تاریخ مردمی و بهانه پیش‌رفت!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی برخی نگره‌های «هاوارد زین» در کتاب «تاریخ مردمی آمریکا»ست.

تاریخ مردمی دربرابر بهانه‌ی پیش‌رفت!

برخی ناشران خوش‌قریحه‌اند! آن‌ها را مثلا، از پشت جلد کتاب‌ها می‌توان شناخت. «تقریظ» نویسنده‌ی یهودی چپ‌گرای آمریکایی، «هاوارد فاست»، را «کتاب‌آمه» بر پشت جلد «تاریخ [مردم/مردمی] آمریکا» ببینید: «… کتابی عالی – کتابی که هر دانشجوی آمریکایی و غیر آن برای شناخت کشورش و تاریخ واقعی آن و ساختن آینده‌ای بهتر برای آن باید بخواند» که انتخابی نیک و بجاست؛ زیرا در آن، گویا فاست پاسخی استوار بپرسش «چرا باید تاریخ کشورمان را بخوانیم!؟» داده است: «برای ساختن آینده‌ای بهتر برای آن»! پیچیده نیست؛ زیرا «شناخت [وضع موجود] کشور» در خواندن تاریخش است و آن، شرط لازم هر گونه آینده‌پژوهی و شناخت آینده‌های ممکن، محتمل و مطلوب (وضع مطلوب) و محتمل ساختن آینده‌ی مطلوب است! کتابی ۱۰۰۰صفحه‌ای! مگر آمریکای نوظهور که آن را ینگه‌دنیا گویند، این‌قدر تاریخ دارد!؟ هم‌نام فاست، «هاوارد زین»، آن را نگاشته! تاریخ‌نگاری اهل سیاست! خشونت و استکبار اروپایی- کلمبی را در همان دو صفحه‌ی نخست کتاب می‌توان آشکارا، از زبان جد اعلای آمریکاییان یا همان «فاتح آمریکا» («فتح آمریکا» تعبیری‌ست از «تزوتان تودوروف») دید: «… ما با یک سپاه پنجاه نفری می‌توانیم همه‌ی آنها را مغلوب سازیم و مجبورشان کنیم تا هر کاری را که ما بخواهیم انجام دهند (رسم‌خط نگه‌داشته شده!)» و «به محض آنکه به جزایر هند [غربی] رسیدم، در اولین جزیره عده‌ای از بومیان را به‌زور اسیر کردم تا قدرتم را نشان دهم و …»! استعمار و استثمار در این کتاب پررنگ است! بسیار می‌توان از این کتاب گفت و این کتاب پرست از «کلمات قصار»ی مانند «سلطه‌ی مطلق به خشونت و بی‌رحمی مطلق منجر می‌شود» و تحلیل‌های ارزنده؛ ولی برای من تاریخ‌خوان، هیچ چیز باندازه‌ی لب لباب تاریخ‌نگاری متعارف از نظر زین تأمل‌برانگیز و جذاب نیست! بگذارید این لب لباب را «بهانه‌ی پیش‌رفت» بنامم که با آن هر کنش و رفتاری را توجیه می‌کنند! او ناظر بدان‌چه از جنایات «کریستف کلمب» نقل کرده، می‌نگارد: «اما این به‌راحتی پذیرفتن شرارت‌ها و بی‌رحمی‌ها به‌عنوان بهای اسف‌انگیز اما واجبی که باید برای پیشرفت و ترقی پرداخت (…) هنوز هم در اندیشه ما باقی مانده است (رسم‌خط نگه‌داشته شده!)» یا می‌گوید: «… پذیرش خاموش فتح و خونریزی و کشتار تحت لوای پیشرفت و توسعه» که این لب لباب را پیامد نگاه بگذشته از عینک حکومت‌ها و سیاست‌مداران می‌داند و می‌نویسد: «… که در آن وقایع گذشته از دیدگاه حکومت‌ها، فاتحان و اشغالگران، سیاست‌مداران (دیپلمات‌ها) یا رهبران بیان می‌شود» که «هنری کیسینجر» در «دنیایی بازسازی‌شده» آن را در یک عبارت خلاصه کرده: «تاریخ حافظه‌ی دولت‌هاست»! زین این نگاه را نقد می‌کند و باور دارد که تاریخ باید حافظه‌ی مردم باشد: «تاریخ مردمی» که در عنوان کتابش نیز هویداست! پیش‌تر، در یادداشتی کوتاه، کمی از «تاریخ مردم/مردمی» در همین «پیشینه» نگاشتیم! کتاب زین خواندنی و بسیار درس‌آموزست. زین از «خلاقیت تاریخ» و پیش‌بینی‌کنندگیش می‌گوید و آن را در گروی «بینش مردمی» تاریخ می‌داند: «اگر تاریخ قرار است خلاق باشد و آینده‌ای محتمل را بدون انکار کردن گذشته پیش‌بینی و تسریع کند …»! آیا او «محرک تاریخ» را مردم می‌پندارد نه دولت‌ها که دیدگاه مردمی در تاریخ‌نگاری را شرط خلاقیت و پیش‌بینی‌کنندگی تاریخ می‌داند!؟


پاسخ دهید