وضع آیت الله کاشانی در کودتای ۲۸ام مرداد!؟

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه بقلم جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، است که در آن، گمانه‌هایی را درباره‌ی نقش آیت الله کاشانی در کودتای ۲۸ام مرداد و چرایی آن، برای پژوهش مورخان، طرح می‌کند.

وضع و موضع آیت الله کاشانی در کودتای ۲۸ام مرداد!

سجاد هجری

چند ماه پیش که اسناد آمریکایی کودتای ۲۸ام مرداد منتشر شد و این سو و آن سو، از نقش آیت الله کاشانی در آن سخن رفت و بسیاری ایشان را پشتیبان کودتا پنداشتند، ذهنم بسیار، درگیر این «مسئله» شد! بویژه که دوستانی در این‌باره، حضوری و مجازی، از من می‌پرسیدند! بسیار دوست داشتم که این اسناد را می‌خواندم؛ ولی هم بزبان انگلیسی بود و هم دراز! نشد منابع و مآخذ در دست آن کودتا را دوباره بخوانم و تنها، با «اطلاعات»ی که از پیش در ذهنم مانده بود و نگاه کارای «امنیت» (نه نگاه تنگ «امنیتی» که معمولانه، در ذهن‌هاست و بکار می‌رود!) که در همه چیز دارم و پیش‌تر آن را بسیار کوتاه و گذرا، در یادداشت «اعداد قوه‌ی نرم و سخت، زمینه‌ساز امنیت!» آورده‌ام، گمانه‌هایی زدم! می‌خواستم آن‌ها را یادداشتی کنم که «حال» و «وقت»ش نبود! بهتر دیدم که بخشی از «نوشت‌نویسِ» تلگرامی (در سنجش و مانند «گفتگو» ساخته شد! از آن‌جا که تلگرام «حقیقتا» (در برابر مجازا)، «مکاتبه»ست نه «مکالمه»)ام را با یک هم‌درس قدیم، اگرچه نادقیق‌ست، بی‌کم‌وکاست و دگرگونی (جز در بخشی از رسم‌خط و سجاوندی)، بمناسبت سالگشت ۲۸ام مرداد، در «پیشینه» منتشر کنم:

سجاد هجری: من متخصص تاریخ نیستم و تاریخ را تفننی می‌خوانم … یکی دو روز پیش، درباره‌ی اسناد منتشرشده درباره‌ی کودتای ۲۸ مرداد پرسیدید و من گفتم: خبر ندارم … پس از شما نیز چندین نفر از من پرسیدند … البته، با افکار و اعتقادات گوناگون … هنوز هم آن اسناد را ندیدم … گویا، شبهه‌ی اساسی،  حمایت آیت الله کاشانی از کودتاست … پاسخی اجمالی که بیکی از دوستان دادم، این‌چنین‌ست:

سجاد هجری (فورواردشده از خودم): دی‌روز، پری‌روز، بفلانی (از دوستانم!) می‌گفتم که درباره‌ی کودتای ۲۸ مرداد، باید دید که مصالح کشور در آن ظرف چه بوده! اگر شاه بازنمی‌گشت، چند حالت پیش می‌آمد، یا شاهی جدید از همین خاندان پهلوی باید می‌آمد یا باید سلسله عوض می‌شد … یا کلا، شاهنشاهی ساقط می‌شد و قانون اساسی مشروطه تغییر می‌کرد … من بطور ظنی می‌گویم که در آن شرایط هیچ‌یک یا ممکن نبود یا بمصلحت کشور نبود … در کل، ظرفیتش نبود …!!!

سجاد هجری (فورواردشده): یعنی اگر آیت الله کاشانی نیز از کودتا حمایت می‌کردند که شاید کرده باشند، کارشان هوشمندانه و بمصالح مملکت بود …

سجاد هجری (فورواردشده): اگر شاه بازنمی‌گشت، از جامعه سلب امنیت می‌شد و کشور هرج و مرج می‌شد و در آن شرایط، مدیریتش بتقریب و تا حدودی، ناممکن بود و علی‌البدلی راجح و ممکن نبود … و آقای مصدق نیز از وجوه گوناگون از جمله، بجهت ویژگی‌های شخصی‌شان، کاری از پیش نمی‌بردند …

سجاد هجری (فورواردشده): در آن شرایط، بازنگشتن شاه، ملازم اختلال نظام بود …

سجاد هجری (فورواردشده): مورخان این مدعیات ظنی مرا باید بررسند …

سجاد هجری: البته، باز تکرار می‌کنم که من هیچ تخصص و دانش کافی و کامل در این‌باره ندارم و فقط این‌ها ظنون من‌ست …

سجاد هجری (در پاسخ بنخستین پیام فورواردشده): دقت شود که من این جا مقابله نکردن با کودتا را ملازم حمایت گرفتم … البته، این که بواقع، موضع ایشان در این‌باره چه بوده، باید بررسی شود …

سجاد هجری: که بر عهده‌ی تاریخ معاصردانان‌ست …

هم‌درس قدیم (در پاسخ بپاسخ بالا): بمصالح مملکت بود؟ داشتیم مستقل می‌شدیم از انگلیس و آمریکا؛ خود آمریکایی‌ها نخواستند. فارق از اینکه کاشانی یا هر کس دیگه‌ای کمک کرد، بعید می‌دونم  این کار بصلاح آینده و استقلال ایران بود. (رسم‌خط و سجاوندی ایشان را کمی دگرگون کردم)

سجاد هجری: استقلال!؟ … در چه شرایطی و با چه ظرفیت و برنامه‌ای …!؟ … همین جوری که تغییر و تحول ممکن نیست …!!! … نخست: باید ظرفیتش در مردم باشد … دوم: این کارها نیازمند داشتن طرح کلی و برنامه‌ای کلان‌ست … باید بدانیم که پس از سلب چه ایجابی داریم … سوم: این کارها رهبری مقتدر و محبوب می‌خواهد … همه طرفدار استقلال‌اند … کسی که از استقلال بدش نمی‌آید … ولی هر کاری باید با لوازم و در شرایطش باشد … مصلحت مملکت یعنی جلوگیری از هرج و مرج و حفظ نظام کشور و جامعه و حفظ امنیت و جلوگیری از اختلال نظام …

سجاد هجری: تحول، شرایط و موانعی دارد …

 

دوباره، پامی‌فشارم که من ویژه‌کار (متخصص) تاریخ نیستم و در این‌باره نیز پژوهشی درخور نکردم و تنها، برخی گمانه‌ها را آوردم که تاریخ‌دانان باید آن‌ها را بررسند. این‌ها پرسش‌هایی‌ست از کارشناسان تاریخ! «بسم الله» …


پاسخ دهید