نگاه پروفسور العطاس به سلفی‌گری در جهان اسلام

پروفسور سیدفریدالعطاس، نایب رئیس انجمن جامعه‌شناسی و استاد جامعه‌شناسی ملی سنگاپور، شخصیت شناخته‌شده‌ای در حوزۀ جامعه‌شناسی است. حوزۀ مطالعاتی پروفسور العطاس، جامعه‌شناسی دین و جامعه‌شناسی سیاسی است. آخرین اثر پژوهشی وی با عنوان کاربست نظریۀ ابن خلدون در سال ۲۰۱۴ به انگلیسی منتشر شده است. ازآنجاکه وی در حوزه‌های نام‌برده صاحب نظر است، به کشورهای مختلف برای سخنرانی دعوت می‌شود. دانشگاه خوارزمی از ایشان برای برگزاری کارگاهی در ایران دعوت نموده بود. آنچه در ادامه خواهید خواند، گزارشی از سخنرانی سید فرید العطاس با عنوان سلفی‌گری و فرقه‌گرایی در جهان اسلام، در دانشکدۀ علوم اجتماعی بخش جامعه‌شناسی دانشگاه تهران است که به زبان انگلیسی ارائه شد.

پروفسور سید فرید العطاس در ابتدای سخنرانی خود چنین گفت: در این نشست بنا دارم دربارۀ رابطۀ سلفی‌گری و تشیع و ضدیت سلفی‌گری با تشیع ــ که یکی از مسائل مهم در دنیای امروز ماست که متأسفانه جدی بدان نگریسته نشده است ــ صحبت کنم و اینکه افراطی‌گری چیست؟ اصولا وقتی می‌گوییم افراطی‌گری، مراد و منظورمان چیست؟ و در نهایت اینکه دربارۀ اهمیت گفت‌وگو و تقریب بین شیعه و سنی صحبت کنم. 

پروفسور سید فرید العطاس سپس جمع را مورد خطاب قرار داد و گفت: «جمع شما یک جمع دانشگاهی است؛ از‌این‌رو من صحبت های خود را به انگلیسی ارائه خواهم داد.

در جامعه‌شناسی معنای دقیقی از افراطی‌گری نداریم. برخی از افراد، برخی از واژه‌ها را وقتی که به زبان فارسی ترجمه و گفته می‌شوند، مانند بنیادگرایی یا اسلام سیاسی، معادل افراطی‌گری می‌دانند و برخی دیگر معتقدند که این واژه‌ها دربردارندۀ مفهوم افراطی‌گری نیست».

این صاحب نظر جامعه‌شناسی، در ادامه گفت: «برای اینکه بتوانم معنی این واژه را برای شما بیشتر تداعی کنم یک سؤال از شما می‌پرسم و آن این است که به نظر شما چه چیزی افراطی‌گری نیست؟». در جواب این سؤال، حضار نظرات خودشان را گفتند.

سپس ایشان از ایدۀ میزان و اعتدال سخن گفت و در توضیح این موضوع اظهار نمود: «اگر شما آیات قرآن و روایات را نگاه کنید، می‌بینید که نه افراط مورد قبول است و نه تفریط. آنچه پسندیده است اینکه یک چیزی بین این دو باشد و آن حد میزان این دو است. در واقع حد بین این دو، امت وسط یا امت معتدل می‌شود. از طرف دیگر در نظر من کسی به سوی افراطی‌گری تمایل و گرایش پیدا می‌کند که نتواند تعادل بین دو جریان تفریط و افراط را برقرار کند. اگر من بخواهم دربارۀ تعادل یا بالانس بین افراط و تفریط سخن بگویم، اجازه بدهید چند مثال برای شما بزنم؛ اولین مثال من دربارۀ ظاهر و باطن احکامی دینی از جمله نماز است. اگر کسی فقط به ظاهر نماز اکتفا کند، مثلا به سجده برود، به رکوع برود، ولی به باطن اعمال تأمل و تفکر و توجه نکند و نیز اگر کسی بگوید من ظواهر دین را انجام نمی‌دهم و فقط به امور باطنی توجه می‌کنم، از نظر من هر دو این کارها افراط است و شما را به سوی افراطی‌گری می‌برد».

