حکمرانی و سیاستنامه‌های اسلامی!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی بسیار کوتاه از جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر «پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت»، است که در آن، بایستگی (ضرورت) بهره‌گیری از سیاست‌نامه‌های دوره‌ی اسلامی برای تولید و تدوین «الگوی اسلامی- ایرانی حکمرانی» را گوش‌زد می‌کنند!

مدرسه‌ی حکم‌رانی و سیاست‌نامه‌های دوره‌ی اسلامی!

سجاد هجری

 

چندی‌ست این سو و آن‌سو، این و آن، بسیار آرزومندانه (متعَلَّق آرزو یا دست‌نیافتنی یا بسیار بسیار دوردست و دور از دسترس است!) و کمی ساده‌انگارانه، از نیاز و بایستگی پرداختن بدانش کاربردی «حکم‌رانی» سخن می‌رانند! برخی حتا رویای بنیاد نهادن «مدرسه‌ی حکم‌رانی» مانند کِنِدی هاروارد بسبک ایرانی- اسلامی دارند! گویا، می‌خواهند در این مدارس، مدیران و سیاست‌گذاران آینده‌ی کشور را بپرورانند! از دانشگاه جامع امام حسین (سلام الله علیه) گرفته تا پژوهشکده‌ی «سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت»، بهر که این آرزو را دارد، گفتم و پیش‌نهاد دادم: بنیادی‌ترین کاری که باید انجام دهید، بررسی تاریخ حکم‌رانی مسلمانان از آغاز اسلام تا امروز و الگوسازی/گیری از آن‌هاست! همه این پیش‌نهاد را پسندیدند؛ ولی هنوز هیچ‌یک در کارش نشدند! ببرخی دانشجویان دکتری «خط‌مشی‌گذاری» از گرایش‌های «مدیریت» نیز پیش‌نهاد دادم تا رساله‌شان را در این‌باره بردارند و ایشان نیز بدان گرویدند؛ تا آن‌جا که در تلاشند یکی از درس‌های نیم‌سال آینده‌شان در دانشگاه را همین گذارند! امروزه، بسیار از بومی- اسلامی کردن/شدن دانش‌ها (ی انسانی!) سخن می‌رود! یکی از پایه‌هایش، پیگیری هر دانش در تاریخ «تمدن اسلامی»ست. از گذشته، گاه بسبک کاربردی ایرانی در «سیاست‌نامه»ها و گاه بسبک فلسفی- نظری یونانی در سیاست‌های مدن (سیاسه‌المدن‌ها)، از حکم‌رانی سخن رفته‌است (پیش‌نهادم بطور ویژه، بررسی این کتاب‌ها بوده)! کتاب‌های «نصیحت‌نامه» (خوارزمی)، «سیرالملوک» (توسی)، «نصیحه‌الملوک» (غزالی) و … در تمدن اسلامی، کم نیست! این کتاب‌ها تا امروز، نزد اهالی «علوم سیاسی» بیش‌وکم، بررسی و برخی پرسش‌های بنیادین «حکومت» در آن‌ها پیگیری شده؛ ولی با نگاه «حکم‌رانی (خوب)» بدان‌ها نگاه و در آن‌ها پژوهش نشده‌است! در این سیاست‌نامه‌ها می‌توان خط‌مشی‌ها و راهبردهای اداره‌ی یک کشور را بویژه در «ریخت» (قالب) حکایت و داستان‌های تاریخی (و گاه تخیلی) یافت! خود این دست کتاب‌ها پُرند از تاریخ و نویسندگان‌شان مانند کتاب‌های اخلاقی و تهذیب نفس، با بهره‌گیری از تاریخ (و گاه حکایت‌سازی!)، بپرورش و آموزش فرمانروایان و پادشاهان می‌پردازند و این می‌تواند الگویی پرارج برای آموزش و پرورش باشد؛ زیرا در کنار آیین‌های (قواعد) فراگیر (کلی)، بکار بردن نمونه (مثال)ها، یادگیری و شیرفهمی را در این عملی‌ها آسان‌تر می‌کند! اگر چه در نظری‌ها شاید چنین نباشد! برخی این را بـ«حس محاکات» آدمی بازمی‌گردانند و برخی آن را بویژگی نهاده‌ی «تصمیم» که جزئی‌ست! سخن بسیارست … امروزه نیز یکی از روش‌های آموزش کودکان، داستان‌هاست و از آن گیراتر، برخی «پهنه» (ساحت)های تجربه‌نگاری، بمثابه‌ی روشی برای «ترابرد» (انتقال) تجربه‌ها و تولید دانش بومی، است که اکنون، در نیروهای مسلح‌مان، بدرستی، بدان روی آوردند (همه می‌دانند که تجربه‌ی «دفاع مقدس»، بی‌مانندست). اینک، آهنگ ساختارشناسی سیاست‌نامه‌ها را ندارم! … برخی از این سیاست‌نامه‌ها بدست کسانی نوشته شده که خود حکم‌رانان و فرماندهانی بسیار توانا و برجسته بودند و گویا، تجربه و یافته‌های خود را در این نامه‌ها می‌نگاشتند. خواجه نظام‌الملک توسی/طوسی یکی از ایشان‌ست! بررسی سیرالملوک او جا و گاهی درخور می‌خواهد. پیش‌تر گفتم که بسیاری از این سیاست‌نامه‌ها از مملکت‌داری پیش از اسلام (ساسانیان) تأثیر پذیرفتند. می‌دانید که خلفای عباسی، بسیار تلاش کردند از پادشاهی ساسانی الگوگیرند و چه بسیار ایرانیانی مانند برمکیان که در دربار آن خلفا وزارت و صدارت داشتند! کم نشنیده‌ایم که اگر یونانیان در علوم نظری بویژه فلسفه برجسته و سرامد بوده و مسلمانان با ترجمه‌ی آثارشان، بسیار از آن بهره بردند و تأثیر گرفتند، ایرانیان پیشااسلامی، در دیوان‌سالاری زبانزد و شگرف بوده‌اند! حتا «کوروش‌نامه»ی گزنفون را که گویا، «پدران بنیانگذار» نیز از آن بهره بردند، بیاد آورید! این‌ها را گفتم تا پیش‌نهاد دهم که بد نیست پژوهش در این‌باره را از پیش از اسلامِ ایران بیاغازیم؛ زیرا «ایرانیت» (اگر چه بسیاری گویند: نباید «یت» مصدر جعلی‌ساز را بواژه‌های فارسی افزود؛ ولی برخی آمیزه‌های اینچنین نزد بزرگان سخن فارسی بکار رفته و از قضا، استاد آذرتاش آذرنوش نیز در کتاب مستطاب «چالش میان فارسی و عربی» از ایرانیت بهره می‌برند! البته، با ایرانیت، گونه‌ای پوشش سقف، اشتباه نشود!) با «اسلامیت» در درون‌مان بگونه‌ای سرشته (عجین) و آمیخته‌است! در پایان، بر این پامی‌فشارم که هر تلاشی در راه تولید «حکم‌رانی» بسبک خودمان، از بررسی همین سیاست‌نامه‌های تاریخی- ادبی و پژوهش دیگر سویه‌های «تمدن اسلامی» می‌گذرد و اگر کسی بدین باور ندارد، «زهی تصور باطل! زهی خیال محال!» که بتواند بچیزی درخور دست یابد! باور ندارید، بنگرید (نگران باشید= فانتظروا)! …


پاسخ دهید