افیون در عثمانی! (قانون و اخلاق)

مقاله پیش روی،تلخیصی از مقاله طولانی با عنوان(امپراطوری عثمانی، بالکان، سرزمینهای یونان: تاریخچه اجتماعی و اقتصادی)می باشد که نگاهی به اصول اخلاق در جامعه عثمانی دارد، رفتارهای مطلوبی که متعلق به بطن قانونی بوده و قهری نیستند و رابطه ی بین آنها را بررسی می کند. تاکید اصلی مقاله به شکل مطالعه موردی مربوط به مصرف مواد مخدر می باشد، به شیوه ای که معضلات اخلاقی موجود در سیستم قضایی را بررسی می نماید یا به استفاده از کلمه اخلاقیات به منظور بسط دامنه قانونی در این حوزه اشاره دارد.مقاله فوق توسط خانم لیلا اکبری(دانشجوی دکتری تاریخ اسلام) ترجمه شده است.

امپراطوری عثمانی، بالکان، سرزمینهای یونان: تاریخچه اجتماعی و اقتصادی
قانون و اصول اخلاقی در جامعه عثمانی، مطالعه موردی( مواد افیونی):
رابطه ی بین قانون و هنجار (اخلاق اجتماعی)، رابطه ای اجباری است ولی هنجارهای اخلاقی چنین نیستند، لذا موضوع پیچیده ای برای بحث علی الخصوص در جامعه اسلامی است، زیرا مذهب تمایل به برقراری رابطه اجتناب ناپذیر بین هنجارهای اخلاقی دارد، حتی در موارد مربوط به مجازات و یا قوانین مدنی بر اساس برداشت قوانین مدرن اروپایی چنین است. مقاله پیش روی، نگاهی به اصول اخلاق در جامعه عثمانی است، رفتارهای مطلوبی که متعلق به بطن قانونی بوده و قهری نیستند و رابطه ی بین آنها را بررسی می کند. تاکید اصلی مقاله به شکل مطالعه موردی مربوط به مصرف مواد مخدر می باشد، به شیوه ای که معضلات اخلاقی موجود در سیستم قضایی را بررسی می نماید یا به استفاده از کلمه اخلاقیات به منظور بسط دامنه قانونی در این حوزه اشاره دارد.
به عنوان یک دانشجوی فارغ التحصیل ، اولین مقاله خود را در سال ۱۹۹۲، با عنوان دولت عثمانی (عثمانیسم) در سمینار جی.س.الکساندر(J.C.Alexander )با عنوان “فرهنگ (گرایش به) اعتیاد” (اصطلاح عامیانه یونانی) وارتباط آن با مصرف مواد مخدر در دوره عثمانی در اوایل قرن بیستم، ارائه نمودم. مناسب دیدم تا برخی از نتیجه گیریهای نهایی درباره این موضوع را به اطلاع استادم برسانم، بدلیل اینکه مهارت ایشان در اقتصاد و وقایع نگاری تاریخی، بسیار بالاتر می باشد و ایشان همواره مرا نسبت به پژوهش در حوزه فرهنگ عثمانی ترقیب می کردند.
منابع قانونی با موضوعات اخلاقی یا غیر اخلاقی، بین دو حوزه ارتباط برقرار می سازد، مواردی که شامل آیین نامه های غیر قانونی(عدم الزام قانونی برای اجرا) مربوط به رفتار صریح، و تفسیر (هنجار) قانونی است. این مسئله رایجی است که به منظور، گواهی دادن به عنوان یک شاهد فرد باید راستگو بوده و مرتکب هیچ گناه کبیره ای نشده باشد. این موضوع به ویژه در مقوله جاری ساختن مجازات حد ضرورت پیدا می کند…
