گفتگوهای شفافیت، در حکمت!

آن‌چه در پی می‌آید، یادداشتی کوتاه بقلم جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، است که در آن کوتاه و کم از تاریخ واژه‌ی «شفافیت» (نبودش، درد بی‌درمان کشور!) گفته و برخی انگاره‌ها را طرح نموده‌است.

گفتگوهای شفافیت، در حکمت!

سجاد هجری

 

سال گذشته با برخی هم‌کاران «حکمت» بسیار درباره‌ی «شفافیت» (نبودش، درد بی‌درمان کشور!) گفتگو کردیم. نشست‌های گفتگو و رایزنی در این‌باره برگزار کردیم و گروهی نیز در تلگرام راه انداختیم؛ ولی این گفتگو و هم‌کاری ایستاد تا آن‌که چند روز پیش، پرسش‌هایی درباره‌ی شفافیت از من شد و آن گفتگوها زنده شد! انگاره (ایده)هایی فراوان بدوستان درباره‌ی شفافیت دادم: بررسی «واژگان» (نظام واژه‌های) شفافیت، بدست آوردن و بیرون کشیدن «شاکله» و «طرح‌واره»ها (schemata)ی مردم درباره‌ی شفافیت (با کمک تاریخ (ـِ مردم) و ادبیات (عامیانه بویژه زبان‌زدها)!)، «شناساندن» (تعریف) موشکافانه‌ی شفافیت (شفافیت بمثابه‌ی رصدپذیری/امکان وصول باطلاعات/…)، «اخلاقیاتِ» (روان‌شناسیِ!؟) شفافیت (شفافیت و اجناس فضیلت!)، شفافیت و اقتدار/مشروعیت، فطریات/غرایز/طباع و شفافیت و …! بویژه «شفافیت‌گریز بالطبع» بودن انسان را کوتاه، پژوهیدم و آن را با نگره‌ی «مستخدم بالطبع»ی بشر سنجیدم! هر کدام از این‌ها می‌تواند کتاب یا مقاله شود … می‌توانم بگویم: بسیاری از این‌ها نوآورانه بود! شاید درباره‌ی هر یک، یادداشتی نوشتم یا هم‌کاران نوشتند! در آغاز باید دید که ویژه‌واژه‌ی «شفافیت» (کاربرد امروزینش در فارسی!)، از کی و کجا بکار رفته و بویژه کی و کجا برابر transparency نهاده شده‌است! مانند همیشه، ولاستون را دیدم؛ در آن transparency را بـ«استشفاف» برگردانده بود! آیا بواقع، واژه‌ی استشفاف در روزگار ولاستون در فارسی پرکاربرد بوده یا کاربرد داشته‌است!؟ دهخدا برگردان فارسی استشفاف را در لغت‌نامه، از «منتهی‌الأرب» صفی‌پوری هندی که ترجمه‌ی «قاموس» فیروزآبادی‌ست، آورده و هیچ گواهی نیز از نظم و نثر برایش یاد نکرده‌است و این واژه در فرهنگ‌های معین و عمید نیز نیست! این خود نشان می‌دهد که این واژه، چندان کاربردی در فارسی نداشته‌است؛ چنان‌چه اکنون نیز ندارد! پس چرا ولاستون از آن در گزارش transparency بهره برده!؟ از پرسش بسامد و چندی کاربرد آن که بگذریم، نمی‌دانم چه اندازه این برابرنهی درست است! گویا، واژه‌ی شفافیت آن روزها دست‌کم، در فارسی، کاربردی نداشته! باید دید که این واژه که آمیزه‌ای از اسم مبالغه‌ی «شفاف» و «یت»، مصدر جعلی‌ساز، است، آن روزها ساخته شده بوده یا نه! یک چیزی (حسی!) شاید نادرست، بمن می‌گوید که ساختن این‌گونه مصادر جعلی با «یت» و کاربردش، در فارسی بیش از تازی‌ست! نپژوهیده‌ام و باید بررسید … بسیاری از فرهنگ‌های فارسی و تازی را برای پژوهش این پرسش می‌توان کاوید! امروزه، در تازی نیز «شفافیه» را برابر transparency می‌نهند! در دهخدا، شفافیت مانند استشفاف، بی‌هیچ گواهی آمده و برابرش نوشته: «… (یادداشت مولف). و رجوع به شفاف و شفافی شود»! که نشانه‌ی نوپیدایی و کم‌کاربردی آن‌ست! از قضا، درایند «شفافی» (حاصل مصدر) که ساخته‌ی فارسی‌گویان‌ست، نیز در دهخدا، بی‌گواه‌ست و در آن، بیادداشت مولف، بناظم‌الأطبا[ء] و معین ارجاع داده شده و نوشته: «… و رجوع به شفاف شود»! درایند شفاف، بی‌گواه و این‌چنین تنک نیست! باید دانست که فرهنگ نفیسی/ناظم‌الأطبا، از آن آغاز سده‌ی چهاردهم هجری مهشیدی‌ست و گویا، بتقریب، هم‌زمان با فرهنگ ولاستون نگارش شده و این‌که جا داشت ولاستون شفافی را برابر transparency می‌نهاد! شفافی را حییم در فرهنگ فارسی- انگلیسی، برابر transparency و transparence نهاده‌است؛ ولی از «شفافیت» در آن خبری نیست (درایند شفافیت در آن نیست!) و تنها، در فرهنگ انگلیسی – فارسی، «شفافیت» را در برگردان آن دو بکار برده (که شاید در ویرایش پسین (دوم) چنین کرده که باید بررسید)! باید دانست که تدوین و انتشار فرهنگ‌های انگلیسی و فارسی حییم، با آغاز تدوین دهخدا، تا حدودی، «هم‌گاه» (مقارن) است! این‌ها، همه، نشانه‌ی پسین (متأخر) بودن کاربرد (استعمال) «شفافیت» و حتا برابرنهیش با transparency است! این نیز شگرف‌ست که آریان‌پور در فرهنگش، شفافیت را برابر transparency نیاورده و فرانمایی و فراپیدایی که «مولَّد» (برساخته‌ا)ست و سپس وضوح و روشنی را آورده؛ ولی transparent glassy) را بشفاف برگردانده! باطنی و حق‌شناس که پسین‌اند، شفافیت و شفافی را برابر transparency گذارده‌اند که نشانه‌ی جاافتادگی و پربسامدی این دو واژه میان فارسی‌زبانان، در این روزگار است! در فرهنگ معاصر عربی- آلمانی «هانس ور» و ترجمه‌ی انگلیسی «میلتون کوان» از آن، با شگفتی، شفاف، شفافیت و دیگر مشتقات (کلا، درایند «ش ف ف») را نیافتم! که دست‌کم، نشانه‌ی کم‌کاربردی آن‌ها در میان عرب‌زبانان معاصر، پیش از دهه‌ی ۸۰ میلادی (بویژه میان دهه‌های ۴۰ تا ۸۰) است؛ ولی استاد «آذرتاش آذرنوش»، این واژه‌ها را بترجمه‌ی فارسی این فرهنگ، افزوده (ای کاش استاد با نشانه‌گذاری، افزوده‌ها را روشن (مشخص) می‌کرد!) که دست‌کم، نشان‌گر کاربرد بیش‌تر شفاف و شفافیت، در اطراف دهه‌ی ۷۰ هجری خورشیدی (ببعد) میان عرب‌زبانان است! یکی پشت هم وسوسه‌ام می‌کند که واژه‌ی «شفافیت» از فارسی[زبانان] بتازی[زبانان] رفته! باید بررسید … این بررسی کوتاه، آغازین و در نبود «تاب» (حوصله)، نارسا و کاستی‌مند (ناقص) است! باشد که پژوهشگری آن را بپروراند و برساند (کامل کند). کم‌ترین عبرت در این بررسی‌های تاریخی واژه‌ها آن‌ست که نپنداریم هرآن‌چه اکنون از واژه‌ها بکار می‌بریم، از گذشته بما رسیده و کهن‌ست؛ زیرا بسیاری از آن‌ها نوپیداست و تا چندی پیش کسی از آن بهره نمی‌برده! … اکنون (در پایان)، باید پرسید که چرا این واژه با این معنا که نشان‌گر پدیداری‌ست، امروزه بسیار کاربرد یافته و پیش‌تر، این پدیدار اگر بوده (که بوده!) چه بوده و با چه نشان داده می‌شده! …


پاسخ دهید