اندیشه‌گردون و think tank!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، درباره‌ی برابرنهاد فارسی و تازی think tank است.

«گردونِ اندیشه» برابرنهادی برای ثینک تنک!

 

چندی پیش، با برخی دوستان از پدیدار نام‌آشنای think tank سخن رفت؛ زیرا در کاری، بنگره‌ای رسیده بودند که درش آن بنیادین بود! گفتند: بکسی نگو! و گر نه می‌نگاشتم که چیست! من نیز پیش‌نهاد دادم که «تاریخ» آن را عبرت‌پژوهانه، در جهان و ایران بررسند و پژوهند. در این راستا، من کمی از برابرنهادهای این آمیزه در ایران گفتم و نوشتم که آن را برای بهره‌ی خوانندگان «پیشینه» و سنجشش می‌آورم:

 

«جالب‌ست که ویکیپدیا آمیزه‌های «اندیشکده»، «اتاق فکر» و «کانون تفکر» را برابر think tank نهاده؛ ولی واژه‌نامه‌های معتبر و عمومی هزاره/حق‌شناس و پویا/باطنی بترتیب، واژه‌های «هسته‌ی مشاوران»/«گروه متفکران» (هزاره) و «مجمع محققان»/«گروه مشاوران» و «مؤسسه‌ی تحقیقات» (پویا) را برابرش نهادند و این جالب‌ست که واژه‌نامه‌ی آریان‌پور که بطور زمانی، مقدم بر آن‌هاست، مدخل think tank را گویا، ندارد که می‌تواند نشان کم/ناکاربردیش در آن دوره حتا در زبان انگلیسی باشد! هم‌چنین واژه‌نامه‌ی آزاد در کنار «اندیشکده»، «مرکز تولید فکر»/«مرکز تولید طرح و استراتژی» را معادلش گذاشته و برخی دیگر، «خانه‌ی اندیشمندان» را بجایش در فارسی، بکار برده‌اند! یعنی آن‌چه اکنون میان ما متداول شده، در واژه‌نامه‌ها هنوز نیامده! باید دید چه کس/کسانی نخستین‌بار عبارت اندیشکده را برابر لفظ خارجی بهره بردند! «کانون اندیشه‌ی جوان» اگر چه کارش آن‌چنانی (اندیشکده‌ای) نیست؛ ولی باید دید نامش را از آن تعبیر خارجی گرفته یا نه! هیچ‌کدام از لغت‌نامه‌های دهخدا، عمید و معین، لفظ اندیشکده را ندارند که نشانه‌ی آن‌ست که بسیار متأخرست! «هیأت اندیشه‌ورز» را نیز بنسبت، تازه‌تر بکار بردند و اگر اشتباه نکنم، رهبری نخستین‌بار از این ترکیب بهره بردند! برخی دوستان ما از لفظ «حسینیه» بهره می‌برند! نمی‌دانم! گویا، اندیشکده واژه‌ای مصوب در «فرهنگستان» نیست! برخی، از آمیزه‌های «کارگاه فکر و ایده‌پردازی»، «نهاد مولد اندیشه»، «مرکز ایده‌پردازی»، «اندیشگاه»، «کرسی فکر»، «مخزن اندیشه» و … بهره بردند! جای بررسی و پژوهش دارد! من گاهی با خود می‌گویم که چون tank (تانک) یک زبان‌زد/اصطلاح نظامی نیز هست و گویا، think tank ریشه در نهادهای نظامی نیز دارد، بد نیست در فارسی واژه‌ای بکار رود که این جهت را نیز برساند! «ارابه» واژه‌ای نیک‌ست: «سکندر بفرمود تا جاثلیق//بیاورد ارابه و منجنیق» (منسوب بفردوسی)! «فرهنگ نظام» داعی‌الاسلام در توضیح «تانک» (جنگی) از واژه‌ی «ارابه» بهره برده است (دهخدا و عمید نیز چنین گفته‌اند)! …  «ارابه‌ی اندیشه»! البته، بسیاری از لغت‌نامه‌ها ارابه را برابر گردون/گردونه که لفظی کهن و گویا، از آنِ ایران باستان است، گذاشته‌اند. این‌گونه می‌توان گفت: «گردونه‌ی اندیشه»! که با «گرد آمدن» اندیشمند/اندیشه‌ورزان درش (میزگرد) مناسبت نیز دارد! بچَرخ و هر چیز گرد/دایروی مانند «فلک»، گردون/گردونه می‌گویند و می‌دانیم که «دایره/دائره» بمعنای انجمن، اداره، بنیاد و سازمان (و بویژه سازمان حکومتی- دولتی!) نیز فراوان بکار می‌رود که همه‌اش بر پدیدار think tank اطلاق‌پذیرست. هم‌چنین برابر «تینک تنک» می‌توان گفت: «اندیش/اندیشه‌گردون» که گردون در آن چونان تلفظ عامیانه و محاوری گردان از مصدر گرداندن، پسوند «اسم فاعل/صفت فاعلی»ساز، است و معنای دگرگونی را دربر دارد و اشاره بِدگراندیشی، نواندیشی و در کل، نوآوری دارد که در اندیشکده‌ها یافت می‌شود. اکنون در کشور، نهادهایی با نام اندیشکده و اندیشگاه یافت می‌شود که اصلا، ثبت نشده و من نمی‌دانم که آیا این دو عنوان بطور رسمی برای ثبت وجود دارد یا نه! در تازی نیز «خلیه التفکیر» بکار می‌رود که «خلیه» معانی گوناگونی از کندوی عسل تا کشتی بزرگ دارد! هم‌چنین آمیزه‌ی «بیت الخبره» نیز در تازی بکار می‌رود! پیش‌تر، در تازی آمیزه‌ی «دار الفکر» بکار می‌رفته و بسیار مشهور و متداول بوده و شاید بتوان آن را برابر think tank نهاد! در قدیم، ما «بیت الحکمه»، «دار الحکمه» و «خزانه الحکمه» را داشتیم که از قضا، tank یکی از معانی پرکاربردش همین خزانه/خزینه/مخزن است»

