کدام ترجمه بهترست!؟

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه بقلم جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی دو ترجمه‌ی فارسی کتاب پیش‌تاز و پرجنجال «الإسلام وأصول الحکم» از «علی عبدالرازق» مصری‌ست!

کدام ترجمه بهترست!؟

 

بیاد دارم که در نیمه‌ی دوم دهه‌ی ۸۰ خورشیدی در «کانون اندیشه‌ی جوان» بکار ارزیابی طرح‌نامه‌ها و کتاب‌های آن می‌پرداختم که بد نیست همین‌جا بگویم: دوستان از روی مزاحی که ریشه در واقعیت داشت، می‌گفتند: هر کتابی را که هجری در ارزیابی رد کند، پس از انتشار، کتاب شمارگانی بسیار می‌یابد و بچاپ چندم می‌رسد و در یک کلمه، پرفروش می‌شود و هر کتابی در ارزیابی هجری، پذیرفته شود و نمره‌ای خوب بگیرد، اگر چاپ بشود، خریداری ندارد و در همان چاپ نخستش می‌ماند! شاید شگفت‌زده شوید که چگونه می‌شود کتابی رد شود؛ ولی بچاپ برسد! جای شگفتی نیست؛ زیرا چیزهایی دیگر مانند «روابط» و … در چاپ مؤثرترند تا ارزیابی علمی- تخصصی! خاطرات در این‌باره بسیار دارم که اکنون، ناگفتنی‌ست؛ ولی یکی را می‌گویم که شنیدنی‌ست. پس از فتنه‌ی ۸۸ که بنظرم اضلاعی فراوان داشت و مقصرانی بسیار از گروه‌های گوناگون، کتابی با همین نام فتنه برای ارزیابی بمن سپرده شد که من با قاطعیت فراوان آن را رد کردم؛ زیرا بجز مشکلات اخلاقی، اشکالات قرآنی و تفسیری فاحش نیز داشت؛ ولی نگارنده حتا زیر بار اصلاحات ما نیز نرفت و آن، با شمارگانی بسیار بچاپ چندم که شاید اکنون از ۱۰ گذشته باشد، رسید! دوستان البته، می‌گفتند: این کتاب را بیش‌تر، سازمان‌ها و نهادها می‌خریدند و توزیع می‌نمودند! نمی‌دانم واقع قضیه چه بود؛ ولی گویا، افرادی بزعم خویش، با احساس «وظیفه‌ی انقلابی»، آن کتاب پراشکال را بچاپ رساندند! خدا بما «بصیرت» (-ِ حقیقی!) دهد تا بدرستی، وظایف‌مان را دریابیم. بگذریم! یکی از آرزوهای من در انتشار کتاب‌های کانون آن بود که یا «ترجمه‌ی قرآن»ی برگزیده شود و همه‌ی نویسندگان موظف شوند که در کتاب‌های خود، ترجمه‌ی آیات را از آن بیاورند و بدان ارجاع دهند، یا دست‌کم، هر نویسنده، ترجمه‌ای شایسته و بنام از قرآن را برگزیند و مبنا قرار دهد و در درامد نیز بدان اشاره کند؛ ولی هیچ‌گاه با وجود پیگیریم و تکرار این پیش‌نهاد، چنین رخ نداد و من همیشه، افسوس می‌خوردم! در ضرورت این مهم نمی‌خواهم قلم‌فرسایی کنم؛ زیرا برخی وجوهش، بر همگان روشن و آشکارست! امروز، مترجمی پیش‌کسوت مرا بیاد این آرزوی دیرینه‌ام انداخت. «امیر رضایی» در سرآغاز برگردان فارسی کتاب تاریخ‌ساز «علی عبدالرازق»، چنین می‌نگارد: «ترجمه تمامی آیات قرآن را که در پانوشت آورده‌ایم، از استاد محمدمهدی فولادوند برگرفته‌ایم (رسم‌خط نگاشته شده!)» که سدآفرین بدیشان! چاپ نخست این ترجمه، بسال ۱۳۸۰ شده که بیاد دارم در آن دوران، ترجمه‌ی قرآن فولادوند در مجامع دانشگاهی، نام‌ور و پُرطرف‌دار بود! بگذریم! غرضم از نگاشتن این یادداشت چیزی دیگرست. «الإسلام وأصول الحکم» نام کتاب بحث‌انگیز و معرکه‌ساز علی عبدالرازق مصری‌ست که پس از زوال «خلافت عثمانی» نگاشته و بسال ۱۹۲۵، چاپ شد. درباره‌ی این کتاب پیش‌تاز و انتقادی، سخن فراوان‌ست که این زمان بگذار تا وقت دگر؛ ولی باید دانست که آن را دو ترجمه در فارسی‌ست که یکی را چنان‌چه یاد شد، امیر رضایی بسال ۱۳۸۰، در «قصیده‌سرا» منتشر کرده و دیگری را «محترم رحمانی» و «محمدتقی محمدی» بسال ۱۳۸۲ و در نشر «سرایی»، با مقدمه و نقد مفصل «محمد عمّاره»، بچاپ رسانده‌اند (هر دو در دوران تفوق نسبی «اصلاحات» منتشر شده و مناسب آن فضاست!). امیر رضایی آن را از ترجمه‌ی فرانسویش که «عبدو فیلالی انصاری» بسال ۱۹۹۴ انجام داده، بفارسی برگردانده و «اسلام و مبانی قدرت» نامیده (که در بکار بردن واژه‌ی «قدرت» می‌توان توجیهاتی آورد)؛ ولی رحمانی و محمدی آن را مستقیمانه، از متن اصلی تازی گزارش و «اسلام و مبانی حکومت» عنوان داده‌اند. هر کس دو عنوان را ببیند، در قیاس با عنوان اصلی تازی، «الإسلام وأصول الحکم»، شاید بذهنش چنین متبادر شود که دومین ترجمه دقیق‌تر از نخستین است. من نیز اجمالی، چنین برداشتی داشتم؛ ولی این برداشت زودهنگام‌ست؛ زیرا یکم آن‌که (اولا،) عنوان‌گذاری بر کتاب و حتا فیلم، بجز وفاداری بعنوان زبان اصلی، وجوه و نکاتی فراوان دارد (که گاه در مقدمه/درامد/دیباچه‌ی ترجمه‌ها بدان اشاره می‌کنند!) و دوم این‌که (ثانیا،) جا دارد که تنها، نخستین صفحه‌ی ترجمه‌ی کتاب را از آن دو بخواند و با متن اصلی عربی بسنجد تا روشن شود که این داوری چندان درست نیست و شگفت‌انگیز آن‌ست که ترجمه‌ی باواسطه، در بسیاری از مواضع، از آن بی‌واسطه بهترست. شاهدی از همان صفحه‌ی نخست می‌آورم:

