمند که هم‌ارز الله است (قل ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أیا ما تدعوا …)، جفا شده! آن را خریدم و تصادفی، صفحاتی از آن را خواندم. بنظرم رسید که این ترجمه تحت تأثیر «معانی القرآن» مرحوم استاد بهبودی و با همان فلسفه است؛ ولی استاد بهبودی بسیار هوشمندانه، بسمله را ترجمه نکرده‎‌اند؛ زیرا اصلا و بهیچ‌وجه، ترجمه‌پذیر نیست. ندیدم (یا بیاد ندارم!) جایی ملکی بتأثیرپذیری خود از استاد بهبودی اشاره کرده باشد و حتا در مقالاتش که خواندم (تا آن‌جا که بیاد دارم!)، از ترجمه‌ی ایشان چیزی نقل نمی‌کند که جای شگفتی‌ست! از قدیم، بنام رحمان خدا علاقه و توجه داشتم و بدنبال برابرنهادهایش در فارسی و برخی دیگر از زبان‌ها می‌گشتم:

بخشنده

بخشاینده

مهربان

روزی‌دهنده

رحمت‌گر بر همگان

صاحب رحمت عام

هستی‌بخش

گسترده‌مهر

مهرگستر

همیشه، با خود می‌گفتم که بهترست در ترجمه‌ی رحمان و رحیم بفارسی، از دو واژه‌ی هم‌خانواده بهره بریم (مانند خود رحمان و رحیم که از ریشه‌ی رحم‌اند!) و در این میان، ۱٫ مهر و ۲٫ هستی را می‌پسندیدم و «الرحمن الرحیم» را یا بـ«مهرگستر مهرافزا» یا «هستی‌بخش هستی‌فزا» ترجمه می‌کردم (باید دانست که رحمت با رأفت، عطوفت، لطف، رفق، رقت، شفقت، محبت، حنت و … قریب‌المعناست و حتا با احسان، انعام و افضال نیز هم‌سایگی دارد!).

