پرسش‌هایی در خبر «علامات المؤمن خمس»!

آن‌چه در پی می‌آید، یادداشتی کوتاه از جناب آقای سجاد هجری‌ست که بگونه‌ای، دنباله‌ی یادداشت پیشین‌شان با نام «زیارت، زیارت‌نامه و پیاده‌روی اربعین» است! از خوانندگان دعوت می‌شود که آن را نقادانه بخوانند!

پرسش‌هایی پیش‌پاافتاده در خبر «علامات المؤمن خمس»!

سجاد هجری

 

پس از انتشار یادداشت «زیارت، زیارت‌نامه و پیاده‌روی اربعین» در پیشینه که مدح (تحسین) و ذم (تقبیح) شد، برخی از من خواستند که  کمی درباره‌ی خبر منقول از امام حسن عسگری سلام الله علیه: «علامات المؤمن/المؤمنین خمس …» که نکاتی فراوان دارد، بنگارم و اکنون، در آستانه‌ی اربعین سالار شهیدان سلام الله علیه، کوتاه، در اجابت ایشان، بنکاتی پرسش‌وار در این خبر، اشاره می‌کنم تا اندیشه‌ورزان این فن بدان بپردازند! نخستین پرسش‌ها درباره‌ی این خبر چنین است: ۱٫ این نشانه‌های پنج‌گانه، همیشه و همه جا، نشانه‌ی شیعه است یا نه!؟ و شاید مختص عصر امام حسن عسگری سلام الله علیه است! و ۲٫ هر یک بتنهایی نشانه است (عموم بدلی) یا مجموع‌شان با هم (عموم/عام مجموعی)!؟ ۳٫ این پنج نشانه، تمثیل است یا تعیین!؟ بدین معنا که می‌توان برخی دیگر از مختصات شیعه را جایگزین این پنج کرد!؟ پاسخ بدین سه پرسش بسیار دشوارست! پرسش دیگر آن‌که، ۴٫ انجام (عمل بـ) این پنج، نشانه است یا باور (اعتقاد) بدان بسنده است!؟ از سوی دیگر، ۵٫ این پنج، متعلَّق/موضوع کدام‌یک از احکام خمسه‌ی تکلیفی‌ست/اند و هر یک از نظر فقهی چیست!؟ … بسیاری گفته‌اند: این خبر  بر آن‌ست که شیعه را از جز آن تمییز دهد و مایز/ممیز میان شیعه و دیگران را بدست دهد و آن مانند یک «تعریف رسمی» در منطق‌ست که غرضش، صرف تمییزست! می‌دانیم که در منطق گفته‌اند که رکن تعریف رسمی، «عرضی خاص» است؛ یعنی آن عرضی که خاص/مختص آن ماهیت است! در این‌جا نیز اگر چه سخن از ماهیت نیست، مانند آن‌چه در منطق است، اگر قرارست این خبر، مایز/ممیز میان شیعه و دیگران را بگوید، باید این نشانه‌ها، همچون «عرضی خاص» برای تشیع باشند و بتعبیر روشن، باید مختص شیعه باشند! اکنون باید پرسید که آیا این پنج نشانه، هر یک بتنهایی مختص شیعه است یا مجموع‌شان تا بتوان پرسش دوم را پاسخ داد! این را نیز می‌توان پرسید که ۶٫ این «اعمال» موضوعیت (ما ینظر فیه) دارد یا طریقیت (ما ینظر به)!؟ برای مثال، شاید بتوان گفت که «زیاره الأربعین» که در خبر آمده، موضوعیت ندارد و بـ«تولی» امامان معصوم و اعتقاد بدیشان، طریقیت دارد (طریق است)! بویژه که پس از نماز و بعنوان دومین نشانه آمده! برای پاسخ بدین پرسش‌ها باید بفقه و تاریخ رجوع کرد! این پرسش را نیز می‌توان کرد که ۷٫ چرا با آن‌که شیعه فی‌الجمله، در عصر امامان سلام الله علیهم (بویژه امام حسن عسگری!)