ایران در بحران، تحفه‌ای برای سیاست‌پژوهان!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی‌ست در معرفی کتاب «ایران در بحران» از «رودلف متی»، صفویه‌شناس نام‌ور، بقلم جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، برای سیاست‌پژوهان/گذاران و بعنوان متن درسی در «مدارس حکمرانی»!

«ایران در بحران»، تحفه‌ای برای سیاست‌پژوهان!

سجاد هجری

 

از آن‌گاه که بر نهاده‌ی «تاریخ ایران و سیاست‌پژوهی» (یا «سیاست‌گذاری در تاریخ ایران») متمرکز شدم، موشکافی فرمان‌روایی «صفویه» را در «اولویت» نهادم! بهانه‌هایی بسیار برای «پیش‌گذاری» و «برتری‌بخشی» (اولویت‌دهی) پژوهش حکم‌رانی صفوی و بررسی سیاست‌های آن بر دیگر حکومت‌های ایران‌زمین می‌توان شمرد: ۱٫ صفویه دودمانی شیعی و تشیع در آن مانند امروز، «مذهب رسمی»ست! در «شیعی‌گری» از وجوهی بسیار، بر قاجاریه و پهلوی برتری دارد و جایگاه «شیخ‌الاسلامی» در آن، همانند «ولایت فقیه» است! ۲٫ ایران در آن‌هنگام مانند اکنون، دارای انسجامی نسبی و در سیطره‌ی حکومتی یکتاست! ۳٫ هنوز مواجهه‌ای بنیادین با جهان غرب در آن دوره پیش نیامده و از «مدرنیت» و اندیشه‌های «التقاط»ی نیز خبری نیست که البته، این مورد، «ما به الامتیاز» (بنیادین) آن دوران با اکنون‌ست (که باید رعایت/لحاظ شود!)؛ ولی انتظار می‌رود که «سیاست»های آن‌گاه دست‌کم، ایرانی‌تر باشد (بیاد آرید آمیزه‌ی «واقعیت ایرانی» فولر را که پیش‌تر، درش یادداشتی نوشتیم و در «پیشینه» بدیدگان خوانندگان آوردیم!)! ۴٫ صفویه را بدرستی، حکومتی مقتدر می‌دانند که این «اقتدار» بی‌گمان، پیامد سیاست‌هایی کارا و کارآمد بوده است! ۵٫ …! بدین موارد باز می‌شود افزود! از عهد صفوی، «تاریخیات»ی بسیار مانده؛ تا جایی که بسیاری، این عصر را از جهت تاریخ‌نگاری، ممتاز دانستند! هر چند که برخی نیز مانند «ادوارد براون» انگلیسی در «تاریخ ادبیات»ش، متن‌های تاریخی صفوی را ملال‌آور، خسته‌کننده، بیهوده و بی‌چشم‌اندازی روشن دانسته‌اند! «نگاشتن» متنی در نهاده‌ی سیاست‌گذاری در عصر صفوی بگونه‌ای که سیاست‌پژوهان/گذاران (و شاگردان در «مدرسه‌ی حکم‌رانی») را بروشنی و آسانی، بکار آید، شدنی‌ست؛ ولی دشوار و زمان‌برست! با خود می‌اندیشیدم: اکنون که چنین متنی آماده نیست، کدام کتاب را می‌توانم بدان‌ها بشناسانم و پیش نهم!؟ در میان این‌همه آثار تاریخی درباره‌ی صفویه که با بسیاری‌شان آشنایم، پیش از همه، «ایران در بحران: زوال صفویه و سقوط اصفهان» بذهنم آمد که چند سو و رو داشت: ۱٫ چنان‌چه از نامش آشکارست، درباره‌ی «وضع بحران»ی ایران‌ست و من، ایرانِ امروز را دچار بحران (در) «کارآمدی» (و «کارایی») می‌دانم و سدافسوس که دشمنان ما، هر از چندگاهی، بر موج نارضایی مردم ایران از این ناکارآمدی‌ها سوار می‌شوند! «فتنه» بپا می‌کنند و «اغتشاش» می‌آفرینند! یادم‌ست که بارها میان دوستان و هم‌کاران، معیار و ملاک (شاید اصلی!) «مشروعیت/اقتدار» یک حکومت/دولت را که پیامدش رضای مردم‌ست، کارآمدی دانستم! این مدعا را تاریخ بخوبی اثبات می‌کند! ۲٫ «رودی متی»، نویسنده‌ی صفوی‌پژوه پرآوازه‌ی این کتاب، بینشی سیاست‌پژوهانه دارد و در این کتاب، «سیاست‌های زوال/فروپاشی صفوی» را دنبال می‌کند و می‌کاود! گویی، پایش را بر پله‌ی «ارزیابی سیاست» که یکی از گام‌های چرخه‌ی سیاست‌گذاری‌ست، گذاشته! ارزیابی سیاست‌هاست که «عبرت‌آموز»ست! ۳٫ …! اگر برگردان فارسی «حسن افشار» از «بحران در ایران» متی را که «نشر مرکز» منتشر کرده، بگشایید، در فهرستش، فرنام فصل‌های دو تا چهارم، با کلیدواژه‌ی جمع «سیاست‌ها» آغاز می‌شود: فصل ۲- سیاست‌های دربار صفوی، فصل ۳- سیاست‌های صفوی و فصل ۴- سیاست‌های پولی و تعطیلی ضراب‌خانه‌ها! سیاست‌پژوهی در کتاب متی، در همین سه برنام، خود را می‌نمایاند! این برایم بسیار گیراست که متی در این کتاب، بارها از «دستورالملوک»، «تذکره‌الملوک»، «دستور شهریاران» و «روضه‌الأنوار» که همه در آیین کشورداری‌ست و البته، از اخبار تاریخی نیز بیش‌وکم، برخوردارند و پیش‌تر، بارها بر اهمیت‌شان در سیاست‌پژوهی پافشاری کردم، نقل می‌کند! این نیز اندیشیدنی‌ست که متی عنایتی ویژه بسیاست‌های اقتصادی دارد که هم در فرنام فصل چهارم دیده و هم در کتابی دیگر با نام «اقتصاد و سیاست خارجی در عصر صفوی» که مجموعه‌ی چهار مقاله از او بگزینش مترجم‌ست، یافت می‌شود! «حسن زندیه» آن کتاب خواندنی را بفارسی کشانده و «پژوهشگاه حوزه و دانشگاه» نیز آن را از چاپ بیرون آورده! از قضا، امروز (،/-ِ) ایران ما، بسیار آشکار و پیدا، دچار ناکارآمدی بنیادین در اقتصادست که میراثی‌ست از یک سو جهانی، از دیگر سو تاریخی و از همه بنیادی‌تر، از «بدتدبیر/مدیریت»ی و حتا «بدخواه»ی‌ست! چندی پیش با جناب آقای دکتر محسن رضایی، اقتصاددان امروز و فرمانده‌ی سپاه دی‌روز، جلسه‌ای داشتیم که ایشان گفتند (نقل بمضمون): … ما تا کنون، تنها «انقلاب سیاسی» کردیم و بحمدالله، موفق نیز بودیم؛ ولی هنوز «انقلاب فرهنگی» و «انقلاب اقتصادی» نکردیم …! سخنی بخردانه و منصفانه! سخن را بدرازا نمی‌کشم و همه بویژه سیاست‌پژوهان/گذاران را بخواندن این دو کتاب از «رودلف متی» فرا می‌خوانم (دعوت می‌کنم)! دست‌کم، «جان کلام» ایران در بحران را بخوانید …! باشد که سودمند افتد!

پس‌نوشت: شگفتا که آمیزه‌ی «بحران ایران» (Iran Crisis) گویا، پرکاربردست و در کتاب‌های تاریخی و سیاسی، برخ‌دادهایی گوناگون در تاریخ ایران گفته می‌شود! شاید کسی بگوید: گویا، ایران کشوری «بحران‌خیز»ست! شما چه می‌اندیشید!؟


2 پاسخ به “ایران در بحران، تحفه‌ای برای سیاست‌پژوهان!”

  1. سلام. این کتابهای خوب در پژوهشکده حکمت یافت می‌شود؟

پاسخ دهید