ملکی در آیاتی گوناگون، رحمان را بفارسی نریخته و برابری فارسی برایش نگزیده و آن را همان رحمان یا خدای رحمان در ترجمه آورده است که نشان‌گر التفات او ببرابرناپذیری این نام در فارسی است؛ ولی چرا آن را در بسمله ترجمه می‌کند و بزرگوار را برابرش می‌آورد!؟ در پاسخ پرسش نخست شاید بسادگی بتوان گفت: زیرا می‌خواهد نخستین آیه‌ی مصحف و هر سوره جز توبه را که پرکاربردترین در زندگی روزمره نیز هست، بی‌ترجمه نگذارد و اجزایش را بفارسی در آرد. شگفت‌زده شدم که ملکی نه در تارگاه و نه در کانال تلگرامی، چیزی در توجیه این برابرنهی رحمان و بزرگوار در ترجمه‌اش از بسمله نیاورده است! با آن‌که نخستین امر نامأنوس و بسیار نقدانگیز برای هر که بخواندن ترجمه‌اش آغاز کند، همین برابرنهی‌ست؛ زیرا دست‌کم، نوست! آیا او در این‌باره تا کنون مورد سوال قرار نگرفته!؟ از مخاطبان عادی تا متخصصان کسی بدین برابرنهی او اشکالی نکرده!؟ رحمان با بزرگوار بی‌نسبت نیست؛ زیرا در پایان سوره‌ی رحمان آمده: «تبارک اسم ربک ذی الجلال والإکرام» که چنان‌چه معمولانه، کرم/کرامت (که با جود، عطاء، وهب، بذل، سخاء و … قریب‌معناست!) را در فارسی بزرگواری ترجمه می‌کنند (برخی «تبارک» را نیز «بزرگوار است» ترجمه کرده‌اند!)، «ذو الإکرام» را می‌توان برابر بزرگوار  فارسی دانست و اگر چه ذی الجلال والإکرام وصف رب‌ست؛ ولی اسم که در این‌جا گویا، همان رحمان‌ست، برب اضافه شده و بی‌ربط با اوصافش نیست! یا در «اقرء باسم ربک الذی خلق خلق الإنسان من علق اقرء وربک الأکرم» نیز اسم گویا، همان رحمان است و بربی که اکرم‌ست، افزوده شده (بطور معترضه بد نیست بگویم که گویا، اسم در «سبح اسم ربک الأعلی» نیز همان رحمان است)! ولی نمی‌توان پذیرفت که بزرگوار را برابر رحمان نهاد؛ زیرا چنان‌چه آمد و رایج نیز هست، بزرگوار برابری نیک برای کریم‌ست. شاید ملکی از آن‌جا که رحمت رحمانی را عام دانستند و این کریم و بزرگوارست که در بخشندگی یا بخشایندگیش کفر و ایمان را نمی‌بیند و گوید: «از ایمانش نپرسید و نانش دهید!»، رحمان را بزرگوار معنا کرده: «ای کریمی که از خزانه‌ی غیب، گبر و ترسا وظیفه‌خور داری//دوستان را کجا کنی محروم، تو که با دشمن این نظر داری» (سعدی)! با همان مبنای ملکی که لزوم پیام‌رسانی ترجمه‌ی قرآن و ترجمه‌ی مرادمحورست، برابرنهی رحمان و بزرگوار در بسمله، توجیه‌پذیر نیست؛ زیرا بزرگوار صرف‌نظر از این‌که ترجمه‌ی متداول کریم‌ست (ملکی در «ما غرک بربک الکریم»، کریم را «بزرگوار» و در «وربک الأکرم»، اکرم را «از همه بزرگوارتر» ترجمه کرده است!)، با بسیاری از ویژگی‌ها و هم‌چنین تعاریف لغت‌نامه‌ای رحمان نمی‌سازد (دقت شود که رحمان در میان اسمای الاهی مانند الله دارای «جامعیت» و «احاطه» است!). ما در فارسی، بزرگوار را بسادگی، برای بسیاری از افراد بکار می‌بریم و حتا برخی دیگران را چونان تکه‌کلامی، با تعبیر «بزرگوار!» خطاب می‌کنند یا کم نیست که در تعارفات، بسیار عبارت «بزرگوارید!» را بکار می‌بریم! در کدام‌یک از این کاربردها و استعمالات می‌توان رحمان را جایگزین کرد یا حتا برای کسی با شنیدن آن، رحمان تداعی می‌شود!؟ بویژه باید دقت شود که نام رحمان دست‌کم، با الف و لام، مختص خداست؛ ولی بزرگوار یک واژه و ویژگی پرکاربرد و تودستی‌ست! سخن بسیارست؛ ولی جا دارد این ترجمان قرآن، توضیح و توجیه خود را برای برابرنهی رحمان و بزرگوار در بسمله، بیان کند تا بتوان با شنیدن/خواندن آن، بهتر درباره‌ی این گزینش، داوری کرد. شوربختانه، امروزه، ترجمه‌ی قرآن کاری بسیار دم‌دستی شده و بسیاری بدان می‌شتابند که البته، این شتافتن هم خوب‌ست و هم بد! من بودم، برای چاپ ترجمه‌ی قرآن سیاست‌هایی مدبرانه می‌گذاردم و قوانینی سخت و کارا وضع می‌کردم و حتا چاپش را بدو مرحله‌ی ترتیب‌مند زمانی ۱٫ خصوصی (حوزوی- دانشگاهی) و ۲٫ عمومی (مردمی) تقسیم می‌کردم. برخی در همان فروشگاه درباره‌ی خریدن یا نخریدن این ترجمه از من پرسیدند و من نیز بدیشان گفتم: اگر چه هنوز آن را نبررسیدم؛ ولی بهترست ترجمه‌های متداول و مشهور قرآن مانند ترجمه‌ی «حسین استادولی» را (که در فروشگاه بود!) بخرید!

پس‌نوشت: برخی مانند مرحوم «سید ابوالفضل برقعی» در «تابشی از قرآن»، «الرحمن الرحیم» را «رحمن رحیم» آوردند و تنها الف‌ولام‌شان را حذف کردند. او این دو صفت را سبب و منشأ نزول آیات الاهی می‌داند.


پاسخ دهید