سیلی (Seeley)، تاریخ و سیاست!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه بقلم جناب آقای سجاد هجری در شناساندن اجمالی «سر جان رابرت سیلی»، تاریخ‌دان برجسته‌ی انگلیسی در سده‌ی ۱۹ام، است که بسادگی، بنیاد اندیشه‌اش، پیوند تاریخ و سیاست/خط‌مشی است!

سیلی (Seeley)، تاریخ و سیاست!

سجاد هجری

 

«تاریخ، مدرسه‌ی حکمرانی/کشورداری/زمام‌داری/دولت‌مردی/سیاست‌مداری‌ست!» گزاره‌ای نام‌ور و ژرف، از تاریخ‌دانی برجسته در سده‌ی ۱۹ام! در بزرگی و والایی این یادداشت‌نگار/مقاله‌نویس انگلیسی همین بس که لرد «اکتن» نام‌آشنا، در اوان گفتارهایش در تاریخ نو (گفتاری در مطالعه‌ی تاریخ!)، از او بازمی‌گوید (نقل می‌کند)! بسیاری، نام‌آوری او را از کتابش، «شکوفایی انگلستان»، می‌دانند و چون نیک بنگریم، پژوهش پیوند (نسبت/ارتباط) تاریخ و سیاست، در دستورکارش است و نگره‌ی بنیادین اوست و فرنام کتاب «رویش  خط‌مشی/تدبیرگان بریتانیایی» این مورخ ارجمند که در سال وفاتش، ۱۸۹۵، بچاپ رسیده، نشان بسنده‌ی این دغدغه است؛ زیرا رویش/رشد، امری «درزمان»ی و تاریخی‌ست! او کسی نیست جز سِر «جان رابرت سیلی» که کتاب‌خوانه‌ای تاریخی، بنام او در کمبریج‌ست! از او، واگویه (نقل قول)‌هایی دیگر درباره‌ی پیوندِ یادشده، بر زبان‌هاست: «تاریخ، سیاست گذشته است و سیاست، تاریخ اکنون!»، «تاریخ بی‌سیاست، بادبیات ناب می‌کاهد!» و از این شیواتر، گزاره‌ای‌ست که لرد اکتن در گفتارهایش آورده که «سر جان سیلی می‌گوید: سیاست، کوچه‌بازاری‌ست آن‌گاه که با تاریخ گشوده نشود و تاریخ رنگ می‌بازد آن‌هنگام که پیوندش با سیاستِ کاربردی را نبیند!» که برگردان درخورش، چندان ساده نیست! جا دارد در باب این تاریخ‌نگار خوش‌اندیش، کتاب‌ها نوشت و افسوس که در فارسی، از او نشانی نیست! باید خِر/یقه‌ی که را گرفت!؟ بدم نمی‌آید چراغ بدست گیرم و در میان استادان تاریخ بگردم تا کسی را بیابم که از او چیزی می‌داند! دریغا که آرزوست! اگر چه هر گاه بطهوری، امیرکبیر، مولا و توس سرمی‌زنم، ده‌ها کتاب تاریخی، تألیفی و ترجمه‌ای، می‌بینم؛ ولی جای خالی بسیاری کتب هم‌چنان حس می‌شود و از قضا، آن‌ها که نیستند، گویا، لازم‌ترند! من بدوستانم در ترجمان گفتم: در برگردان کتاب‌ها، سیر تاریخی را نیز درنظربگیرید؛ زیرا هر کتابی در موضوعی، بنحوی، ناظر بکتاب پیشین خود در آن موضوع است؛ ولی ما گویا، عادت داریم که از آخر بیاغازیم! بیاد دارم که در نشست نقد «راه ناهموار تمدن» نیز بر این نکته پافشردم و هم‌چنین گفتم: در نظام حوزوی ما، در آموزش و خواندن کتاب‌ها، سیر تاریخی لحاظ می‌شده که نمونه‌ی آشکارش، در دانش ارزنده‌ی اصول‌ست! طلبه نخست، «معالم» و «فصول» می‌خوانده و سپس «رسائل» و دست آخر «کفایه» و هر که آشنا باشد، می‌داند هر یک ناظر بدیگری پیش از خودست! نمانند اکنون، «اصول فقه» مظفر را که ناظر برسائل و کفایه است، نخست بخواند! برخی، سگانه‌هایی در جایگزینی با آن کتاب‌های نام‌برده‌شده، بدین امید که جای آن‌ها را بگیرد، نوشتند! می‌دانید که ما از قرون وسطا چیزی در فلسفه و … ترجمه نکرده، در برگردان کتاب‌های فوکو و متأخر از او، سبقت می‌گیریم! گویی، امثال او، از زیر بوته بیرون/درآمدند! بگذریم! تاریخ‌نگاری امروز غرب و تا حدودی جهان، بی‌گمان، وام‌دار کسانی چون سیلی و اکتن است و باید بدان‌ها پرداخت؛ زیرا زنجیره‌ی سیلی، اکتن، کار و … را تا امروز، می‌توان یافت! از قضا، سیلی برای کار ما، پیوند خط‌مشی/سیاست‌پژوهی و تاریخ، از وجوهی، دُرّ یتیم و گوهر شب‌چراغ‌ست؛ زیرا او بعنوان مورخی توانا، در دو سده پیش، کاربرد و سودمندی تاریخ را در روی‌آوری/توجه (غایت‌مندانه و …) بسیاست‌ها می‌داند و سیاست‌گذاری را مرهون تاریخ! اگر «حکمت» بترجمه‌ی آثار سیلی همت گمارد و آن را در دستورکار خود گذارد، خدمتی بزرگ بتاریخ و سیاست‌پژوهی کرده! در پایان، این نکته را بگویم که اگر ما، در همه‌ی جنبه‌ها، بر سیر/تحول تاریخی غرب تا امروز آگاه شویم، بسادگی در دام تقلید کورکورانه از او و سردرگمی نمی‌افتیم! سخن بسیارست …


1 پاسخ به “سیلی (Seeley)، تاریخ و سیاست!”

  1. «تاریخ مدرسه‌ی حکمرانی‌ست»، گزاره‌اش بسیار جذاب و قابل تأمل است! ناگهان «فرهادمیرزا قاجار» بذهنم آمد! یکی از حاکمان فرهیخته‌ی قاجاری! کسی که کتاب قمقام مشهور را بعنوان مقتل و در تاریخ سیدالشهدا سلام الله علیه نوشته است! او تاریخ‌دان‌ست و از سوی دیگر، حاکم/حکم‌روا! بررسی نسبت این دو در او، بسیار راه‌گشاست!

پاسخ دهید