، در «تقیه» بوده و دادن این نشانه‌ها، چندان موافق تقیه نیست، چنین حدیثی از امام صادر شده (بفرض صدور)!؟ درباره‌ی «صلوه الإحدی والخمسین/إحدی وخمسین» (نماز پنجاه و یک رکعتی گزاردن) باید گفت که بی‌گمان، «نوافل» مستحب‌اند و در «فرائض» نیز شیعه با دیگران مشترک است! از سوی دیگر، بسیارند کسانی از شیعه که نوافل نمی‌گزارند و شاید کسی بگوید: این نشانه، بر «باور» باستحباب آن نوافل اشاره دارد! درباره‌ی «التختم بالیمین» (انگشتری در دست راست کردن) نیز همه می‌دانند که فتوا بر استحباب دارد و این نشانه نیز شاید باور باستحباب را می‌گوید! درباره‌ی «تعفیر الجبین» (بر خاک نهادن پیشانی در سجود/سجده بر خاک) نیز با توسعه‌ای در آن (روییدنی از زمین که خوردنی و پوشیدنی نباشد)، می‌توان گفت: واجب است و از سنخ دو نشانه‌ی پیشین نیست! درباره‌ی «الجهر ببسم الله الرحمان الرحیم» که مستحب است نیز چیزی بیش از دو مورد نخست و دوم نمی‌توان گفت! می‌ماند «زیاره الأربعین» که پس از نمازهای پنجاه‌ویک‌رکعتی آمده که جای بسی موشکافی‌ست (در کل، ترتیب موارد پنج‌گانه در خبر را باید کاوید و بررسید) و آن نیز مستحب است و کسی از وجوبش بعنوان اولی سخن نگفته! اکنون، می‌توان پرسید: ۸٫ آیا شیعه احکامی واجب و مختص ندارد که در میان نشانه‌ها، احکامی مستحب آمده که دست‌کم، امروزه، چندان بدان عمل نمی‌شود و شاید اگر واجبات گفته می‌شد، احتمال عمل بدان و شیوعش بیش‌تر بود!؟ برای مثال، چرا شیوه‌ی وضو ساختن را نفرمودند!؟ از قضا، شاید بتوان گفت که آن‌چه امام در این خبر یاد کردند، مقولاتی‌ست که اگر چه از مختصات شیعه‌اند؛ ولی در زمان‌شان، چندان حساسیت‌برانگیز نبوده و این نکته می‌تواند آن‌چه درباره‌ی ناسازگاری بیان علامت‌های شیعه و مقوله‌ی تقیه گفتیم، پاسخ دهد! این را نیز باید گفت که دست‌کم، امروزه، زیارت اربعین، ویژه‌ی (مختص) شیعه نیست و کم نیستند دوستداران «اهل بیت» سلام الله علیهم از اهالی سنت و جماعت که بزیارت اربعین سیدالشهدا سلام الله علیه پایبند (ملتزم)اند. از سوی دیگر، باید درباره‌ی چیستی این زیارت نیز سخن گفت که آیا آداب و احکامی ویژه دارد یا مطلق‌ست که من در یادداشت گذشته‌ام، اگر چه احتمال نخست منتفی نیست، جانب احتمال دوم را (دربرابر آن مدعای نادرست) گرفتم! گاهی بذهنم می‌رسد که این سخن حضرت شاید رمزست و این نشانه‌ها برای آن‌ست که شیعیان (یا برخی از شیعیان!)، در همان فضای تقیه، هم‌دیگر را تشخیص دهند، بشناسند و تعامل کنند! برخی، از این علامت‌ها در سنجش (قیاس) آمیزه‌ی «شعائر الله» که در قرآن آمده، تعبیر بشعارها و شعائر شیعه می‌کنند که بسیار خوش‌ذوقانه است؛ ولی نیازمند پاسخ بپرسش‌های یادشده! بنظرم رسید: جا دارد کسی پایان‌نامه‌ای درباره‎‌ی این خبر بردارد و بطور تفصیلی، بپرسش‌هایی از این دست پاسخ دهد! که خدمتی بزرگ بجهان تشیع است!


پاسخ دهید