مثال دیگر دراین‌باره، بحث سنت و مدرنیته است. ایشان، این مثال را با طرح سؤالی مطرح ساخت که آیا به نظر شما، وهابیت متمایل به سنت است یا مدرنیته؟ افراد حاضر در جمع، در جواب این سؤال گفتند: کاملاً واضح است که وهابیت متمایل به سنت و بنیادگرایی است، اما العطاس در جواب گفت: «بر خلاف نظر شما باید بگویم اتفاقا اینها متمایل به مدرنیته یا مدرن هستند. به عنوان مثال اگر در مکه شما نگاه کنید، می‌بینید که تمام معماری سنتی این شهر را از بین بردند. مثلا شما در اروپای غربی نگاه می‌کنید که آنها همۀ تلاش خود را برای حفظ آثار تاریخی به‌کار می‌برند، ولی در عربستان مدرن همۀ آثار را از بین می‌برند».

استاد جامعه‌شناسی سنگاپور سپس این سؤال را مطرح ساخت که چرا وهابیون آثار سنتی را از بین می‌برند؟ و در جواب گفت: «برمبنای تفکر وهابیون، این آثار تاریخی و مزارها و امکان مقدس، مظاهر شرک هستند که باید از بین برده شوند. حالا همین مقوله را دقت کنید که خودش زمینه‌ساز سرمایه‌داری خاص و کاپیتالیسم می‌شود. شما دقت کنید که آنها را مظاهر شرک می‌دانند و به جای آنها می‌آیند هتل، مغازه و… می‌سازند.

یک نگاهی به تاریخ، ما را به این واقعیت می‌رساند که شیعه و سنی در تاریخ با وجود تمام اختلافاتی که در حوزۀ کلام و فقه و… داشتند، در جوامع اسلامی در کنار هم و به شکلی مسالمت‌آمیز زندگی می‌کردند، اما متأسفانه اکنون این تعادل در حال به هم خوردن است».

پروفسور سید فرید العطاس در ادامۀ صحبت‌های خود به ضدیت جریان سلفی و وهابیت با تشیع اشاره کرده و گفت: «سلفی‌ها و وهابیت با ترویج این تفکر که شیعیان اهل فساد و فاسق هستند، تلاش می‌کنند تشیع را یک بدعت و خارج از دین نشان دهند. از طرف دیگر این گروه‌ها تلاش می‌کنند که جریان اهل سنت را در مقابل اهل تشیع قرار بدهند. متأسفانه باید به این واقعیت اشاره کنم که جهان اهل تسنن به سوی سلفی شدن حرکت می¬کند. وهابیون به دنبال ترویج این اندیشه هستند که تشیع ساخته و پرداختۀ فردی یهودی به نام عبدالله بن سبا است؛ درحالی‌که اگر تاریخ را نگاه کنید، می‌بینید که علمای اهل سنت در عهد کلاسیک چندان به این داستان توجه نمی‌کردند. بااین‌حال امروزه وهابیون تلاش می‌کنند از این موضوعات برای ضربه زدن به شیعیان استفاده کنند؛ مثلا از دیگر اتهاماتی که وهابیون به شیعه می‌زنند این است که شیعه‌ها به جای مکه به کربلا می‌روند و سب صحابه پیامبر(ص) یک اصل در بین شیعیان است و شیعیان به سنگ یا خاک سجده می‌کنند».

سید فرید العطاس

نایب رئیس انجمن جامعه‌شناسی و استاد جامعه‌شناسی ملی سنگاپور، در ادامۀ صحبت‌های خود به نقش رسانه‌ها در ترویج اخبار بر ضد تشیع اشاره کرد و گفت: «اگر امروزه شما ماهواره‌ها را در کشورهای جنوب شرق آسیا و به‌خصوص مالزی و اندونزی نگاه کنید، می‌بینید که صبح تا شب اخبارشان علیه شیعیان است. حتی در این کشورها، سیاسیون هم به این موضوعات دامن زده‌اند. این روند در تمام کشورهای اسلامی رو به افزایش است؛ مثلا در عراق، افغانستان، پاکستان و… . چرا این اتفاقات در حال رخ دادن است؟ چرا جهان اسلام با این مشکلات مواجه شده است؟» 

پروفسور سیدفریدالعطاس در پاسخ به این سؤال‌ها گفت: «داستان این موضوع بسیار گسترده است. شما دقت کنید به این موضوع که پیروزی انقلاب اسلامی و گسترش افکار و اندیشه‌های انقلابی ایران در بین سایر ملت‌ها و به‌خصوص نشر اندیشۀ انقلابی از طریق آثار شهید مطهری، شریعتی و شهید صدر باعث شد یک احساس ترسی در بین دولت‌های سنی‌مذهب از انقلاب ایران و تشیع به‌وجود آید. این گفتمان‌ها باعث گردید بسیاری در جهان اهل سنت به تشیع تغییر آیین دهند. در چند سال اخیر هم در کشورهای عربی و کشورهای اهل سنت گرایش به تشیع زیاده شده و این خود عامل ترس برای دولت‌های سنی‌مذهب و به‌خصوص وهابیون شده است. این موج‌ها باعث شکل‌گیری جریان ضد تشیع شده است. در ادامۀ همین روند، شکل‌گیری دولت نوری المالکی در عراق بعد از فروپاشی نظام بعثی در این کشور، عامل دیگری در افزایش ترس در بین دولت‌های سنی‌مذهب است؛ چرا که با استقرار دولت شیعی‌مذهب در عراق، عملا این کشور به پایگاه دیگری برای شیعیان جهان تبدیل شد». 

