جایگاه قرآن و حدیث در اندیشه‌ی سلفی

آن‌چه در پی می آید گزارشی اجمالی از پیش و پس نشست «جایگاه قرآن و حدیث در اندیشه‌ی سلفی» با حضور دکتر احمد پاکتچی در مرکز تخصصی ائمه‌ی اطهار (سلام الله علیه) است.

گزارش نشست جایگاه قرآن و حدیث در اندیشه‌ی سلفی

 

هفته‌ی گذشته بر در و دیوارهای مکان‌های پرازدحام طلاب در شهر مقدس قم، بنرهایی جهت اعلام دوازدهمین جلسه از سلسله نشست‌های «شناخت و نقد سلفیه» با موضوع «جایگاه قرآن و حدیث در اندیشه‌ی سلفیه» در مرکز تخصصی ائمه‌ی اطهار (سلام الله علیهم) و با حضور دکتر احمد پاکتچی زده شده بود. مرکز فقهی ائمه‌ی اطهار در میدان معلم را مرجع فقید، آیت الله العظما فاضل لنکرانی (ره) بنیان نهادند و اکنون فرزند ایشان، حجه الاسلام والمسلمین محمدجواد فاضل لنکرانی مدیریت آن را بر عهده دارد. این نشست ساعت ۱۸ بود. نماز مغربم را در خانه بپا داشتم و پیاده راهی مرکز شدم. با آن‌که بر بنرها نوشته شده بود که این نشست در مسجد ائمه‌ی اطهار برگزار می‌شود، از نگهبان محل برگزاری نشست را پرسیدم. گفت: مسجد! برای نخستین بار بود که وارد این مرکز می‌شدم. در مسجد نماز جماعتی بر قرار بود. در مرکز گشت و گذاری کردم و سرکی کشیدم. کتاب‌فروشی، حیاط و … . دیدم چند سالن اجتماعات و اجلاس دارند. تعجب کردم که چرا این نشست در مسجد برگزار می‌شود! بر تابلو آگهی نشستی دیگر در همان زمان در یکی از این سالن‌ها را دیدم! با خود گفتم: دو نشست در یک زمان!؟ … رفتم بنگهبان گفتم (تنها آدم قابل دسترس در آن زمان): چرا نشست در مسجد برگزار می‌شود نه در سالن اجتماعات!؟ گفت: سالن اجتماعات بسیار بزرگ است گنجایش فلان (عددش را گفت و فراموش کردم!) نفر را دارد و این نشست پنجاه شصت نفر بیش‌تر نمی آیند! با خود گفتم: عجب! حتما، با تجربه‌ی نشست‌های پیشین بدین نتیجه رسیدند! البته، بگویم که یکی از مسئولان جلسه در پایان آن گفت که بدلیل در حال تعمیر و توسعه بودن سالن اجتماعات این‌جا برگزار شده است! نمی‌دانم کلام کدام‌یک را بپذیرم!؟ … بگذریم … نماز جماعت پایان یافت و بسیاری رفتند … چند نفری نیز نشستند. گویا، منتظر نشست بودند … یکی دم در می‌گفت: اسم و شماره‌تان را در این برگه بنویسید … من اولش ننوشتم اما آخر جلسه پس از پرسش از چرایی این کار نوشتم. برگه‌ای پخش می‌کردند که شناسنامه و کارنامهی اجمالی دکتر پاکتچی بود. … یکی یکی افرادی برای نشست می‌آمدند تا آن‌که دکتر پاکتچی آمد. از ایشان استقبالی اجمالی شد و مجری برنامه آمد و بحاضران خوش‌آمد گفت. قاری سوره‌ی طارق را خواند! تا آیه‌ی شریف فلینظر الإنسان إلی طعامه را قرائت کرد یاد حدیث معصوم در ذیلش افتادم: أی علمه الذی یأخذ عمن یأخذ … خندم گرفت! نمی‌دانم حسن انتخاب بود یا سوء آن …! … برای دکتر پاکتچی چای و قند آوردند و ایشان هم خورد … بالاخره مجری پس از اشاره‌ای کوتاه درباره‌ی سلفیه و تکفیری‌های دیوبند و بوکوحرام از دکتر پاکتچی برای سخنرانی دعوت کرد. دکتر پاکتچی با اوصافی مانند علما و فضلا هندوانه‌ای زیر بغل حاضران گذارد (در وسط سخنرانی هم بارها تکرار کردند که همانطور که میدانید که خنده‌ام می‌گرفت! چون بعید می‌دانستم کسی از جمع بداند!) و سخنانش را با این نکته آغاز کرد: نمی‌خواهیم مکررات را تکرار کنیم! از این سخن شاد شدم بگذریم که این ادعا چندان رخ نداد اما اعتقادش نیز ارزنده است …! ویدیو پروژکتور از همان آغاز کار نکرد! گویا! اشکال از سیمش بود … وسطش درست شد و دوباره خراب شد! نصف حواس حاضران بعملیات درست کردن آن بود … بهر حال، پاورپینت‌ها نمایش داده نشد … این را بگویم که بارها میان جلسه با خود می‌گفتم که چرا آیت الله دکتر احمد عابدی را در این موضوع دعوت نکردند!؟ (استاد عابدی اطلاعاتی وسیع و عمیق از ابعاد گوناگون سلفیه دارند و چهارشنبهها در درس خارج فقهشان مباحث جهاد و دفاع در اسلام را بیان میدارند و بنقد و رد نظرات سلفیه بویژه تکفیریها می‌پردازند) … سخنان ایشان با تلخیص و چکیده‌گیری حاوی نکات ذیل بزبان من بود:

