تاریخ کلامی نزد تاریخ‌گذاران اسلامی!

آن‌چه پیش روست، یادداشتی کوتاه و آسان بقلم جناب آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده‌ی سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، است که بر پایه‌ی سبک آغازی برخی کتاب‌های تاریخ در تمدن اسلامی نگاشته شده. پیشینه (پایگاه عبرت‌پژوهی تاریخی) نگران (منتظر) خرده‌گیری‌های شما، عبرت‌پژوهان و تاریخ‌خوانان، است!

تاریخ کلامی نزد تاریخ‌گذاران اسلامی!

سجاد هجری

 

اگر کتاب‌های تاریخ در جهان اسلام را بنگرید و ببینید که با «إثبات الصانع» و «حدوث العالم» آغاز می‌شوند! از شگفتی انگشت بدهان با خود می‌گویید: چرا چنین!؟ ولی نباید پنداشت که چنین سبکی، نو و ویژه‌ی (منحصر بـ) ماست؛ زیرا «تبارنامه‌ی خدایان» (تئوگونیای) «هسیود» که نزد ما «اسطوره» است و نزد خودهاشان، باورمندان و گروندگان، تاریخ! تا اندازه‌ای بسیار، این‌چنین‌ست و چیزی جز نژاد خدایان و زایش جهان نیست (این را نیز بدانید که اسطوره، تازی‌شده‌ی (معرب) storia، هم‌خانواده‌ی historia، است)! «ایلیاد» و «اودیسه»ی «هومر» نیز چنین‌ست؛ آن‌هم نه حدوثا که بقاءً! از قضا، یاد «سفر پیدایش» و هگل نیز افتادم! … سخن از «نخستین آفریده» (أول ما خلق الله)، قلم، عقل و …، که در «روایات» بسیار آمده، پس از «اُستانش آفریننده» (اثبات صانع) و سپس بازنمود چیدمان (ترتیب زمانی) آفریدگان در آغاز این دست کتاب‌های تاریخ مسلمانان، دیده می‌شود. «حد وسط» پروهان (فرنود: برهان)شان بر هستی آفریننده، «نوپیدایی جهان» (حدوث زمانی عالم)ست! پس چون نیک بنگریم، این تاریخ‌گذاران (مورخان)، متکلمانه (کلامی)، این نهاده را بررسیدند؛ زیرا «حد وسط» فیلسوفان برای اثبات صانع، «حدوث ذاتی» یا همان امکان‌ست! این تاریخ‌نگاران متکلم‌مآب، قبل و بعدها (… قبل کل شیء/… ثم خلق) را (در احادیث) مانند «نخستی/نخستینی» (أولیت: إن أول ما خلق الله)، زمانی پس تاریخی (در معنای معمول!) می‌دانند! گویی، این‌جا تاریخ فراتر از «انسان» (زمینی!) می‌رود! ولی تاریخ از کی آغازید!؟ از پیدایش نخستین آفریده!؟ این‌جا سخنان فلسفی- کلامی بسیارست؛ مانند ربط حادث بقدیم! آیا می‌توان پرسید: زمان از کی آغازید؟! برخی فیلسوفان، ابن سینا، کانت (تعارضات عقل نظری) و …، بـ«جدلی‌الطرفین»ی نهاده‌ی حدوث و قدم عالم گرایش یا باور داشتند! … امروز، بسیار در محافل تاریخی از نسبت میان کلام و تاریخ سخن می‌رود و بسیاری تاریخ را لابشرط از کلام (حتا بشرط لای از کلام!) و برخی آن را بشرط کلام می‌دانند و با دیدن این دست صحف یادشده‌ی تاریخ در تمدن اسلامی، می‌توان گفت که قدمای ما تاریخ را بشرط کلام می‌دانستند و در کتاب‌های‌شان از استدلال‌های کلامی بهره می‌جستند! در پایان، جا دارد که چندیک از این دست کتاب‌ها را نام برم تا پژوهندگان بخواندنش روی آورند: ۱٫ تاریخ الرسل والملوک (تاریخ الطبری) لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، ۲٫ المنتظم فی تاریخ الملوک والأمم لأبی الفرج عبدالرحمان بن علی بن محمد بن الجوزی و ۳٫ کنز الدرر وجامع الغرر لأبی بکر بن عبدالله بن أیبک الدواداری!

بعد تحریر/التحریر یا بعدا نوشت: امروز (بیستم اردی‌بهشت هزار و سیصد و نود و شش!)، یکی از دوستان، کتاب «معمای زمان و حدوث جهان» استاد ارجمند ابراهیمی دینانی را بهمراه کتاب‌هایی دیگر، بدینجانب پیش‌کش کرد؛ پیش‌تر، از انتشارش آگاه بودم و آن را بارها در گنجه‌ی شیشه‌ای (ویترین) کتاب‌فروشی‌ها دیده بودم؛ ولی مرا اکنون، چندان حوصله‌ی خواندن این دست کتاب‌ها نیست! چون بفهرستش نگریستم، فصل «زمان در اندیشه اشاعره چه جایگاهی برای تاریخ باقی می‌گذارد؟» مرا بخود ربود، کشید (جذب کرد) و فراخواند؛ زیرا با نگاشتن این نوشتار، بیش از پیش درگیر کلام و تاریخ بودم! آن را گشودم و بتندی خواندم و خواندش را پیش یا پس از نوشته‌ی بالا، بهمه‌ی شما پیش‌نهاد می‌کنم! برخی از آن‌چه پیش‌تر درباره‌ی تاریخ نوشتم، در سخنان استاد گرامی نیز یافتم …!


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *