«پیش‌بین»ی در دو متن کهن ایرانی!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، است که در آن، اشاره‌ای کوتاه بکاربرد آمیزه‌ی «پیش‌بین» در دو متن کهن فارسی، قابوس‌نامه و سیاست‌نامه، می‌کند!

«پیش‌بین»ی در دو متن کهن ایرانی!

سجاد هجری

 

از پیش، بسیار این‌ور و آن‌ور، بدین و بدان، گفته‌ام: برای رسیدن بدانش اسلامی و دست‌کم، بومی، پژوهش گذشته‌مان ناگزیرست! چرا و چگونه‌اش بماند! چندی‌ست که با «آینده‌پژوهی» سروکار دارم. در این چندگاه بارها خواستم که تاریخ و ادبیات‌مان را در موضوع «آینده‌پژوهی» بکاوم؛ ولی تاب (حوصله‌ا)ش نبوده و بیش‌تر، تاریخ‌مان را با دید «آینده‌پژوهانه» که فی‌الجمله، «عبرت‌پژوهی»ست، خوانده‌ام! این چند روز، با ویژگی (وصف) «پیش‌بین» در دو نامه‌ی کهن در فرهنگ‌مان، قابوس‌نامه و سیاست‌نامه، روبرو شدم! پیش‌تر نیز این کتاب‌ها را خوانده بودم؛ ولی این‌بار، آمیزه‌ی «پیش‌بین»، مرا گرفت (جذب کرد). هر دو، کیکاووس و نظام‌الملک، این آمیزه را «در جا» (بمثابه)ی «نهاد» (صفت)ی نیک و پسندیده و در ستایش پادشاه[ان]ی برگزیده و برتر بکار برده‌اند. تو گویی که «پیش‌بین»ی، از گران (مهم) و بایسته (ضروری)ترین سامه‌های (شرایط) پادشاهی و فرمانروایی‌ست! در قابوسنامه‌ی «غلامحسین یوسفی» که تا کنون ۱۸ چاپ داشته، درباره‌ی «ابوالسوار»، یکی از پادشاهان شدادیان، آمده: «وابوالسوار مردی [برجای] و خردمند بود ، وپادشاهی بزرگ وسایس وعادل‌وشجاع وفصیح ومتکلم وپاک دین‌وپیش‌بین ، چنانکه ملوکِ پسندیده باشند ، وهمه جد بودی بی‌هزل (رسم خط نگهداشته شده)» (باب هفتم: در پیشی جستن از سخن دانی) که آشکارا، «پیش‌بین بودن» را از ویژگی‌های «ملوک پسندیده» دانسته و میان «پاک‌دین» و «پیش‌بین»، سجع ساخته! «نظام‌الملک توسی»، وزیر سلجوقی، نیز در نخستین حکایت فصل سیزدهم «سیرالملوک»، درباره‌ی «عضدالدوله» (ی دیلمی) آورده: «از دیلمان هیچ پادشاهی بیدارتر و زیرکتر و پیش‌بین‌تر از عضدالدوله نبوده است و عمارت دوست داشتی و بلند همت و باسیاست بود (رسم خط نگهداری شده)» که دو ویژگی «باسیاست» (سایس)ی و «پیش‌بین»ی، در واژه نیز میان این دو پادشاه در این دو متن، یکسان‌ست! می‌توان کاوید که از چه روی، این دو تن، بدین ویژگی ستوده و آراسته شدند! پس از دیدن کاربرد «پیش‌بین» در این دو متن کهن، کنجکاو شدم که درایند این آمیزه را در لغت‌نامه‌ی نام‌آشنای دهخدا بخوانم (جالب‌ست که پیش‌بین نام خانوادگی برخی ایرانیان است). «پیش‌بین»، «پیش‌بینی» و «پیش‌بینی کردن» در دهخدا آمده و آن، گواهان (شاهدمثال‌های)ی را از نظم و نثر کهن فارسی، برای این واژه‌ها یاد کرده! برابر گواهان یادشده در دهخدا، بیش از هر ادیب و شاعری، فردوسی در شاهنامه از «پیش‌بین» بهره برده‌است! این شگرف نیست؛ زیرا شاهنامه، پر از داستان‌های پادشاهان و فرامان‌روایان/ده‌هان است و «پیش‌بین»ی، از ویژگی‌های برترین‌های آنان. گاهی پیش‌بین در معنی پیش‌گو و گاهی بمعنی خردمند بکار رفته! برایم، از همه‌ی گواهان گیراتر، سه بیت «خردمندی و پیش‌بینی کنی//توانایی و پاک‌دینی کنی»، «سخنگوی و روشن‌دل و پاک‌دین//بکاری که پیش‌آیدش پیش‌بین» و «یکی نامش ارمایل پاکدین//دگر نام کرمایل پیش‌بین» از فردوسی‌ست؛ زیرا در هر سه، مانند قابوسنامه، پیش‌بینی و پاک‌دینی با هم یادشده و باید دید که راز این همراهی چیست (پاک‌دینی مرا بیاد کسروی میاندازد)! از سوی دیگر، فردوسی تابرانی، «پیش‌بینی کردن» را در بیت نخست، پیامد «خردمندی» دانسته! «تاب» (حال‌وحوصله‌ی) آن را که شاهنامه، این نامه‌ی دراز، را پژوهم و ستودِ/ستایش‌شدگان (موصوفان) بدین ویژگی را بیابم و چرایی این ستودگی (اتصاف) را دریابم، ندارم! نیک‌ست کسی چنین کند. اگر در نظم و نثر کهن و نوی فارسی بگردیم، بقطع، کاربردهایی بسیار از این آمیزه و برابرهایش در فارسی مانند دور/مآل/عاقبت/انجام‌اندیش، دور/آخربین و … می‌یابیم که با بررسی آن‌ها می‌توان، نظام‌واره‌ی اندیشه‌ی «آینده‌پژوهی» در فرهنگ‌مان را بدست و زمینه‌های تولید و تدوین این صناعت را پدید آورد. باشد که پژوهندگان، بدین سبک و روش، روی آورند!


پاسخ دهید