۱٫      از آغاز پیدایش سلفی‌گری، سلفی‌ها داریم نه سلفی! بدین معنا که سلفی اسمی است برای چند مسما!

۲٫      برای سلفی‌ها ارتباط با مخاطب بسیار مهم است و سبک آن‌ها اقناعی- جدلی (بنحوی قدرت نرم) است و تطور آن‌ها در تاریخ بهمین جهت است. می‌توان وجه جامع آن‌ها را همین نکته دانست. سلفی‌ها بیش از آن‌که بر مبانی‌شان کار کنند، اقتضائی عمل می‌کنند.

۳٫      اکنون دو سبک در میان سلفی‌ها هست: برخی روش‌شان تضییق است و آن‌ها تهذیب‌گرایان‌اند و کارشان نقد احادیث است و برخی نیز روش‌شان توسعه است و کارشان بذر‌افشانی است بدین معنا که همه‌ی کتب و صحف حدیثی را احیا می‌کنند و مردم را بعمل بدان‌ها می‌خوانند.

همراهم «ضبطک»ی (ام پی تیری یا ویس ریکوردر) نبود و گر نه نشست را برای‌تان ضبط می‌کردم و بار می‌گذاشتم. در پایان، باید بدو نکته اشاره کنم: یکم آن‌که دکتر پاکتچی در سخنرانی‌اش بکتاب‌ها و مقاله‌هایش درباره‌ی سلفیه اشاره می‌کرد که نشان آن‌ست که مطالب سخنرانی‌اش آن‌جا بتفصیل آمده و دوم آن‌که این نشست‌ها هر هفته (گویا، اشتباه فهمیدم! برخی هفتهها … ببعد از تحریر رجوع شود!) چهارشنبه ساعت ۱۸ در مرکز تخصصی ائمه‌ی اطهار (سلام الله علیه) برگزار می‌شود و این هفته نیز دکتر انشاءالله رحمتی درباره ی اخلاق نزد سلفی‌ها سخن می‌رانند. در کل، برگزاری این نشست‌ها کاری نکوست …!

بعد از تحریر (پس‌نوشت): 

امشب، پس از گزاردن نماز بنا بر آن‌چه در پایان نشست پیشین وعده کردند، برای شرکت در نشست اخلاق نزد سلفیه با حضور دکتر إنشاهء الله رحمتی ره‌سپار مرکز تخصصی ائمه‌ی اطهار شدم. چون رسیدم نه از نشستی خبری بود و نه از مقدمات آن! حتا مانند هفته‌ی پیشین بنر و اعلامیه‌ای بر در دیوار نصب نبود! ناگهان بیاد آوردم که بر عکس نشست پیشین، اصلا در این هفته تبلیغی برای این نشست ندیدم! از نگهبانی پرسیدم که امشب نشست دکتر رحمتی برگزار نمی‌شود!؟ گفت: نمی‌دانم؛ بگذار پرسم. رفت و پرسید و گفت: در دفتر آقای فاضل در سه راه بازار برگزار می‌شود. من با آن‌که هر لحظه در برگزاری نشست بیش‌تر شک می‌کردم، با خود گفتم: حالا بروم، حداقلش اینه که دفتر مرحوم آقای فاضل را می‌بینم. بدو بدو رفتم چهارراه سجادیه و سوار تاکسی شدم و رفتم سه راه بازار. رسیدم که بدفتر بر سردرش نوشته بود: حسینیه و کتاب‌خانه‌ی آیت الله فاضل لنکرانی تأسیس ۱۴۲۰ ق … رفتم تو دیدم چند مکلا و معمم نشسته‌اند که سبک و سیاق‌شان با حاضران جلسه‌ی دکتر پاکت‌چی فرق دارد و پشت میزی آخوندی میان‌سال آماده‌ی صحبت می‌شود. آن‌جا نیز از اعلامیه و تبلیغ نشست دکتر إنشاء الله رحمتی خبری نبود. ته حسینیه نشستم. آقایی که هفته‌ی گذشته هم اسامی را می نوشت، بمن گفت: اسم و تلفنت را بنویس. گفتم: هفته‌ی پیش نوشتم. گفت: هر هفته حضور غیاب می‌کنیم! تعجب کردم چون هفته‌ی پیش گفته بود: این فهرست جهت اطلاع‌رسانی‌ست! بهش چیزی نگفتم ولی بهم برخورد. آن آقا که از شاگردان مرحوم آیت الله فاضل بود (خودش اول صحبت‌هاش گفت!)، شروع بسخنرانی درباره‌ی اختلاف در تاریخ ولادت رسول الله (ص) کرد. از بغل دستیم پرسیدم: این آقا کیست؟ گفت: آقای طبسی! گفتم: هفته‌ی پیش این‌ها وعده کرده بودند که این هفته دکتر رحمتی با موضوع اخلاق نزد سلفیه سخن می‌راند! گفت: این‌ها یه چیزی میگن! تو اس ام اس که اینجوری نوشته بود (آقای طبسی …). گفتم: اس ام اس دادند!؟ گفت: آره! با خود گفتم: اینا که شماره‌ی ما را گرفته بودند، لااقل بنا بر حرف و ادعای خودشان بما نیز اطلاع‌رسانی می‌کردند! زدم بیرون و بخانه بازگشتم … از این مسائل که بگذریم … در حسینیه چند عکس و نقاشی از مرحوم آقای فاضل بود. بالای منبر، عکس بنسبت بزرگی از آقای فاضل بچشم می‌خورد که سمت راستش تنها عکس امام! و سمت چپش عکس پدر آقای فاضل که از علمای قم بودند و همراه همسرش‌ان در شیخان قم خاکند دیده می‌شد. کتبیه‌ای هم در گوشه‌ی حسینیه بر دیوار دیدم که بخشی از وصیت آقای فاضل بر آن نقش بسته بود: این حسینیه وقف آیت الله والد است و دوست دارم که در آن، روضه‌ی جمعه‌ها و دهه‌ی اول محرم و ایام فاطمیه همیشه بر قرار باشد (نقل بمضمون) … بگذریم … یا خلف وعده دیگر قبیح نیست یا من تاریخ نشست را اشتباه فهمیدم یا چیزهای دیگر …

بعد بعد از تحریر: یکی از دوستان گفت: چرا نوشتی «برای دکتر چای و قند آوردند و ایشان هم خورد»!؟ چه فایده یا نکته ای در این است!؟ مگر خودت نمی گویی باید هر چه می نویسیم وجهی داشته و مفید باشد؟ در پاسخش گفتم: بله! وجه و نکته دارد ولی برای آدم های نکته یاب! مقصودم آن بود که در چنین نشستی از سخن رانش تنها با چای و قند پذیرایی شد و از حاضران نیز اصلا، پذیرایی نشد و شما این را قیاس کنید با پذیرایی های گاه مجلل و تجملی در نشست هایی که در تهران و بسیاری از دانشگاه ها و پژوهش گاه ها  برگزار می شود! چه ساده و بی پیرایه این نشست برگزار شد و دکتر پاکتچی نیز با سادگی و بی پیرایه ای برخورد کردند. می دانید که دکتر پاکتچی خود از طلاب اند! این دوست ما پس از شنیدن پاسخ ما گفت: خب چرا این را توضیح ندادی!؟ گفتم: این را خواننده ی هوشیار و فرهیخته باید دریابد! فتدبر واعتبر …


2 پاسخ به “جایگاه قرآن و حدیث در اندیشه‌ی سلفی”

  1. جواد می‌گه:

    سلام
    جلسه پرباری بود. اگر متن نشست را برای بالابردن سطح علمی مخاطبان منتشر کنید سپاسگذاریم.

  2. صوت و متن! می‌گه:

    جواد جان! صوتش را بیار تا متنش را در پایگاه بگذاریم! در ضمن، فکر کنم «سپاسگزار» درست باشد!

پاسخ دهید