نایب رئیس انجمن جامعه‌شناسی سنگاپور، فراموشی تاریخ را عاملی در دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی دانست و اظهار کرد: «شما نگاه کنید یک سری افکار در بین عوام اهل سنت و اهل تشیع وجود دارد که این دو گروه از زمان حضرت رسول(ص) جنگ و خونریزی داشته‌اند. آیا واقعیت امر این است؟ هرگز این گونه نیست، بلکه مشکل این است که ما تاریخ را از دست داده‌ و فراموش کرده‌ایم. در تاریخ، اهل تسنن و اهل تشیع با هم زندگی کرده‌اند، مراودات تجاری داشته‌اند، با همدیگر ازدواج کرده‌اند، بزرگان و علمای هر دو گروه برای تقریب کار کرده‌ و افراط‌گری را تقبیح نموده‌اند».

ایشان سپس به نقش گروه‌ها و دولت‌ها در دامن زدن به اختلافات اشاره کرد و دولت اموی را یکی از عوامل مهم و مؤثر در این امر دانست و سپس افزود: «وظیفۀ ما به عنوان جامعه‌شناس این است که به بازیابی تاریخ و روایت‌های محوشده بپردازیم».

بحث دیگر سید فرید العطاس، دربارۀ تقریب شیعه و سنی بود. ایشان تقریب را یکی از مسائل مهم جهان امروز برشمرد و در این زمینه به سعید نورسی اشاره کرد و گفت: «سعید نورسی شخصیتی است  که در کشور ترکیه زندگی می‌کرد و در سال ۱۹۶۰ درگذشت. ایشان را شاید بشود در ایران با شهید مطهری مقایسه کرد که روشنفکر دینی بود. نورسی بر این باور بود که که گرچه در آیات قرآن، اسامی اهل بیت نیامده است، در حدیث کساء نام آنها آورده شده است».

نایب رئیس انجمن جامعه‌شناسی سنگاپور پس از طرح این سؤال که کاربرد حدیث کساء چیست، بدان چنین پاسخ داد: «حضرت رسول(ص) این موضوع را پیش‌بینی کرده بود که در آینده، بین امتش اختلاف پیش خواهدآمد و در این اختلاف و درگیری‌ها، میزان اهل بیتش هستند. برای اینکه حسین(ع) و معاویه یکی انگاشته نشوند و همه بدانند که حسین و دیگر اهل بیت جایگاهشان کجاست، این حدیث مطرح شده است».

وی در ادامه، دربارۀ جایگاه امام حسن و امام حسین(ع) در نزد حضرت رسول(ص) سخن به میان آورد و سپس به این نکته اشاره کرد که حسین و حسن(ع) و فرزندان آنان و همۀ کسانی که ادامه‌دهندۀ نسل ایشان هستند، عامل تقرب و نزدیکی به خداوند می‌باشند و در جهان اسلام اگر نگاه کنید، می‌بینید بسیاری از کسانی که دارای نقش وجایگاه معنوی هستند، مانند صوفیان و شیوخ و… از این نسل یا از این خط پیروی می‌کنند. 

سید فرید العطاس در پایان صحبت‌های خود گفت: «نتیجه‌ای که می‌خواهم از صحبت‌هایم بگیرم این است که جنگی بین شیعه و سنی نیست، بلکه سلفی‌ها و وهابیون هستند که تلاش می‌کنند شیعه و سنی را در برابر هم قرار دهند. از سوی دیگر داعش، نیروی نظامی اهل سنت نیست، بلکه گروهی افراطی بر ضد همۀ مسلمانان است. من تلاش می‌کنم این مرزها را نشان دهم، گرچه در این امر از لحاظ سیاسی در کشور خودم مشکل دارم. سخن پایانی‌ام این است که باید برای گفت‌وگو و تقریب تلاش کنیم و به بازیابی تاریخ بپردازیم».


پاسخ دهید