تاریخ: «دروغ رسمی»!؟

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی دو تعریف تاریخ در «فرهنگ توفیق» که در آن پرسش‌هایی اندیشه‌انگیز طرح شده است.

آیا تاریخ «دروغ رسمی»ست!؟

مستند خوش‌ساخت «قائم مقام» را از تلوزیون دیدم و اتفاقی و ناعمدانه، پس از آن، فرهنگ توفیق را برگ زدم! آن را دوستی قدیم، از دانشجویان دانشگاه تهران، تهیه کرده! «فرهنگ توفیق» را دیده‌اید!؟ با عنوان فرعی «نخستین دیکسیونر فکاهی دنیا» که خودش طنز و فکاهی‌ست؛ زیرا دیگران در عصر نو (زیرا «تعریفات/ده‌فصل» عبید زاکانی از همه قدیم‌ترست!)، در این‌باره، گوی سبقت را از ما ربودند و برای مثال، «فرهنگ شیطانِ» سرباز و روزنامه‌نگار آمریکایی، «آمبروز بیرس»، در دو دهه‌ی پایانی سده‌ی نوزدهم، پراکنده و هفتگی، نگاشته و چاپ می‌شد و در سال ۱۹۰۶، شصت سال پیش از فرهنگ توفیق، یک‌جا بچاپ رسید! فرهنگ توفیق بروان پاک استاد دهخدا، پدر فرهنگ زبان فارسی، تقدیم شده و جمال‌زاده‌ی خوش‌قلم، پیش‌کسوت مکتب فکاهی‌نویسی در ایران، بر آن، دیباچه‌ای نگاشته که خواندنی‌ست. این فرهنگ پرست از کاریکاتور و بترتیب حروف الفبا در دو جلد تنظیم و چاپ شده! نمونه‌وار، واژه‌هایی گوناگون را در این فرهنگ جستجو کردم! گاهی می‌پندارم که بسیاری از این طنزینه‌ها، نگاه مردم را می‌نمایاند. در میان واژه‌های این فرهنگ، زیر حرف ت/تاء/تای منقوطه، لفظ «تاریخ» با دو تعریف حضور دارد که گویی، نخستین تعریف «تاریخ ثبوتی» و دیگری «تاریخ اثباتی» را گویاست! «تاریخ: کتابیکه هزار مؤلف دارد (رسم‌خط نگه‌داشته شده)» نخستین تعریف‌ست که در آن، (جهان/رخ‌دادهای) گذشته بکتابی مانند شده که گذشتگان چونان مؤلفانی آن را نگاشته‌اند. «تاریخ: دروغ رسمی!» است که با علامت تعجب پایان یافته! کم نیست که در تاکسی و نزد مردم کوچه‌وبازار می‌شنویم که «تاریخ یک مشت دروغ»ست! البته، این مردم همان‌هایند که بسیاری از گزاره‌ها را درباره‌ی گذشته و گذشتگان بسادگی، باور کردند و با یقین، می‌پراکنند! همان‌ها که همیشه، گرفتار خرافات و شایعات‌اند؛ ولی چون بعنوان عام تاریخ می‌رسند، نیچه‌وار یا چخوف‌مانند آن عبارت و مانندهایش را سربلندانه، بر زبان می‌آورند! این تهافت را چگونه باید توجیه کرد!؟ راست‌ودروغ برای خبرست و دروغ رسمی، تعریف آن‌هاست که درباره‌ی گذشته گفته شده! ولی چرا رسمی!؟ اگر بیاد داشته باشید، در همین پیشینه، یادداشتی درباره‌ی افوریسمی از ناپلئون منتشر کردم که تاریخ را روایتی از گذشته می‌دانست که مردم در آن توافق دارند! توافق مردم را منشأ «رسمیت» و «اعتبار» دانستم! این‌جا نیز سخن از رسمیت است. گویی، تاریخ دروغی‌ست که همه آن را باور کردند و پذیرفته‌اند! برخی، افوریسم ناپلئون را همین‌گونه نقل کرده‌اند. باید پرسید که با آگاهی از دروغ بودنش، باور دارند یا ناآگاه از آن!؟ که بسیاری خواهند پرسید: مگر می‌شود بدان‌چه می‌دانیم دروغ است، باور داشته باشیم!؟ پرسشی دشوار با پاسخ‌هایی گوناگون! شاید کسی رسمیت را بروایت حکومت‌ها از گذشته اسناد دهد و از رسمیت‌بخشی بعنوان حق حکومت‌ها سخن گوید که بی‌گمان، دست‌کم، آن روایت‌ها نیز باواسطه (و بتبع پذیرش حکومت‌ها)، از سوی مردم پذیرفته شده است. پیش‌ترها بدوستانم می‌گفتم: بروایت نهاد قدرت از گذشته باید «سوء ظن» داشت که دوستی بدرستی، افزود: بروایت آن‌ها نیز که در پی قدرت‌اند، باید بی‌اعتماد بود! آن تهافت را که یاد شد، بسنجید با آمیزه‌ی «دروغ آگاهانه باورشده»! این برایم جالب بود که کانال تلگرامی قائم مقام، پس از پخش مستند، نامه‌ای انتقادآمیز با عنوان «اعتراض به تحریف تاریخ» خطاب بمدیر صداوسیما نگاشته و نکاتی را بهمراه حق قانونی خود یادآور شده! چقدر تاریخ بغرنج و تنش‌زاست! جا دارد بپرسیم: چگونه از «تنش تاریخ» جلوگیری کنیم!؟

پس‌نوشت: همه می‌دانند که این یادداشت هیچ گرایشی ندارد و تنها گویای بغرنجی و تنش‌زایی خانمان‌سوز تاریخ‌ست!

«آمبروز بیرس» در کتاب خواندنی و ارزنده‌ی «فرهنگ شیطان»، درباره‌ی تاریخ می‌نویسد: «گزارشهایی غالباً دروغ از رویدادهایی غالباً بی‌اهمیت. این گزارشها را زمامدارانی تهیه می‌کنند که اغلب در شمار رجاله‌هایند و نظامیانی که غالباً در زمره‌ی ابلهان» که البته، بویژه با توجه بکتاب‌های تاریخ، شاید بتوان گفت: گذشته را نیز این دو دسته ساخته‌اند!


2 پاسخ به “تاریخ: «دروغ رسمی»!؟”

  1. سلام. یعنی چه تاریخ بغرنج و تنش‌زاست؟

پاسخ دهید