روشن است که «جا افتادن»، «پذیرفته شدن» و بتعبیری، «زبان‌زد/اصطلاح شدن» آمیزه‌ای خوش‌ساخت مانند «اندیشه/اندیشگردون» نیازمند «تمهیدات»ی‌ست که بسیاری از آن رسانه‌ای‌ست؛ ولی شایان‌ست که نهاد/سازمانی نام‌ور در بکار بردنش بی‌باکانانه، پیش تازد (پیش‌تاز شود) و خود یا زیرمجموعه‌ای از خود را «اندیشه/اندیش‌گردون» بنامد؛ زیرا با کاربرد بجا و درخورست که واژه یا آمیزه‌ای «زبان‌زد» می‌شود. شایان ذکرست که در بکار نبردن «اندیشکده» و بهره‌گیری از نامی نو مانند «اندیش/اندیشه‌گردون»، وجهی دیگر نهفته است و آن این‌که امروزه، در کشور ما بسیارند نهادهایی که خود را اندیشکده نامیدند و مدعی آن‌اند؛ ولی بواقع، اندیشکده نیستند و کارکرد آن را ندارند و درحقیقت، این پدیدار را «لوث»، «ضایع» و «منحرف» کردند و اگر کسی بخواهد چنین پدیداری را آن‌چنان که باید باشد، پدیدار آورد، باید از این پیشینه‌ی ناشایان دوری جوید و جدا شود که یکی از گام‌ها در این راه، بکار بردن نامی نو و البته، پربار چون «گردونه‌ی/گردون اندیشه» یا «اندیشه/اندیشگردون» (اندیش‌گردون!) است.


پاسخ دهید