واقعیت ایرانی در قبله‌ی عالم فولر!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی‌ست از جناب آقای سجاد هجری که در آن، داستان آغاز متن‌خوانی کتاب «قبله‌ی عالم: ژئوپلیتیک ایران»، تحلیل‌گر آمریکایی، گراهام فولر، در تمدن، اجمالی، بازگو شده است!

واقعیت ایرانی در قبله‌ی عالم فولر!

سجاد هجری

از چند ماه پیش، دوستان ما در تمدن، با انگیزه‌هایی، خواستند که درباره‌ی «آینده‌ی عربستان» بیندیشند و بپژوهند! مرا نیز درگیر کردند و گاه با هم گفتگو و گاه در گروهی تلگرامی با همین نهاده، هم‌نویسی/نگاری (مکاتبه) کردیم! من در نشست‌مانندی، درباره‌ی این نهاده گفتم: باید ما «نهادنگاشت» این نهاده (موضوع) در ایران را گرد آوریم (تدوین کنیم)؛ یعنی نهادهایی که با این نهاده در ایران پیوند (ارتباط/نسبت) دارند (یا باید داشته باشند)، بشمریم (احصا[ء]) و فهرست کنیم و آن‌ها را مقوله/دسته‌بندی نماییم و اجمالی، بشناسیم! کار ما می‌تواند این باشد که نهاده‌ی آینده‌ی عربستان را با «اقناع اقتضائی»، در دستورکار این نهادها بگذاریم (قرار دهیم)! در این راه می‌شود «نظام مسائل» (شئون و وجوه موضوع) آینده‌ی عربستان را نیز بدست و درآوریم (استخراج/استنباط کنیم) و در میان‌شان با اعتبار نهادها، اولویت‌بندی کنیم و هر مسئله را با درنظرگرفتن هر نهاد، در دستور کار آن قرار دهیم! دوستان پسندیدند! بنظرم رسید که آینده‌ی عربستان را در سه آسه‌ی (محور) ۱٫ امروزین شدن (تجدد/مدرنیت)، ۲٫ گیتیانه شدن (سکولاریته) و ۳٫ مردم‌سالارانه شدن (دموکراسی) بررسیم! دوستان پسندیدند! همه‌اش از آغاز با خود می‌گفتم: اگر ما بخواهیم آینده(ها)ی عربستان را بررسیم، باید آن را در پیوند (نسبت) ایران و معطوف بدان پژوهیم؛ زیرا روشن‌ست که عربستان فی‌نفسه و برای خود، چندان بدرد ما نمی‌خورد و بکار ما نمی‌آید! با خود می‌اندیشیدم تا راهی را برای پیگیری این نهاده با آن ملاحظات بیابم که بیاد کتاب نام‌آشنا و ارزنده‌ی «گراهام فولر» افتادم! «قبله‌ی عالم: ژئوپلیتیک ایران» که نشر مرکز با برگردان «عباس مخبر»، آن را بارها چاپ کرده! کتابی‌ست خواندنی! بدوستان چند بار گفتم: بیایید دست‌کم، بخش عربستان این کتاب را بخوانیم و آن را بررسیم که آغازی بر کارمان باشد! دوستان پسندیدند! پس از گذشت یک ماه از این پیش‌نهاد و توپ‌اندازی هر یک از دوستان در زمین دیگری برای پیگیری و انجام این کار، بالأخره، با پیگیری‌های خود من، نخستین نشستش برگزار شد و من در آن، درامدگونه، جستارهای یادشده را گفتم و برخی نکات پربار را از پیش‌گفتار و مقدمه‌ی کتاب، طرح و اجمالی، بررسیدم! فولر، مقدمه‌ی کتاب پرارجش را با این گزاره می‌آغازد: «این کتاب بیشتر درباره آینده است» (رسم‌خط نگهداشته شده)! آری، فولر که با موسسه‌ی آینده‌پژوهی پرآوازه و تأثیرگذار «رند» هم‌کاری می‌کند، این کتاب را آینده‌پژوهانه نوشته است و جا دارد که ما آینده‌پژوهی را از فولرها بیاموزیم! بگذریم! «واقعیت ایرانی» (iranian reality)، یکی از کلیدواژه‌های «گراهام فولر» در این کتاب‌ست که کسانی چون «راجر کوهن»، روزنامه‌نگار آمریکایی، نیز از آن بهره بردند! دوست داشتم که پیشینه‌ی این آمیزه را بکاوم که نشد! برخی آمیزه‌هایی چون «روح ایرانی»، «هویت ایرانی»، «ایدئولوژی ایرانی»، «ذوق ایرانی» و … را مانندش بکار می‌برند! گراهام  فولر در پیش‌گفتار می‌نویسد: «کلیه کسانی که با ایران سر وکار دارند باید مبنای واقعیت ایرانی را درک کنند» (رسم‌خط نگه‌داشته شده)! از پیش، بسیاری این پرسش را داشتند که «یکپارچگی» (توحد/انسجام) ایران فرهنگی از چه روست و تلاش کردند بدان پاسخ‌هایی دهند که اگر چه بعیدالذهنم، تا آن‌جا که بیاد دارم، هیچ‌یک را درخور نیافتم! بدوستان گفتم که هر بار بیاد «واقعیت ایرانی» می‌افتم، سخن پراکنده‌شده‌ی «جواد ظریف»، وزیر امور خارجه‌ی ایران، در ماجرای برجام در ذهنم تداعی می‌شود که «هرگز یک ایرانی را تهدید نکن!» (نقل بمضمون)؛ زیرا این گفتار، در پسش باور بواقعیتی ایرانی‌ست! آن نشست ضبط شده و پیاده خواهد شد و اکنون تنها دوست دارم که چند جمله از پیش‌گفتار و مقدمه‌ی قبله‌ی عالم فولر را درباره‌ی ما ایرانیان، در این‌جا بازگویم (نقل کنم) تا انگیزه‌ای برای مطالعه‌ی آن باشد و من خود باور دارم که ما باید تصویر دیگران را درباره‌ی خود بدانیم؛ زیرا هر کنش یا واکنشی از ما در مواجهه با آن‌ها، باید بر پایه یا با لحاظ تصویری باشد که آن‌ها از ما دارند و این حتا یک مقوله‌ی روان‌شناختی‌ست! سخن بسیارست و نکات فراوان! برخی را در آن نشست گفتم!

