تاریخ جایگزین و پیامدهای رخ‌داد تاریخی!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی خاطره‌وار بقلم جناب آقای سجاد هجری‌ست که در آن، بضرورت بکارگیری تاریخ جایگزین برای بدست آوردن پیامدهای یک رخ‌داد تاریخی، اشاره شده است!

تاریخ جایگزین در دست‌یابی بپیامدهای یک رخ‌داد تاریخی!

سجاد هجری

 

چندی پیش، برادری افغان و سنی‌مذهب، از دره‌ی «پنج‌شیر» (پنجشیر) که در داستانی عامیانه/فولک، چرایی نام‌گذاریش را گفت و نام گذشته‌اش را پنج‌هیر/حیر (سر املایش بحثی درگرفت!) می‌دانست، بتمدن آمده بود! من و برخی دوستان، با او نشستی صمیمانه داشتیم! از انگیزه‌های سفرش بایران گفت! در دانشگاه/پوهنتون (لفظی پشتو)، ادبیات فارسی خوانده بود و نزد برخی مولوی‌های ولایت‌شان، تفسیر می‌خواند! او و جمع‌شان، آهنگ «اصلاح» افغانستان را داشتند و شاید «انقلاب» در آن؛ زیرا مبنای تفسیرخوانی‌شان، «فی ظلال القرآن» سید قطب اخوانی بود که حتا «انقلاب اسلامی» ما نیز، از او و آن، تأثیر گرفته و از قضا، گفتگویش شد و باهتمام بزرگان‌مان مانند رهبری، پیش از انقلاب، بآثار اخوانی‌های مصر (جماعت اخوان‌المسلمین) نیز اشاره شد! او از «ولایت فقیه» سخن راند و از علاقه بدیدار با رهبری! در میان سخنانش، دو ادعای شگرف کرد که مرا بواکنش و پاسخ برانگیخت! یکی این‌که گفت: در میان ایرانیان، سنی و داعشی/تکفیری، تداعی و ملازمه دارند که آن را رد و نفی کردم! و نیز گفت: انقلاب اسلامی ایران، «زبان فارسی» را حفظ کرده و اگر آن نبود، این نیز نبود! این را نیز نقد نمودم که پیش از انقلاب اسلامی ما نیز بزبان فارسی، اهتمام فراوان بوده و حتا برخی سیاسی‌مردان دوران پهلوی مانند ملک‌الشعرای بهار و ناتل خانلری، خود ادیبانی بزرگ و ادبیات‌دانانی سترگ بودند! و باستان‌گرایی و ایران‌باوری در آن دوره، حافظ بقا و رشد زبان فارسی بوده؛ زیرا آن دو بی‌این، ممکن نیست (بمقوله‌ی بنیان‌گذاری فرهنگستان فارسی، فارسی‌سازی در ارتش و تغییر خط فارسی نیز اشاره کردم)! البته، برخی وجوه «ادبیات (نزبان) فارسی»، بعد انقلابی و متأثر از آن‌ست! او نگران زبان فارسی در افغانستان بود و سخنانش ناظر بوقایع و کشمکش‌هایی‌ست که این روزها، بر سر زبان فارسی در افغانستان رخ می‌دهد! دیدگاهم را که بارها این سو و آن سو گفته و نوشته‌ام، در آن نشست بازنمودم که نمی‌توان رخ‌دادی را بسادگی، دستاورد و پیامد روی‌دادی دانست و باید «تاریخ فرضی» (مجازی، تخیلی، اگرآن‌گاهی، لولائی، جایگزین، جانشین و …) آن روی‌داد را پژوهید و نگاشت! بدین‌معنا که تاریخ را در نبود آن روی‌داد بررسید که اگر نبود، چه می‌شد! درباره‌ی انقلاب اسلامی ما نیز راه و روش همین‌ست که اگر می‌خواهیم بگوییم که فلان‌چیز از دستاوردهای انقلاب اسلامی ماست، باید وضع آن چیز را در نبود انقلاب اسلامی‌مان بررسیم! از مرحوم «احمد شاه مسعود» (شیر دره‌ی پنج‌شیر) نیز سخن رفت و من آن ماجرا و سخن فاخر و حکیمانه‌ی «تمام ای عملیات از خاطر ای ادبیات است» ایشان را بازگو کردم! بیاد دارم که یک دهه پیش، در کانون اندیشه‌ی جوان، در نقد کتاب «کارنامه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی»، این نکته‌ی بنیادین (لزوم بررسی تاریخ جایگزین برای یافتن دستاوردها) را بعنوان مهم و اساسی‌ترین نقد، گفتم! چندی پیش نیز در نشست نقد کتاب «راه ناهموار تمدن»، یکی که از دانشگاه امام صادق سلام الله علیه آمده بود، نگاه تمدنی در ایران و بدنبال تمدن خود بودن را، از پیامدهای انقلاب اسلامی ما می‌دانست! نخواستم با او در آن نشست چالش کنم؛ ولی همان‌گاه که چنین ادعایی کرد، کتاب منسوب بمحمدرضا پهلوی، «بسوی تمدن بزرگ»، بذهنم آمد و البته، «جشن‌های ۲۵۰۰ساله‌ی شاهنشاهی ایران» که از کان ناقصه‌اش که بگذریم، هر دو نشانه‌ی دید تمدنی‌ست! بتازگی، در نخستین نشست «قبله‌ی عالم»خوانی نیز، در پی مدعای «گراهام فولر» درباره‌ی ایران و ایرانیان، از این روش بنیادین تاریخی سخن رفت! بی‌گمان، انقلاب بزرگ اسلامی ما، دستاورد و پیامد ارزنده، بسیار دارد و کارنامه‌ای بس درخشان! ولی نباید بی‌پژوهش و ناروش‌مند، برای انقلاب اسلامی‌مان، «دستاوردتراشی» کنیم (که می‌شود مانند شیعه‌تراشی آن شیخ پاکدامن!) و حتا دیگران و دستاوردهای‌شان را سلب/نفی که بهیچ‌وجه نیازی نیز بدان نیست! ما می‌خواهیم زبان فارسی را که زبان انقلاب اسلامی‌ست، زبان دانش جهان کنیم! آن‌سان که در قرونی، زبان تازی که زبان اسلام‌ست، زبان دانش جهان بود!


2 پاسخ به “تاریخ جایگزین و پیامدهای رخ‌داد تاریخی!”

  1. عبدالباسط می‌گه:

    سلام، بنده نیز زاده ای دره ای پنجشیر هستم، همواره بادو ستان در مباحثات مطرح می سازم، و بدین نکته انگشت می فشارم که انقلاب اسلامی ایران و دستاوردهای آن برای ما به دلایل چندی از جمله اشتراک زبانی الگوی خوبی است. اما شوربختانه در کشور ما مبارزه علیه این زبان بی زبان، جریان دارد و زیر نام های زبان ایرانی به حاشیه رانده می شود.

  2. نویسنده! می‌گه:

    سلام و وقت بخیر … خدا شما را خیر دهد و حفظ کند! نکته‌ای مهم بود و باید دید چه سیاست‌هایی می‌توان دربرابرش داشت!

پاسخ دادن به عبدالباسط