به عبارت دیگر عقیده عمومی و حتی همسایگی با مجرم تا حدی شخصیت بنیادی می طلبد.در قرن هفدهم قانون جدیدی تصویب شد مبنی بر این که قاضی می تواند زنی را که ادعا می شود مجرم است مجازات کند، اگرچه بدون شاهد نمی توان او را مجازات کرد. در مورد آدمکشی از سال ۱۷۰۳ همسایگان می توانستند ادعا کنند(شاکی باشند) که او رفتار بدی دارد . همچنین بدنامی می تواند متعاقب این کار مورد مجازات قرار گیرد. قوانین مربوط به شهادت همسایه در مورد فردی که مورد اتهام فحشاء می باشد این بدنامی را اجرایی می سازد که در حکم صادره توسط، ابوالسعود افندی به آن اشاره شده است و این مسئله در اسناد قضایی اجرایی نبوده است. در این حکم، از دید اجرایی در سطح شاهدانی که (جزو) همسایگان مجرم بودند، خود آنها حافظان اخلاقی محسوب می شدند. آنها حرمت و جایگاه خاصی برای امام(قاضی) قائل بودند،چرا که دارای حکم قاطع و نافذی بود.
تنباکو، کافه یا شراب نیز گاهی در این طبقه بندی جای می گیرند. همچنین این مواد به عنوان مواد مخدر و متمایز در نظر گرفته می شوند و افرادی که عادت به مصرف مواد مخدر دارند، به سادگی با چندین اصطلاح عمده (عامیانه) مانند معتاد مواجه می شوند که تنوع زیادی نیز دارد. همچنین اصطلاحات دیگری مانند: افراد سرخوش و یا مشتقات زیاد حاصل از اسامی خاص مواد مخدر (افیون، بنگی و …) وجود دارند. در حالی که اصطلاح تریاک اشاره به حالت اعتیادی آن دارد، باید توجه داشت که عبارت اهل-کیف گاهی به افراد مرتاض یا شوخ و بذله گو نیز گفته می شود (معادل رندان)؛ به هر حال، ارتباط معمول آن با مواد افیونی در عباراتی از قبیل کیفیت و نئشه و یا در داستانهایی از قبیل ستاره شناس علی افندی (اوایل قرن هشتم) کاملا روشن است؛ کسی که مرد سرخوشی بود و آشنایان معتاد داشت و تمام شب را با آنها می گذراند.
به هر حال مصرف عمده آنها مواد افیونی است. منابع مربوط به مواد مخدر در رابطه با اعمال دراویش به ویژه مربوط به استفاده آنها از این مواد برای وارد شدن به حالت خلسه گزارش های را بدست می دهند؛ برای مثال: طبق گفته¬های پال ریکات، افراد افیونی معروف به مولویست ها که آنها این حالت را سرخوشی یا حالت خلسه می¬نامند و نسبت به آن به شدت تعصب دارند، آنها این حالت را را نوعی حالت مقدس و آسمانی می¬دانند؛ بنابراین احتمالاً آن چیزی که نسبت به تشویق آنها برای استفاده از مواد افیونی مطرح است، قانونی و طبق دستور می¬باشد. قدیس ها طبق دستور از این مواد استفاده می¬کنند تا آنها را قادر به انجام اعمال فرا انسانی و روحی نماید. در یک نوشته جالب یک نویسنده بی نام مربوط به قرن هفدهم اسامی ناقصی را که حاکی از انواع خاصی از اعتیاد(تریاک) بود، پیدا کرد. در حالیکه او شک داشت این نوشته ها را به کار اعتیاد نسبت دهد، نه تنها این کار شرم آور نبود بلکه ابهت اعتیاد را افزایش می¬داد. به عبارت دیگر، خود مصرف کنندگان مواد مخدر معتقد بودند که باید در میادین جنگ از آن استفاده کنند و در زمان صلح نیز قبح آن را کنار بگذارند.
در اواخر قرن هجدهم به این مسئله توجه شده که مواد مخدر لذت حسی را افزایش می¬دهد و از سستی جلوگیری می¬کند، مصطفی علی(۱۶۰۰-۱۵۰۰) بیان می¬کند که مصرف کنندگان مواد مخدر امید زیادی بر این دارند که احساس سر زندگی آنها افزایش پیدا کند. به همین ترتیب بحث درباره¬¬ی عوارض مصرف مواد مخدر نیز مطرح بود. در اثر اصرار دوستان قدیمی و پدرش سرانجام ادعا کرد که مصرف مواد مخدر مطلوب بوده و قابل توصیه است و نکاتی در این رابطه بیان کرد؛ در حالیکه اعتیاد تصاویر ذهنی بزرگی را شامل می¬شود.