 

در پیش‌گفتار: «در پایان امیدوارم که این کتاب به درک بهتری از کشور کاملا غیرمتعارف و مردم فوق‌العاده با استعداد ایران منجر شود؛ کشور و فرهنگی که من آن را بسیار تحسین می‌کنم. گرچه فرهنگ سیاسی ایران پیچیده است، اما بخلاف آنچه در دوره‌های تقابل آمریکا با این کشور عنوان می‌شد، یقینا احمقانه خردستیز نیست» (رسم‌خط نگهداشته شده)

 

در مقدمه: «جای تعجب نیست که نگاه ایران به جهان عمیقا ایران‌مدار است، و در این دیدگاه چنان تعصبی وجود دارد که همیشه برای بیگانگان قابل درک نیست. چنانچه کسی نتواند منطق درونی این دیدگاه ایران‌مدار را دریابد یکی از وجوه مهم رفتار عملی ایران را درک نخواهد کرد. در واقع، هدف اثر حاضر بررسی مفهوم ایران به مثابه مرکز دنیای خودش، دیدگاه ایران نسبت به خودش و نسبت به دولت‌هائی است که در این منظومه حرکت می‌کنند» (رسم‌خط نگهداشته شده)

پس‌نوشت: برخی کتاب‌ها، تعابیری مانند «قضیه‌ی ایران» و «بحران ایران» را بکار بردند که نزدم تداعی‌گر «واقعیت ایرانی»ست! بنظرم آمیزه‌هایی بسیار را در کتاب‌های گوناگون از تاریخیات، اجتماعیات، اخلاقیات و سیاسیات می‌توان یافت که هم‌سنخ «واقعیت ایرانی» یا تداعی‌کننده‌ی آن است! «خلقیات ما ایرانیان» استاد داستان ایران، «محمدعلی جمال‌زاده»، که کاری‌ست پیش‌رو و مانندهایش نیز گویای پدیدار «واقعیت ایرانی»ست! بجای «خلقیات» می‌توان «ملکات» یا «اخلاق» گذاشت!

با خود می‌اندیشیدم که ما باید «واقعیت عربستانی» را بررسیم که اخص (ویژه‌تر) از «واقعیت عربی»ست! پژوهش آن بحتم تاریخی‌ست؛ زیرا این واقعیت‌ها، پدیدارهایی تاریخی‌اند! واقعیت‌های این‌چنین، چیزی جز «طرح‌واره/شاکله»های جمعی (قومی/ملی) نیستند!

بجای «واقعیت ایرانی»، افزون بر آن‌چه در متن آمد، می‌توان از آمیزه‌هایی مانند «فرهنگ ایرانی»، «هنجار ایرانی»، «خصوصیت ایرانی»، «منش ایرانی»، «سیرت/سیره‌ی ایرانی»، «سیرت‌وسان ایرانی»، «ماهیت ایرانی»، «جوهر/جوهره‌ی ایرانی»، «کلیشه‌ی ایرانی»، «ذات ایرانی»، «هویت ایرانی»، «حقیقت ایرانی»، «ویژگی ایرانی»، «الگوی ایرانی»، «خلق/ملکه‌ی ایرانی»، «عادت ایرانی»، «شاکله‌ی ایرانی» و … نیز بهره برد که برخی‌شان در سخنان فولر یافت می‌شود! حتا «سبک ایرانی» یا «طرز ایرانی» یا «طور ایرانی» نیز آمیزه‌هایی از وجوهی، درخورند! دانش‌هایی بسیار از «روان‌شناسی» گرفته تا «مردم‌شناسی» برای پژوهش این «واقعیت» نیازست و در این‌باره، پدیدار «ملت/ملیت» باید موشکافانه، بررسی شود و کلیدواژه‌های «نژاد»، «خون»، «قوم/قومیت» و … کاویده شود!


پاسخ دهید