تاریخ کاربردی، در یاری بیک دوست …!

آن‌چه در پی می‌آید، یادداشتی کوتاه بقلم جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، است که در آن، اشاری و ایجازی، کم و کوتاه، درباره‌ی «تاریخ کاربردی» سخن گفته!

تاریخ کاربردی، در یاری بیک دوست …!

سجاد هجری

 

یکی از دوستان تاریخ‌خوانم، دو هفته‌ی دیگر، ارائه‌ای در «پژوهشکده‌ی تاریخ معاصر» دارد! موضوعش «تاریخ کاربردی»ست! بنظرم رسید که دست‌کم، با این یادداشت، یاریش کنم …! ویژگی (وصف) «کاربردی» را در برابر «محض»، «نظری»، «بنیادین»، «اطلاعاتی» و … بهره می‌برند! گاه دانش‌ها و علوم را بدان می‌آرایند (وصف می‌کنند)! با خود می‌اندیشیدم که کدام کلیدواژه در گذشته‌مان (و شاید هم‌چنان اکنون‌مان) با این ویژگی «کاربردی» سازگارست (مناسبت دارد)! می‌دانید که چنان‌چه بارها گفتم و نوشتم، باور من آن‌ست که برای زایش (تولد در برابر تولید!) دانش بومی، باید (ضروری‌ست) ببوم (سرزمین) و سرگذشت (تاریخ)ش و هر آن‌چه در آن پیش آمده و هست شده، از دانش‌ها تا هنرها، نیز بازگشت (رجوع کرد)! بیاد کلیدواژه‌های «علم»، «فن» و «صناعت» از یک سو و «تقسیم علم/علوم» و اعتبارهای گوناگون آن در جهان اسلام افتادم! آن‌چه در «منطق» و «رئوس ثمانیه» (ی دانش‌ها) بررسی می‌شده و هم‌چنان کوتاه، در برخی درس‌ها می‌شود! هم‌چنین بیاد «غرض» (تدوین/ذاتی/تعلیم)، «منفعت» و «فائده» در آن «تارَک‌های هشتگانه» افتادم! در این‌باره‌ها، بسیار می‌توان سخن گفت؛ ولی مرا حال و رمقش نیست؛ ولی این را بگویم که چنان‌چه از برخی یادداشت‌هایم در «پیشینه» آشکارست، گاه بسیار گرایش دارم که برای تاریخ، از فن یا صناعت بهره برم! آن بخشش (تقسیم) دانش‌ها که بیادم آمد، «آلی» و «اصالی» بود که پیش‌تر، بسیار، بجای آلی، «مقدمی» را بکار می‌بردم. دانشی، مقدمه‌ی دانشی دیگر! یکی از رئوس ثمانیه، رتبه/ترتیب علوم‌ست که یکی از معانی یا شئونش، چینش دانش‌ها از حیث «مقدمیت و ذی‌المقدمیت» در «ترابط» و «تعلیم» است! بیاد دارم که سال‌ها پیش، از این مباحث، بنام «نقشه‌ی جامع علم» یاد می‌کردم که عنوانی برگرفته از «نقشه‌ی جامع علمی کشور» (که بنقدش می‌پرداختیم و بدان تعابیری چون «نقشه‌ی ناقص جهلی کشور» می‌گفتیم!) و کتاب‌هایی ارزنده بنام The Map of Knowledge (از کسانی مانند کالینگوود بزرگ) بود! از آن‌گاه باور داشتم که چنین عنوانی که مانندش در جهان اسلام، «إحصاءالعلوم» (فارابی) و «مفاتیح العلوم» (خوارزمی)هاست، باید دست‌کم، در هر رشته‌ی دانشگاهی، بعنوان واحد ضروری (در برابر اختیاری)، در همان سال نخست، گنجانده شود. از این‌ها بگذریم … کاربردی مرا بیاد شعار آغاز سده‌ی بیستم، «هنر برای هنر»، می‌اندازد که اگر چه تاریخ بـ«هُنر» نیز می‌ماند، در بحث ما با مسامحه، می‌شود: «علم برای علم» و در مورد، «تاریخ برای تاریخ»! این شعار در برابر کاربردی‌ست! … «تاریخ اطلاعاتی» مرا بیاد مسابقه‌های تلوزیونی که پرسش‌های تاریخی دارند، از یک سو و سخن «فرانتس روزنتال» در «تاریخ تاریخ‌نگاری اسلامی»، مبنی بر انگیزه‌ی فخرفروشانه (متفاخرانه)ی تاریخ‌آموزی بسیاری مانند پادشاهان در تمدن‌مان، می‌اندازد! … پیش‌تر، در یادداشتی از دوگانه‌ی نظریه/عمل کوتاه و پرسشگرانه، سخن راندم که آن‌جا نیز از کاربردی در برابر محض سخن رفت! فلسفه (ی أولی) را از گذشته، دانشی بی‌غرض می‌دانستند و این ویژگی را نشانه‌ی برتریش از دیگر دانش‌ها و از این‌رو نیز آن را «علم اعلا (برین)» می‌نامیدند که گویی غرض از آن چیزی جز خودش نیست؛ مانند آن‌که خدا غرضی خارج از ذات ندارد! این نیز بعلم برای علم می‌ماند …! بگذریم که امروز، از «فلسفه‌ی کاربردی» نیز سخن می‌رود! پیش‌تر، «تاریخ فعال و تاریخ منفعل» و عنوان‌هایی همانندش را در یادداشتی بکار بردم که در آن، ویژگی «فعال» برای تاریخ، برابر «کاربردی»ست! در نظرم، «تاریخ فعال» همان تاریخِ «عبرت‌آمیز/آموز/انگیز/ده» است و موضوع تاریخ، «ما یعتبر به» (بیادداشتی در این‌باره در پیشینه بازگردید)! می‌شود چنین گفت: تاریخ کاربردی، آن تاریخی‌ست که بتوان از آن عبرت گرفت! بتوان آن را بکار بست! … تاریخی که جز اطلاعات محض/صرف و تفاخر بدان، کارکردی دیگر برای «اکنون» و «آینده» (جز گذشته!) دارد! تاریخی مقدمی که بتوان در علوم دیگر مانند «اجتماعیات»، «سیاسیات»، «فقهیات»، … و حتا «کلامیات» و «فلسفیات»، از آن بهره برد؛ بدین معنا که مبادی (تصدیقی) یا شواهد، برای دیگر علوم باشد/بسازد (تولید کند)! … سخن بسیارست و حال کم و وقت (نه زمان!) نیست! … این یادداشت را می‌توان هم‌چنان دنبال کرد و پی گرفت؛ ولی سخن کوتاه باید، والسلام …!

