تاریخ در سایه‌ی آینده رخ می‌دهد!

آن‌چه پیش روست، شرحی کوتاه بر گزاره‌ای منقول از آگوستین قدیس، «تاریخ در سایه‌ی گذشته رخ می‌دهد»، بقلم جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، است!

تاریخ در سایه‌ی آینده رخ می‌دهد!

سجاد هجری

 

«تاریخ در سایه‌ی آینده رخ می‌دهد» گزاره‌ای‌ست پرسش‌زا و اندیشه‌بر از «آگوستینِ» قدیس! این گزاره را نخستین‌بار در کتاب «در سایه‌ی آینده (تاریخ اندیشه‌ی مدرنیته)»ی «سون اریک لیدمن» خواندم که عنوانش، «برگرفته» (اقتباس) از آن‌ست! شاید کسی بگوید: درست آن‌ست که گفته شود: «آینده در سایه‌ی تاریخ رخ می‌دهد»؛ زیرا آینده، «پیامد» (نتیجه‌ی) گذشته/تاریخ‌ست! از او باید پرسید: تاریخ «ثبوت»ی یا «اثبات»ی!؟ منِ «حکمت اسلامی»خوانده، با شنیدن این دو گزاره، بیاد این بیت حاج ملا هادی سبزواری در «منظومه‌ی حکمت» می‌افتم: «عله فاعل بماهیتها//معلوله له بإنیتها»! آشنایان با فلسفه می‌دانند که یک «علت غایی» (از علل اربعه!) داریم و یک «غایت» که بتقریب، در زبان تازی با دو معنا از حرف پرکاربرد «لام»، «لام غایت» و «لام عاقبت»، متناظرست! علت غایی را «شرط» یا «علت» فاعلیت فاعل دانستند! علت غایی دربرابر غایت که خارجی‌ست، ذهنی‌ست و از این‌روست که حاجی سبزواری می‌گوید: «بماهیتها»! آن تصورست (که «خیریت/منفعت/مطلوبیت»ش تصدیق شده)! شاید باب مناشی «عمل» (فعل اختیاری) را در فلسفه‌ی اسلامی خوانده باشید! از ان‌قلت‌وقلت‌ها که بگذریم، نخستین «گامه» (گام/مرحله) از مناشی و مقدمات عمل، «تصور»ش است! نمی‌خواهم بفلسفم و این‌جا بحث حکمی کنم؛ ولی ما آینده‌ای (مطلوب!) را در ذهن می‌سازیم (تصویر می‌کنیم) و برای رسیدن بدان و سزاوار/درخور (مناسبش)ش، «اقدام» می‌کنیم! «تصویر آینده(ی مطلوب)» است که «اکنونِ» ما را می‌سازد و اکنونِ ما چیزی جز «تاریخِ آینده» نیست! در حقیقت، تاریخ بر پایه‌ی تصویر ما، کنش‌گرانِ (فاعلان) انسانی، از آینده رخ می‌دهد و ساخته می‌شود! «سایه‌ی آینده» آمیزه‌ای گیراست و با گزارش ما از این گزاره، هم‌خوان؛ زیرا «تصویر ذهنی» بسایه می‌خورد و می‌آید (بهم خوردن و آمدن بمعنی هم‌سنخ و کفو بودن را بسیار بکار می‌بریم: این دو (دوست یا دختروپسر برای زناشویی) بهم می‌آیند/می‌خورند)! سایه را می‌توان «استعاره» از تصویر ذهنی دانست (ذهنی، «رقیقه»ی خارجی‌ست)؛ چنان‌چه برخی از متکلمان، «علم» و «صورت ذهنی» (اگر یکی باشند!) را «شبح» دانستند! دزدکی، یک چیز دیگر فلسفی مرتبط با موضوع بگویم! گاهی ما چیزی را که در خارج (محقق)ست، تصور می‌کنیم و گاهی چیزی را تصور می‌کنیم تا (با قصد و اراده) در خارج تحقق یابد! در این گزارش (تفسیر)، تاریخ در گزاره‌ی آگوستین را ثبوتی دانستیم؛ ولی اگر آن، اثباتی باشد، چه معنا دارد!؟ «تاریخ اثباتی»، «تفسیر» (برداشت/گزارش)های ما از «تاریخ ثبوتی»ست! آن‌که می‌خواهد امروز و آینده (ناگذشته یا آینده‌ی دور و نزیک)اش را بسازد، با «مسئله»هایی از آن دو بسراغ گذشته می‌رود تا از آن (برای حل مسائلش) بهره گیرد و با این نگاه و انگیزه، گذشته را می‌کاود و می‌گزارد (تفسیر می‌کند)! «عبرت» از تاریخ را پیش‌تر در «عبور از گذشته» و «تاریخ خوب بمثابه‌ی تاریخ آینده‌گرا»، همین‌گونه تفسیر کردم! این‌گونه، گذشته را بهره‌ورانه برای آینده می‌خوانیم (خوانش بهره‌ورانه‌ی گذشته) و آن را در سایه‌ی آینده می‌نگاریم! یکی از «مغالطات» تاریخ‌نگاری، مغالطه‌ی امروزین دیدن و گزارش امروزین گذشته است که چیزی جز «تحریف» تاریخ نیست و البته، این، جز مقوله‌ی «عبرت معکوس»ست که پیش‌تر در «درآمدی کوتاه بر امکان‌سنجی» گفته شد! نباید در دام چنین مغالطه‌ای افتاد و نباید امروز و آینده این‌گونه بر گذشته سایه افکنند و آن را از «آفتاب حقیقت(یاب)» بی‌بهره (محروم) کنند! بی‌گمان، می‌توان گزاره‌ی آگوستین قدیس را دیگرگون تفسیر کرد و برای تفسیر درست و موشکافانه‌اش، باید آن را در آثارش یافت و در آثارش دریافت!


پاسخ دهید