تاریخ‌التفاتی در افسانه‌ی سه برادر!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه بقلم جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی جایگاه تاریخ در سریال «افسانه‌ی سه برادر» است!

تاریخ‌التفاتی در افسانه‌ی سه برادر!

 

چندی‌ست که سیمای ایران، سریال «افسانه‌ی سه برادر» (سه پادشاهی/امپراتوری) را عصرهای هر روز، پخش می‌کند. از کودکی با این «داستان تاریخی» آشناییم! عروسکی، کارتونی و فیلم‌ش را دیدیم. از میراث‌های تاریخی و ارزنده‌ی تمدن بزرگ چین‌ست. همیشه، چین برایم گیرا و پرشکوه بوده! هنر و خط چینی نیز برایم بسیار رازآمیزست. یک بار آهنگ یادگیری زبان چینی کردم؛ ولی چندی نینجامید که شورش فرونشست! می‌گویند: «چین» تا چندی دیگر، «ابرقدرت» جهان‌ست! من همیشه، با این سخن موافق نبودم؛ زیرا چین امروز را دور از «تمدن» کهنش می‌بینم و «علم‌وفناوری»ش را نیز سطحی می‌پندارم و از همه مهم‌تر، «عدالت» را در آن حتا در ظاهر، کم‌رنگ می‌شمارم و در کل، نگاه مائوگرایانه‌ی عدالت را نادرست می‌دانم! چقدر «کلمات قصار» درس‌آموز در این سریال‌ست! با دیده‌ی آموختن و بهره بردن آن را دنبال می‌کنم. دانش سیاست و جنگاوری در آن موج می‌زند. گویی، شبحی از «دائو دِه جینگ» (تائو تِه چینگ = دفتر راه راست و انگیزه‌ی درستی و هنر/فضیلت!) را بنمایش کشیده‌اند! گویا، تائوگرایان (تائوئیست‌ها) نقشی سیاسی در آن دوران بازی کردند و شورش مهم دستمال/دستار/کلاه‌زردها از آن‌ها ریشه گرفته و پشتیبانی می‌شده! آن‌چه مرا بنگاشتن این یادداشتک واداشت، حضور «تاریخ» در آن‌ست! استدلال بتاریخ و عبرت‌گیری از گذشته را در این سریال بخوبی می‌توان دید! بسیار می‌شود که نام امپراتوران و سرداران برای «الگوگیری» و هم‌چنین «توجیه» برخی از راه‌بردها یا رفتارها برده می‌شود. برخی مقولات «فلسفه‌ی تاریخ» نیز در آن پربسامدست! این‌که هر سلسله‌ای را ظهور و سقوطی‌ست ناگزیر و طبیعی، چونان ترجیع‌بندی برای کنار زدن امپراتوری «هان» و بنیان‌گذاری سلسله‌ای نو، بارها در این سریال، از سوی افرادی گوناگون، تکرار می‌شود. از سوی دیگر، در این سریال، سنت‌ها چقدر مهم‌اند و احترام بنیاکان و مردگان بسیار بنیادین! «قربانی» جایگاهی بس گران دارد! در کل، دین در آن پررنگ است. بشاه‌زادگان تاریخ می‌آموزند و آن‌ها را در تاریخ می‌آزمایند. مشاوران راه‌بردشناس جایگاهی بس بلند و والا حتا برتر از سرداران دارند و گویی، «رقابت» اصلی میان آن‌هاست و جنگ، «جنگ راهبردها»! مانند اندیشکده‌های امروزین در جهان که من آن‌ها را برابر think tank، «گردونِ اندیشه» نامیدم! گردون/گردونه ارابه‌های جنگی کهن ایرانی‌ست که معمولانه، دو اسب دارد و یک یا دو کمان‌دار بر آن سوارند! چقدر مردمان این سریال تقدیرگرایند و بدنبال نشانه‌ها و نشانگان! در این‌که تاریخ و «تقدیر» چه نسبتی دارند و تقدیر چه جایگاهی در تاریخ دارد، بسیار می‌توان داد سخن داد؛ ولی لغت تاریخ که بمعنی «توقیت»ست و «ذلک تقدیر العزیز الحکیم» و هم‌چنین «قدرناه منازل» برای میزان زمان، ذهن‌ها را بخود مشغول می‌کند! تو گویی که تقدیر و تاریخ دو چیز نیستند! این سریال را ببینید؛ ولی بدانید که پایانی خوش ندارد؛ زیرا در پایان، کار بدست بدترین پادشاهی می‌افتد و اوست که بر دیگران پیروزست! اگر چه آن را «عاشقانه‎‌ی سه پادشاهی» که «رومانس/رُمَنس» (عشق‌نامه) را بذهن می‌آورد، نامیدند؛ ولی گویی، این سریال «تراژدی» (غم/سوگ‌نامه)ست؛ زیرا قهرمانان اخلاق‌مدارش می‌میرند! پیش‌ترها، بارها «کاثارسیس» (روان‌پالایی) را که پیامد تراژدی‌ست، گونه‌ای عبرت دانستیم! پرسشی که رخ می‌دهد، این‌ست که در فلسفه‌ی تاریخ چینی، «پایان تاریخ» چگونه است!؟ پیروزی از آن کیست!؟ و از این دست پرسش‌ها …! بسیار دوست دارم که در حکمت‌ها و فلسفه‌های شرقی تحقیق کنم! اگر چه سخت است؛ ولی شاید این سریال مرا بدان بیانگیزاند.

پس‌نوشت: «احسان یارشاطر» در «پیدایش دوباره‌ی هویت ایرانی پس از گرویدن به اسلام» که در مجموعه‌ی «برآمدن اسلام» منتشر شده، «پیری» را علت اصلی زوال سلسله‌ی ساسانی در ایران می‌داند. گویا، آن‌که/چه پیرست، بمرگ نزدیک‌ست! در این سریال نیز پشت هم بپیری و کهولت سلسله‌ی هان و ضرورت تأسیس سلسله‌ای نو اشاره می‌شود.


1 پاسخ به “تاریخ‌التفاتی در افسانه‌ی سه برادر!”

  1. چه زیبا از پس حرفهای معمولی درباره‌ی یک سریال و تاریخ و حرفهای جسته گریخته‌ی دیگر، درباره‌ی حال و وضع امروز خودمان حرف میزنید

پاسخ دهید