پس‌نوشت: شاید یکی از بهترین کتاب‌هایی که در کاربرد و سودمندی تاریخ خواندم، «استفاده و سوء استفاده از تاریخ» بخامه‌ی «پیتر خیل» هلندی، استاد برجسته‌ی تاریخ دانشگاه اوتریخت و یکی از بنیان‌گذاران نهضت «فلاندر»، است! درس‌گفتاری از او در دانشگاه ییل ینگه‌دنیا! آن‌چه خیل را در چشمم بزرگ‌تر می‌کند، زورآزمایی و رویارویی او با «آرنولد تویین‌بی»، تمدن‌شناس پرآوازه و خوش‌نام‌ترین مورخ نزدم، است که ترجمان فارسی این کتاب، حسن کامشاد، خوش‌ذوقانه، گفتگو و مناظره‌ی رادیویی او با تویین‌بی را بنام «آیا می‌توانیم الگوی گذشته را ترسیم کنیم؟»، پیوستش کرده! خیل بارها از آمیزه‌ی «کاربرد تاریخ» بهره می‌برد!


4 پاسخ به “تاریخ کاربردی، در یاری بیک دوست …!”

  1. نویسا! می‌گه:

    «تمایز علوم»، یا بموضوع‌ست یا بغرض یا بطریق! باید دید، «اعتبار» تقسیم در تقسیم تاریخ بکاربردی و جز آن چیست! مبادی و قوای نفس را نیز برخی آورده‌اند! برخی، عنوان‌های «دانش عملی» و «دانش تکنیکی» را نیز بکار برده‌اند! بتفاوت theoria و praxis و techne در یونان باستان، باید دقت و توجه کرد!

  2. از پیش! می‌گه:

    واژه‌ی «practice» (کاربرد- البته، این واژه معانی گوناگون دارد) را نیز می‌توان در عداد واژگان مرتبط با «عبرت» در تاریخ آورد! ترکیب «practice of history» حتا به منزله‌ی عنوان کتاب (The Practice Of History: G. R. Elton) نیز آمده و گاه، در کنار «purpose» (غرض یا هدف) در ترکیب با تاریخ می‌آید که عنوان مقاله‌ای ارزنده نیز هست: «The Practice And Purpose Of History: Henry Glassie» البته، شاید کسی «practice» را در این دو عنوان، «کارکرد=(عملکرد)» ترجمه کند. … خانم «منصوره اتحادیه» (به احتمال، بخشی از!؟) کتاب «التون» (The Practice Of History) را با نام «شیوه‌ی تاریخ‌نگاری» به فارسی «ترجمه» و «منتشر» کرده‌است! …

  3. دیگری! می‌گه:

    … بدرستی و نیکی، با پرسشی بنیادین که از آنِ «فلسفه‌ی علم تاریخ» (در برابر «فلسفه‌ی تاریخ») است، آغاز می‌شود: «تاریخ به چه کار (بچکار) می‌آید؟» (خودمانی بگویم: «تاریخ به چه دردی (بچدردی) می‌خورد؟» یا «تاریخ چه دردی (چدردی) را دوا می‌کند؟») … این، پرسش از «غرض» تاریخ‌خوانی و «تاریخ‌نگاری» است! گویند: «فوایدِ» (فایده‌ها یا کاربردها: «uses»! فیلسوف بزرگ، پرنفوذ و منتقد آلمانی، «فردریش نیچه»، کتابی (بزبان آلمانی) با نام انگلیسی «On the use and abuse of history for life» (که برخی نیز آن را «On the advantage and disadvantage of history for life» ترجمه کرده‌اند) دارد که مترجمان فارسی (عباس کاشف و ابوتراب سهراب)، آن را بـ«سودمندی و ناسودمندی تاریخ برای زندگی» (بقید «برای زندگی» (for life) در آن دقت شود!) ترجمه کرده‌اند) …

  4. تاریخ خوب! می‌گه:

    «دیوید هاکت فیشر» در کتاب ارزشمند «مغالطات مورخان» خود، از «تاریخ خوب» (good history) سخن می‌گوید و چون نیک بنگریم، «تاریخ خوب» نزد او، همان «تاریخ سودمند/مفید» است!

پاسخ دهید