سنهوری و راه‌کاریابی از تاریخ!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، در معرفی نگاه تاریخی «عبدالرزاق سنهوری»، حقوق‌دان بزرگ مصری، در کتاب «فقه حکومت اسلامی و تحول آن» است.

سنهوری و راه‌کاریابی از تاریخ!

 

سنهوری را از دانشکده‌ی الاهیات می‌شناسم! آن‌گاه که بارها نامش را با شگفتی و بزرگداشت، از دانش‌جویان «فقه و مبانی حقوق» شنیدم. کنجکاو شدم که این حقوق‌دان تازی را که چشم آن دانش‌جویان را پر کرده بود، بشناسم! او «عبدالرزاق سنهوری»، زاده‌ی اسکندریه‌ی مصر، است! درباره‌اش کمی خواندم و کتاب بزرگ چندجلدیش، «الوسیط فی القانون المدنی»، را چندبار برگ زدم. مدتی بدنبال کتاب «مصادر الحق فی الفقه الإسلامی» او در فضای مجازی بودم که نیافتم! بیاد دارم که برخی استادانم در قم، کتاب‌های ایشان را می‌خواندند و حتا از آن در درس، نقل می‌کردند. از چند سال پیش، بارها کتاب «فقه حکومت اسلامی و تحول آن» را که ترجمه‌ی فارسی رساله‌ی دکتری «علوم سیاسی» ایشان که عنوان تازیش «فقه الخلافه وتطورها لتصبح عصبه أمم شرقیه» است و بسال ۱۹۲۶ در دانشگاه «لیون» فرانسه دفاع شده، در کتاب‌فروشی‌ها دیدم؛ ولی آن را که نشر نی بچاپ رسانده، تا دو ماه پیش نخریدم! «حکومت اسلامی» همیشه، از دغدغه‌های نظری و عملیم بوده! از قضا، در نمایشگاه کتاب امسال، «ساختار منطقی اندیشه سیاسی اسلامِ» حسن عباس حسن را از بوستان کتاب قم خریدم و بیش‌وکم، با آن ور می‌روم! کتاب‌هایی ارزنده‌اند که خواندنش را بدیگران سفارش می‌کنم. شاید بیاد آورید که در پیشینه، بارها در باب بهره‌گیری از تاریخ در سیاست‌پژوهی و حکم‌رانی سخن رفت و هم‌چنین «تاریخ کاربردی» را در یاری بیک دوست نگاشتم؛ سنهوری نیز در کتاب مستطابش در فقه حکومت اسلامی، چنان‌چه از بکار رفتن واژه‌ی «تحول» در عنوانش نیز می‌توان دریافت، بتاریخ نیز پرداخته و از آن بهره گرفته است. او خود در مقدمه چنین می‌نگارد: «در این پژوهش، موضوع خلافت را از دو دیدگاه نظری و تاریخی، بررسی کرده‌ام (رسم‌خط نگه‌داشته شده)» و چند بند دیگر در توضیحش این‌گونه می‌نویسد: «اما در بخش تاریخی این مطالعه، توجه ویژه‌ای داشته‌ام تا اطلاعات موجود در کتاب‌های مسلمانان و اروپاییان را در خصوص این موضوع استخراج کنم و از تفصیلات و جزئیاتی که ممکن است مانع دست یافتن به نتایج مشخص شود بپرهیزم» که نشان‌گر بهره‌گیری هدف‌مندانه‌ی او از اخبار تاریخی‌ست. آن بیت‌الغزلی که سنهوری درباره‌ی دیدگاه تاریخی در کتابش می‌گوید و نظرها را بخود جلب می‌کند، این‌ست: «هدفهم از بررسی تاریخی، دست یافتن به راه‌حل‌های عملی بوده است» که نگاه او بتاریخ را نمایان می‌سازد؛ یعنی او باور دارد که می‌توان از تاریخ برای امروز بهره‌ها برد و از آن، راه‌کار بدست آورد که آن چیزی جز «عبرت‌آموزی» از تاریخ نیست. او سپس می‌گوید: «این کار مرا به آن‌جا رساند که به پیشنهادهایی دست یابم که شاید عده‌ای آن‌ها را آرزوهای غیر واقعی بپندارند» و زبان‌زد پرمعنای «آرزوهای امروز، حقایق فردا» را که قاعده‌ای برای آینده‌پژوهان است، در کاستن دورپنداری/استبعادها می‌آورد. سنهوری که نگاهی تاریخی دارد، گویا، «تمدن»ی نیز می‌اندیشد؛ زیرا در کتابش از تمدن سخن می‌راند و اسلام را تمدن‌ساز می‌نمایاند: «به‌علاوه اسلام، علاوه بر جنبه‌های دینی، خود تمدن و تمدن‌ساز است» که میان دید تاریخی و نگاه تمدنی معمولانه، ملازمه‌ای انکارناپذیرست. سنهوری آرزوی احیای عظمت اسلام را دارد: «آیا اسلام به‌عنوان عامل اساسی نهضت ما عظمت خود را باز خواهد یافت؟ آیا دوباره خواهیم سرود: هویت شرق از اسلام است و اسلام از آن شرق است؟» و کسی که چنین است، داشتن نگاه تاریخی و دید تمدنی (روی‌کرد/بینش/نگاه تمدنی) برایش ضروری‌ست. نیاز بیادآوری نیست که قانون و حقوق در تحقق این آرزوی بزرگ چقدر بنیادی و مهم‌ست و باید دانست که سنهوری را پدر حقوق جهان عرب پندارند؛ زیرا افزون بر شاگردپروری و کتاب‌نویسی، بکار قانون‌نگاری در برخی کشورهای عربی می‌پرداخته و قانون اساسی و قوانین مدنی آن‌ها از باقیات‌الصالحات اوست. برای سنجش مدعای او در مقدمه‌ی کتاب، خواندنش را پیش‌نهاد می‌دهم!


پاسخ دهید