تاریخ در دادگاه!

آن‌چه پیش روست، کوته‌نوشته‌ای‌ست کاربردی، بقلم جناب آقای سجاد هجری، در سوگ میانمار که با هم می‌خوانیم!

تاریخ در دادگاه!

سجاد هجری

 

این چند روز، بسیار درباره‌ی میانمار می‌اندیشیدم! دوستی چندی پیش گفت: بیندیش که ببینیم برای مسلمانان ستم‌دیده‌ی میانمار در «پیشینه» (پایگاه عبرت‌پژوهی تاریخی) چه می‌توانیم بکنیم! دیدم که بهانه‌ی آشکارِ خودگفته برای این ستم، کشتار و راندن (اخراج) مسلمانان میانمار از آن‌جا، میانماری نبودن و مهاجرت (غیرقانونی)شان از بنگلادش بمیانمارست! گویی، می‌خواهند این بدکاری‌ها را پدیداری ملی- نژادی بنمایانند! اگر چه این بهانه (شهروند/تابع میانمار نبودن!) برای چنین «جنایات»ی بسنده نیست و البته، برای جنایت، هیچ «رواساز» (توجیه)ی نمی‌توان آورد؛ ولی نشان‌گر جایگاه «ملیت» و از سوی دیگر، «تاریخ»ست؛ زیرا مدعای مهاجر بودن و اصالت میانماری نداشتن را تاریخ می‌تواند اثبات یا رد کند! بی‌درنگ، بدان دوست پیام دادم که ما در «پیشینه» که نهاده‌اش تاریخ‌ست، می‌توانیم این مدعای تاریخی را بررسیم و بدان پاسخ دهیم! اگر چه خود «دل‌آسوده» (مطمئن) نبودم که در این‌باره حقیقت چیست و حق با کیست! او شاد شد، پذیرفت و گفت: پیگیری می‌کنم! بدو گفتم که بخشی از پیگیری‌های حقوقی (که مطالبه‌ی رهبری از قوه‌ی قضائیه است و در «هم‌خواهی» بدان پرداختیم!)، در پیوند همین امور تاریخی‌ست! بیاد «مسجد بابری» در هند افتادم که میان مسلمانان و دو گروه هندو بر سر مالکیتش درگیری بود و بموضوع بغرنج قضائی بدل شد! آن نیز نهاده‌ای تاریخی بود! ماجرای «هولوکاست» و «آشوویتس یکتا!؟» که چندی پیش نوشتم و شاید خوانده باشید، نیز تاریخی‌ست! مالکیت و ملکیت (حکومت) در فلسطین نیز مقوله‌ای تاریخی‌ست که غاصبان تاریخ‌گرایش (می‌دانید که بسیاری، «تورات» را ریشه‌ی دانش تاریخ می‌دانند و «یهود» را قومی تاریخ‌گرا می‌شناسانند!)، بدان استناد می‌کنند! کم نیست درگیری‌های قضائی- حقوقی که وجوهی تاریخی دارند و این، کم‌ترین نشانه‌ی بایستگی و بایدی (ضرورت) کارهای تاریخی و بنیانگذاری نهادهای تاریخ‌ست و از همه گران (مهم)تر، سودمندی تاریخ! می‌توان از «شهادت» که پایه‌ای بنیادین در قضاست و خود پدیداری تاریخی‌ست، در پیوند تاریخ بسیار سخن گفت و مقاله‌ها نوشت! این کوتاه‌نوشته تنها، تراوشی‌ست ساده و پیش‌پاافتاده، از ذهنی اندوه‌ناک و آشفته در این روزها …!


پاسخ دهید