متن اصلی عربی: «شرعت فی بحث ذلک کله منذ بضع سنین ، ولا ازال بعد عند مراحل البحث الاولی ، ولم اظفر بعد الجهد الا بهذه الورقات ، اقدمها علی استحیاء ، الی من یعنیهم ذلک الموضوع (رسم‌خط نگه‌داشته شده!)»

ترجمه‌ی فارسی رضایی: «سالهاست که این پژوهش را آغاز کرده‌ام، با وجود این امروز احساس می‌کنم که در این خصوص هنوز در مراحل مقدماتی هستم. بعد از تلاشهای زیاد موفق شدم که این چند ورق را بنگارم، و به کسانی که این موضوع برایشان جالب است، با فروتنی تمام عرضه کنم»

ترجمه‌ی فارسی رحمانی و محمدی: «از سال‌ها قبل که این بحث را شروع کردم و مراحل اولیه تحقیق آن را گذراندم، تلاش پیگیری به خرج دادم که نتیجه آن همین دست نوشته‌هاست که هنوز برای حیات بخشیدن به آن و تفسیر موضوعاتش تلاش می‌کنم»

برای کسی که اندک آشنایی با زبان تازی دارد، دوری و کاستی ترجمه‌ی دوم بسیار آشکارست و نیازمند توضیح نیست! اگر چه ترجمه‌ی دوم این «امتیاز» را دارد که مقدمه و نقد محمد عماره را نیز آورده و در حقیقت، ترجمه‌ی کتاب «معرکه الإسلام وأصول الحکم» اوست؛ ولی هنوز نسخه‌های  چاپ نخستش در بازار موجودست و بچاپ‌های بعدی نرسیده؛ ولی ترجمه‌ی نخست در سال ۹۱، چاپ سوم یافته که شاید یکی از علت‌هایش همین بی‌دقتی و کم‌کیفیتی دومین باشد! البته، مترجم نخستین و گویا، نشرش که با هم‌کاری نشر «آشیان» آن را بچاپ رسانده، بنام‌ترست! این خود «عبرت»ی‌ست که تنها با عنوان داوری نکنیم و بیش‌تر بررسیم!


پاسخ دهید