بُرشی از حیات سیاسی شهید حسینی طباطبایی

شهید حجت الاسلام و المسلمین سید محمدتقی حسینی طباطبایی در سال ۱۳۰۷ در شهرستان زابل در یک خانواده کشاورز محروم سیستانی متولد شد . او پس از آموزش‌های مقدماتی، تحصیلات خود را در قم و نجف ادامه داد و از محضر علمای بزرگ هر دو حوزه بهره گرفت و به مرحله اجتهاد رسید . محمدتقی حسینی طباطبایی که برای پیروزی انقلاب اسلامی مجاهدت بسیار کرده بود، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان نمایندۀ محرومان زابل به سنگر مجلس آمد. او در ایام نمایندگی ضمن کوشش برای بهبود وضع فرهنگی و اقتصادی سیستان، با سخنرانی‌های خود در مجلس و نماز جمعه‌های شهرستان‌ها و دیگر مجامع، به افشای عوامل ضد انقلاب دست زد و سرانجام نیز در میدان مبارزه با خطوط انحرافی و ضد انقلابی در ۷ تیر ۱۳۶۰ در جمع یاران شهید بهشتی، به جوار رحمت حق پیوست .

بُرشی از حیات سیاسی شهید حسینی طباطبایی

(از شهدای هفتم تیر)

حجت الاسلام حاج سید محمدتقی حسینی طباطبایی از جمله شهدای هفتم تیر است که می توان گفت دربارۀ او هم زیاد صحبت شده و هم به نوعی برای اکثریت ناشناخته است. اگر در سایت ها نام او را جست‌وجو کنیم، دربارۀ او زندگینامه‌های متفاوتی نوشته شده است، اما متأسفانه اغلب آنها کلی‌گویی کرده و ازهمین‌رو هنوز چهرۀ این شهید بزرگوار و فعالیت‌های او ناشناخته مانده است. 

شهید حسینی طباطبایی از شهدای هفتم تیر

شهید حسینی طباطبایی از شهدای هفتم تیر

ما در این مقال قصد داریم با معرفی سه سند به بخشی از حیات سیاسی و مبارزاتی این شهید در قبل از انقلاب بپردازیم:

سند اول مربوط به شهربانی زابل است که در تاریخ اول تیرماه ۱۳۴۹ برای ریاست گروه اطلاعات شهربانی کل کشور ارسال شده است. برطبق آنچه در این سند آمده، منزل این شهید در قبل از انقلاب مأمن و پناهگاه افراد مبارز و انقلابی بود که به شهرستان زابل تبعید می شدند. غلامرضا صلواتی، علی‌اصغر مروارید و ابوالقاسم خزعلی سه تن از این تبعیدی‌ها بودند که بنا بر رأی کمیسیون حفظ امنیت اجتماعی قم به علت فعالیت‌های مبارزاتی به ترتیب به شش ماه و هجده ماه تبعید در زابل محکوم شدند. نامبردگان در تاریخ سی‌ام خرداد ۱۳۴۹ وارد شهر زابل می‌شوند و در منزل شهید حسینی طباطبایی سکونت می کنند. 

پناه دادن به فرد تبعیدشده در اوج خفقان رژیم پهلوی، بیانگر همراهی میزبان با آنها و موضع گیری منفی وی در برابر حکومت است که می تواند پیامدهایی ناگواری در پی داشته باشد. اگر مخاطرات این کار را در نظر بگیریم، بهتر می-توان به ارزش کار پی برد.

