تاریخ جایگزین یا جهان بدونِ …!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه درباره‌ی «تاریخ جایگزین» بقلم جناب آقای سجاد هجری‌ست که پیشینه بشما عبرت‌دوستان تقدیم می‌کند!

تاریخ جایگزین یا جهان بدونِ …!

سجاد هجری

 

از چندی پیش، بدین رسیدم که تاریخِ بودنِ پدیداری، بی‌بررسی تاریخ نبودنش و سنجش (قیاس) این دو، چندان ارزشی ندارد و چندین سودمند نیست! بیاد دارم در نقد کتاب «کانون اندیشه‌ی جوان» که مسئولش بودم، نزدیک بیک دهه پیش، کتابی در موضوع کارنامه‌ی «جمهوری اسلامی ایران» را در نشستی، بنقد گذاشتیم، آن‌جا در نقد نویسنده و نقادان گفتم: تنها آن‌هنگام می‌توانیم بگوییم که این‌ها دستاوردهای ویژه‌ی جمهوری اسلامی‌ست و بدان‌ها بنازیم و مباهات کنیم! که اگر این حکومت متحقق نمی‌شد، آن‌ها نیز واقع نمی‌شد و بیاد دارم که این سو و آن سو بسیار گفته‌ام که اگر ما با «تمدن غرب» (برای نمونه در جنگ‌های ایران و روس) رویارو (مواجه) نمی‌شدیم یا بتعبیری، غربی نبود، تمدن خودمان فروپاشیده (یا درجا زده) بود! که در آن، نگره‌ی چالش «تویین‌بی» در رشد و زوال تمدن‌ها را پذیرفته بودم! این دو در پیوند یا بر پایه‌ی تاریخ نبودن‌هاست! … تاریخ نبودن چیزی که بوده را تاریخ مجازی (تخیلی/خیالی)، فرضی، تقدیری، اگرآن‌گاهی، لوئی یا لولائی، جایگزین (بدیل)، موازی، شرطی‌های ناواقعی و …، می‌نامند و در زبان انگلیسی، آمیزه‌ی alternate/alternative history با کوته‌نوشت AH برایش بکار می‌رود! می‌توان تاریخ نبودن چیزی که بوده را بتاریخ بودن آن‌چه(ها که) نبوده یا تاریخ آن‌چه(ها که) می‌توانست باشد و نبوده یا …، برگرداند (تحویل کرد) و یا حتا کاست (تقلیل داد)! برخی این دست تاریخ را گونه‌ای (ژانر) «داستان‌نویسی» می‌دانند و از «تاریخ بمثابه‌ی داستان» سخن می‌رانند؛ زیرا آن را «واقعیت» (تحقق خارجی) نبوده/نیست و برای «روایت»ش نیاز بتخیل‌ست! امروزه، در صناعت دستمالی‌شده (در کشورمان!) و هرجاییِ «آینده‌پژوهی»، از آینده‌های ممکن و محتمل سخن می‌رود و در تاریخ جایگزین می‌توان از گذشته‌های ممکن و محتمل سخن گفت! حتا می‌توان از گذشته‌ی مطلوب نیز مانند و در سنجش آینده‌ی مطلوب گفتگو کرد! من می‌خواهم از فر/برنام کتاب خواندنی «گراهام فولر» بهره برم و تاریخ جایگزین را «جهان بدونِ (بی) …» بنامم! نام کتاب یادشده، «جهان بدون اسلام»ست! می‌توان درباره‌ی هر پدیداری در تاریخ پرسید: جهان بدونِ آن پدیدار چگونه است!؟ می‌دانید که «جهان» یا عربی‌شده‌ی (معرب) «کیهان/گیهان»ست یا از جهیدن بمعنی بسیار/همیشه جهنده که نشانه‌ی جنبش و پویش (حرکت)ست (جهان از آن جهت نامش جهان‌ست که اندر قبض و بسط می‌گمان‌ست/دمادم در جهیدن است آری که یک آنش نمی‌یابد قراری)! بیاد دارم که بیش از یک دهه پیش، در یکی از درس‌ها، استادی نام‌آشنا گفت (بازگویی با «ادبیات» و موشکافی خودم!): گذشته، «ماده‌ی ثانی» امروز/آینده است و «حرکت متعالی» (حرکت در حکمت متعالیه!) «جهان انسانی»، بمثابه‌ی «لبس بعد از لبس»ست؛ بدین معنا که هر کمال/فعلیت/صورتی پسین (بشرطِ لا)، دربرگیرنده (دارنده)ی صورت پیشین، بگونه‌ی لابشرط‌ست و من این آموزه را پیش‌تر، در «عبور از گذشته» نگاشتم که «لر»یش می‌شود: گذشته، «آبستن» آینده است! از این‌رو، جهان، حرکت (نحو وجود سیال)ی‌ست که دارای «وحدت اتصالی»ست که مساوق «وحدت شخصی»ست و اگر گفته می‌شود: جهان بدون اسلام! یعنی نه تنها امروز که از آغاز (-ِ اسلام دست‌کم!)! … با خود می‌اندیشیدم که ساختن و پرداختن تاریخ جایگزین، چه قواعد و اصولی دارد! بیاد جدول حضور و غیاب «بیکن» از یک سو و نظریه‌ی بازی‌ها از سوی دیگر، افتادم! در نخستین، با بررسی بود و نبود پدیداری (مادی/طبیعی)، تلاش در شناخت عاملیت/مؤثریت (کنشگری/هنایش) آن در چیزی‌ست و در دومی، با شناخت کنش‌گران/عوامل (مختار/گزینا) در نهاده‌ای، تلاش در بررسی و شمارش (احصا[ء]) همه‌ی «برآن‌شدگی»های (تصمیمات! «آهنگ» را نیز برای تصمیم می‌توان بکار برد؛ ولی از آن‌جا که آهنگ را برای «اراده» بکار می‌برم، دیگر آن را برابر تصمیم ننهادم!) شدنی (ممکن) و گمان‌پذیر (احتمالی) آنان است! … این را باید دانست که «تاریخ انگاری/پنداری» را باید بر پایه و در پیوند (نسبت) و نگرنده (ناظر! از آن‌جا که نگران را برابر «منتظر» بکار می‌برم، برای ناظر نیاوردم!) بتاریخ واقعی/حقیقی نوشت؛ زیرا آن تاریخ، جایگزینِ چیزی‌ست (جایگزین، ویژگی «همیشه‌افزود» (دائم‌الإضافه) است!) که آن چیز، همان تاریخ متحقق/واقع است! پس نخستین بنیاد (قاعده/اصل) برای تاریخ اگرآن‌گاهی آن‌ست که همیشه، نگرنده و افزوده بتاریخ پیش‌آمده است! سخن درباره‌ی این دست بن‌پایه‌ها بسیارست …! در پایان، باید دانست که تاریخ ممکن و محتملِ (ناواقع) یک بازه‌ی تاریخی، هم‌نگر[نده] (متناظر) با آینده‌ی ممکن و محتمل، در پیوند گذشته‌ی آن بازه است! بدین می‌اندیشم که شاید بتوان از گزاره‌ها (قضایا)ی لابتی[ه‌ی] تاریخی سخن گفت …!


1 پاسخ به “تاریخ جایگزین یا جهان بدونِ …!”

  1. من! می‌گه:

    برای این گونه از تاریخ، گاه، در انگلیسی، آمیزه‌های Counterfactual history و virtual history بکار می‌رود! اگر چه برخی میان‌شان تفاوت گذاردند و آن‌ها را یکی ندانستند! تعابیر allohistory و other history نیز بکار می‌رود!

پاسخ دهید