اشاعه مواد افیونی چندان دوام نیاورد، اما بدون شک عادت بدی در اخلاقیات عثمانی ایجاد کرد. ماده افیونی دیگر، حشیش بود که قبل از این در دوره اسلامی مورد نکوهش قرار گرفته بود. این یک نوآوری برای پزشکی عثمانی بود که از قرن پانزده میلادی، اعتیاد به الکل را هم ردیف با مصرف حشیش و تنباکو و انواع بیماریهای قدیمی شرح داده شده در کتاب رازی قرار داد. همچنین اخلاق گرایان عثمانی تاکید شدید بر عوارض جسمی مواد مخدر داشتند؛ برای مثال در اواخر قرن شانزدهم «لطیف» اعتیاد به مواد را به شکل زیر توضیح داد:
«بدن مصرف کنندگان نابود می شود، دندانهایشان پوسیده می¬شود، دهانشان جمع می¬شود و چشمهایشان کاملا باز می¬شود؛ در حالیکه نفس می کشند حالت بی اختیاری دارند(آچیک آغزی-گوزو باکار…). مصطفی-علی شرح مشابهی را ارائه می¬دهد، به علاوه اینکه توانایی مغزی در این افراد هرگز باز نمی¬گردد، به طوریکه مصرف دائمی مواد لازم بوده و آنها را از دوستانشان بیگانه می¬کند. نه می¬خوابند، نه می ایستند، نه بیدارند نه در خوابند و در حالت نیمه هوشیاری قرار دارند. سلامت ذهنی را از دست می¬دهند و دچار حزیان می¬شوند، در حالیکه در اواسط قرن هفدهم کاتب چلبی اعتیاد را نه مرگ و نه زندگی، نه خواب و نه بیداری معرفی ¬می¬کند.
طبق نظر بسیاری از شرح حال نویسان، همه شاعران تا پایان عمر به مواد مخدر معتاد بوده¬اند و در فقر و تنهایی زندگی سپری می¬کرده اند، برخی جوان مردند، برخی معلول شدند و برخی دیوانه شدند. در کنار جنبه های پزشکی، نویسندگان عثمانی به آسیب¬های اخلاقی و اجتماعی ناشی از مصرف مواد مخدر هم اشاره می¬کنند. بر اساس شعری از قرن پانزدهم افراد تریاکی قادر نیستند بخوابند، شخصیت خود را از دست می¬دهند و حرف آنها در کل شهر می پیچد، کل دارایی¬هایشان را می فروشند و بیچاره و فقیر می شوند. مصرف کنندگان حشیش وضعیت مشابهی داشتند و مردم آنها را مسخره می¬کردند.
به هر حال بحث اخلاقی در متون قانونی در مورد جلوگیری از مواد افیونی هیچ استثنایی را شامل نمی شود. قبل از شکل گیری قانون عثمانی بحث های فراوانی در میان قضات عرب در مورد قانونی بودن حشیش مطرح بود. این مباحث در مورد موارد مشابهی مانند مشروب(مسکر) از یکسو و نیز عوارض جسمی و ذهنی آن از سوی دیگر مطرح بود. به عبارت دیگر؛ اگرچه دستگاه قضا برای جلوگیری از مصرف آنها اشاره داشت(سخت گیری اندک مدارس حنفی) این پیشگیری به نظر در عمل چندان جدی نبود. قانون مجازات عثمانی هیچ اشاره¬ای به مواد افیونی نداشت. در آن زمان برخی از انواع مواد مخدر طبق دستور پادشاه ممنوع بود که نشان دهنده فقدان کامل هر نوع قانون کنترلی پایدار می¬باشد؛ برای مثال میدانیم که مراد چهارم(۱۶۴۰-۱۶۲۳) در مورد شراب، تنباکو و قهوه¬خانه¬ها بی تفاوت بود، تا جایی که فهمید دکتر خصوصی او امیر چلبی معتاد به مواد است، او را وادار به واگذاری همه موادی کرد که همراه داشت که منجر به مرگ او شد، تا آنجایی که من میدانم چنین سخت گیری تا ۱۷۲۵ مشاهده نگردید. به طوریکه در آن تاریخ طبق حکم سلطان، استفاده حشیش ممنوع شد ولی بعداً حشیش مانند تنباکو مصرف می¬شد. عمدتاً توسط بکتاشی ها و سایر دراویش مجازات برای آن در نظر گرفته شد.

لینک اصلی مقاله جهت دانلود:

Sariyannis_NarcoticSubstances-libre


پاسخ دهید