سند شهربانی زابل

سند شهربانی زابل

سند دوم؛‌ به یکی از سخنرانی‌های شهید طباطبایی در آذرماه ۱۳۵۷ اشارت دارد و حاوی برخی نکات جالب توجه است: اول از آنکه در این سند از او با عنوان «روحانی قشری شهر زابل» یاد شده که یدی طولانی در بیان مطالب علیه رژیم دارد و به قول مأمور ساواک برخلاف مصالح مملکت صحبت می‌کند. دوم آنکه او معتقد به وحدت شیعه و سنی است و آنها را جدا از هم نمی‌بیند. این اعتقاد نه تنها بعد از انقلاب که در قبل از انقلاب هم در او وجود داشته است. در این سند او شیعه و سنی را حزب پیروز قلمداد کرده است. سوم آنکه در شعارهایی که او انتخاب می‌کند، اصول انقلاب موج می‌زند؛ استقلال، آزادی و برپایی حکومت اسلامی و ابایی هم از بیان این واژگان ندارد. چهارم؛ شجاع و نترس است، آشکارا بر منبر اعلام می‌کند که از دستورات شهربانی پیروی نخواهد کرد و با هر کس که بخواهد مانع اجرای فعالیت‌هایش شود مبارزه خواهد کرد. پنجم؛ تابع رهبری نهضت و ولی زمانش است. ایشان آشکارا از حضرت امام حمایت و دیگران را نیز به حمایت از او دعوت می‌کند. ششم در مقابل دشمن تیزهوش است، از ایام محرم بهترین استفاده را می‌کند، علاوه بر استفاده از منبر در این ایام با راهنمایی او، پرچم سرخ‌رنگی که علامت شهادت و فداکاری اباعبدالله الحسین(ع) در این ماه است بر درب مسجد حکیم شهر زابل نصب می‌شود و بین نهضت حضرت امام خمینی و قیام امام حسین(ع) پیوند می‌زند.

نکتۀ پایانی که باید به آن اشاره کرد این است که همۀ این فعالیت‌ها توسط ارزیاب خبر ساواک مورد تأیید قرار گرفته و این‌قدر مهم بوده که به سمع و نظر نخست‌وزیر هم رسیده است.

سند ساواک درباره شهید حسینی طباطبایی

سند ساواک درباره شهید حسینی طباطبایی

سند سوم: این سند متعلق به فعالیت¬های مبارزین شهر زابل و همچنین طرفداران رژیم در روزهای ۲۱ و ۲۲ آذرماه ۱۳۵۷ است. برطبق این سند، شهید حسینی طباطبایی سردمدار مبارزه علیه حکومت است و در آن از او با عنوان «روحانی تندرو» یاد شده است. طباطبایی بی‌محابا در اجتماع مردم زابل در مسجد شریفی که ساواک تعداد آنها را دوهزار نفر اعلام کرده!؟، به مسئولان دولتی منطقه به علت تسامح در مجازات مسببین حادثۀ مسجد حکیم اعتراض می کند. به چالش کشیدن مسئولان حکومتی در منبر بیانگر شجاعت ذاتی اوست که برای همۀ افراد متصور نبوده و نیست. از نکات دیگر مهم این سند این است که به طور آشکارا اذعان به شکستن شیشه‌های مسجد حکیم توسط افراد شاه‌دوست و وطن‌پرست شده است. در اغلب اسناد ساواک و شهربانی، شکستن شیشۀ مغازه‌ها، مساجد و بانک‌ها به افراد معلوم‌الحال (مبارز و انقلابی) نسبت داده شده است، حال آنکه در این سند برخلاف این رویۀ معمول، واقعیت بیان شده است. بهره‌گیری از حربه‌های مختلف مبارزاتی توسط این شهید باز هم نشانۀ تیزهوشی و فراست اوست. با راهنمایی او در موقع لزوم پارچه‌نوشتۀ سرخ‌رنگ در درب مسجد شهر نصب می‌شود، در زمانی دیگر آشکارا در اجتماع مردم بر منبر بر اقدامات و عملکرد رژیم می‌تازد و زمانی هم با راهنمایی وی، مغازه‌های شهر زابل تعطیل می‌گردند.

نکتۀ آخر این است که این سند همچون سند پیشین از ارزش خبری بسیار بالایی برخوردار بوده و لذا برای نخست‌وزیر ارسال شده است. 

سند ساواک درباره تظاهرات شهر زابل

سند ساواک درباره تظاهرات شهر زابل


1 پاسخ به “بُرشی از حیات سیاسی شهید حسینی طباطبایی”

  1. تشكر می‌گه:

    با تشکر از شما به خاطر معرفی این اسناد، به نظر بنده خوب است درباره دیگر شهداء این حادثه هم اسنادی از این دست و یا عکس های کمتر منتشر شده ای در سایت انجام شود. اغلب این شهداء در شهرهای خود وزنه ای بوده و از جایگاه رفیعی برخوردار بودند اما چون ذیل حادثه هفتم تیر و شهید بهشتی دیده می شوند کمتر مورد توجه قرار گرفته اند.

پاسخ دهید