نمایش مدرنیسم

آنچه می خوانید معرفی کتاب نمایش مدرنیسم: سینمای هنری اروپا از ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ (اثر آندراش بالین کوواچ) به قم علیرضا رضایت است.
منظور از سینمای هنری اروپا گونه ای از سینما در اروپا است که در اثر مبارزه با اصول و فنون دوره کلاسیک سینمای هالیوود پدید آمد و اوج آن در دهه ۱۹۶۰ بود.

s

Andras Balint Kovacs, Screening Modernism: European Art Cinema 1950-1980, Chicago & London: The University of Chicago Press, 2007

Kovács András Bálint

تصویر مولف کتاب

در حال حاضر مدرنیسم به نوعی تاریخ فیلم است، البته این امر از این جهت نیست که سرآغازش به چندین دهه گذشته باز می گردد بلکه عمدتاً به این دلیل است که فیلم های هنری امروز کاملاً متفاوت با فیلم های دهه ۱۹۶۰ هستند. البته یک دلیل دیگرش نیز آن است که این تفاوت سیستماتیک و چشمگیر طی بیست سال گذشته وجود داشته و زمان آن رسیده که تحقیقی تاریخی در مورد منابع فیلم های اروپایی دوران مدرن و شاخصه های تماتیک و زیباشناسانه آن انجام گیرد. سینمای دهه ۱۹۶۰ فی نفسه در فرهنگ غرب جایگاه ممتازی دارد. فیلم سازان در این دوران توانسته اند خود را به عنوان نمایندگان برجسته فرهنگ معاصر غرب بشناسانند. در این دهه سینما جانی تازه را در کالبد نسل جدید دمید، نسلی که می خواست با فرهنگ بورژوازی کلاسیک مخالفت کند. و اساساً اصلاحاتی که در دهه شامل بر ۱۹۶۸ انجام شد، مدیون اشخاصی است که در همین سنت سینمایی پرورش یافته بودند. این اشخاص سینمای صامت را بیش از یک سرگرمی می دانستند و آن را سنت هنری و فرهنگی خاص خود تلقی می کردند. سال ۱۹۶۸ علاوه بر اینکه سیاست وارد سینما می شود، اوج رونق فرایندهای فرهنگی-تاریخی است که آغازگر عصر سینمای مدرن هستند. اغلب منتقدان و فیلم سازان در سینمای مدرن شاهد اوج فیلم هنری، و نوعی ژانر پارادایمی فرهنگ مدرن هستند. در عین حال، در طول دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ منتقدان و فیلم سازان شاهد افول سینمای مدرن، و همزمان، ظهور مجدد اشکال کلاسیک و آکادمیک سینمای هنری بودند. اما در دهه ۱۹۹۰ مشخص شد که سینما نه تنها به مثابه یک سازمان همچنان در مواجهه با هجمه سرگرمی های صوتی و تصویری، موجودیت و حیات خود را حفظ کرده بلکه سینمای هنری به مثابه مقوله ای مجزا در حوزه صنعت فیلم اروپا قوی تر و نهادینه تر از گذشته شده است. نویسنده کتاب معتقد است ایجاد آکادمی فیلم اروپا، رشد تولید فیلم های ملی در فرانسه و آلمان نشان می دهد که سینمای هنری همچنان در اروپا روبه رشد و تزاید است. و حتی این گونه سینما در شرق دور و ایران نیز طی دو دهه از قرن بیستم رشد کرده تا بدانجا که می توان گفت سینمای هنری معاصر در آسیا در قیاس با اروپا خلاقانه تر و با پتانسیل بیشتر خود را عرضه کند. نویسنده کتاب حاضر یک طبقه بندی تاریخی از گرایش های مختلف و متفاوت در سینمای مدرن اروپا در فاصله دهه های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ ارائه می دهد. البته قصد آن را ندارد تا تاریخ فیلم در این زمان را به طور کلی بازگو کند، چه، بر این باور نیست که سینمای مدرن با کل فرایند فیلم سازی دراین دوران یکی است. مدرنیسم در سینما ناظر به بخش نسبتاً کوچکی از تولید فیلم هنری است. به این معنا که تنها تعداد معدودی از فیلم هایی که دراین دوران ساخته شدند می توانند به لحاظ زیباشناسانه جایگاه مطلوبی داشته باشند. مقوله سینمای مدرن اغلب با مقوله سینمای مولف ارتباط دارد. نویسنده معتقد است سینمای مدرن مولف محور به این معنا نیست که این قبیل فیلم ها آنچنان متفاوتند که نمی توان آنها را با یکدیگر مقایسه کرد، یا کارگردان هر فیلم دیدگاهی کاملاً متفاوت و مجزا را در فیلم خود عرضه کرده است. کانون توجه نویسنده سینمای اروپا است اما وی در برخی موارد به فیلم های مهم مناطق دیگر نیز اشاره کند. کتاب در چهار بخش کلی و حدود بیست فصل تدوین شده است. بخش نخست به کلیاتی از جمله، ماهیت امر مدرن، آوانگارد، ارتباط سینما با مدرنیسم، بررسی نظریه های مربوط به تمایز امر مدرن و کلاسیک در حوزه سینما و مدرنیسم، پروژه ای ناتمام می پردازد. بخش دوم کتاب، به بحث روایت های سینمای مدرن، فردگرایی در سینمای مدرن، مقایسه فیلم های مدرن و کلاسیک، مدل های روایتگری از جمله مدل خطی، دورانی و پسانئورئالیسم می پردازد. بخش سوم کتاب، به ظهور مدرنیسم و سینمای مولف، صور تاریخی تامل نقادانه در سینما، و مقایسه نئورئالیسم و مدرنیسم در سینما می پردازد. و بخش چهارم به تفصیل سینمای مدرن دهه ۱۹۵۹ تا ۱۹۷۵ را مورد بررسی قرار می دهد.


پاسخ دهید